پایتختی فرهنگی بدون شهروند فرهنگمدار معنا ندارد
مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی فارس در گفتوگوی اختصاصی با «شهر مردم»:
فرهنگ اصیل شیراز؛ اقیانوسی که خردهفرهنگها را در خود ذوب میکند
معاون فرهنگی، اجتماعی و ورزشی شهرداری شیراز در گفتوگو با خبرنگار ما مطرح کرد؛
شهروند فرهنگمدار؛ از خدماتگیرنده تا شریک سرنوشت شهر
جلالالدین عرفانی –فارس آگاه
فرهنگ، جزء لاینفک زندگی هر جامعهای است؛ گاه از آن به عنوان اسکلتبندی یک جامعه یاد میکنند که هر چه مستحکمتر باشد، جامعه پویاتر خواهد شد. با گسترش شهرنشینی، واژهای هم به مباحث فرهنگی با عنوان «فرهنگ شهروندی» افزوده شده است؛ واژهای که به مرور زمان از یک اصطلاح به یک خواسته عمومی و واجب اجتماعی تبدیل شد.
اما این واژه در شیراز تفاوت داشت، چرا که از سویی به واسطه وجود برخی از ظرفیتها در این کلانشهر از جمله در حوزه درمانی به عنوان قطب پزشکی جنوب کشور و نیز زیرساختهایی مناسبتر و خدماتدهی بهتر مدیریت شهری، باعث شده است تا به ویژه طی سالهای اخیر این شهر به یکی از مهاجرپذیرترین شهرهای کشور تبدیل شود و جمع شدن همین خردهفرهنگهای مختلف زیر سقف شهر راز؛ کار مسئولیت فرهنگی را سختتر کرده است، چرا که نمیشود نسخهای واحد و ثابت برای کل شهر نوشت و از سویی هم باید مراقب بود تا فرهنگ غنی شیراز در میان این خردهفرهنگها استحاله نشود، همچنین با توجه به عنوان پایتخت فرهنگی برای شیراز و داشتههای ارزشمند این شهر یک بحث دیگر نیز مطرح است و آن پاسداشت این عنوان است که برای آن علاوه بر حفظ و اعتلای میراث گذشتگان باید به فکر توسعه شهر در این حوزه هم باشیم و پیش نیاز این توسعه نیازمند توجه بیشتر «فرهنگ شهروندی» و تربیت شهروندانی فرهنگمدار و شهروندانی فرهنگیست، نه شهرنشینانی بیدغدغه و سرانجام همه اینها به یک سوال ختم میشود که شهر گل و بلبل به «شهروند فرهنگی یا فرهنگ شهروندی»؟ و شاید بهترین پاسخ این باشد که فرهنگ شهروندی بدون شهروند فرهنگمدار به ثمر نمینشیند.
برای واکاوی این معادله، به سراغ متولیان و صاحبنظران عرصه فرهنگ رفتیم تا پاسخ آنها را هم به این سوال بدانیم.
شهروندی شیراز، یک برند جهانی
مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان فارس، در گفتوگو با خبرنگار «شهر مردم»، مبدأ آوازه این دیار را ریشه در نهاد مردمانش دانست و گفت: باور قلبی من بر این است که شیراز همواره به واسطه مردم و انسانهایی که در آن زیستهاند، عنوان پایتخت فرهنگی را در جهان حفظ کرده است و این جایگاه دیرینه وامدار بزرگانی چون سعدی، حافظ، ملاصدرا، سیمین دانشور و خیل پرشمار ادیبان و نخبگان معاصری است که شالوده هویتی شیراز را بنا نهادند.
مهدی رنجبر ادامه داد: این افتخار حاصل عملکرد و منش خود انسانهاست؛ شهروندانی که همواره در رویدادهای گوناگون فرهنگی و هنری پیشگام و تعیینکننده بودهاند؛ بررسیها نشان میدهد که شیراز پس از تهران، پرتعدادترین اجراها و گردهماییهای فرهنگی و هنری را به خود اختصاص داده است؛ آماری که از اشتیاق وافر، فرهنگدوستی و سطح بالای ادراک شهروندان شیرازی حکایت دارد.
این مقام مسئول خاطرنشان کرد: در حال حاضر از اقصینقاط جهان درخواستهای متعددی از سوی تهیهکنندگان و سازندگان برنامههای فرهنگی و هنری برای میزبانی داریم.
به گفته وی، در جریان برگزاری سال گذشته جشنواره جهانی فیلم فجر در شیراز، علیرغم التهابات و بحرانهای منطقهای، نمایندگانی از ۳۴ کشور دنیا حاضر به سفر شدند؛ رویدادی کمنظیر که به پشتوانه اعتبار نام شیراز، اصالت سرزمین فارس و جایگاه ویژه مردم فرهنگمدار آن رقم خورد.
مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی فارس یادآور شد: تعبیر رهبر شهید از فارس و شیراز به عنوان دیار دین، هنر و حماسه، برخاسته از افقی بلند است که پیوند دیرین هویت ایرانی و اسلامی را در این آب و خاک تجلی میبخشد.
مدیریت در دیاری با شهروندان فرهنگمحور
رنجبر مدیریت فرهنگی بر این اقلیم را کاری سنگین و ظریف ارزیابی کرد و اظهار کرد: مدیریت فرهنگی برای مردمی با این ریشه و پیشینه غنی، بسیار خطیر و دشوار است؛ در این دوره مدیریتی، نهایت مساعی ما بر این قرار گرفت که از هیچ سلیقه، حزب، قشر و گروه سنی چشمپوشی نکنیم و تولید سرمایه اجتماعی برای کشور و فارس را محور قرار دهیم.
وی تصریح کرد: حفظ این شهروند فرهنگمحور نیازمند تحرک در صحنه است؛ موضوعی که از طریق گسترش زیست شبانه، رونقبخشی به گردشگری ادبی و تقویت عرصههای نمایش، تجسمی و موسیقی به صورت مستمر دنبال میشود.
رنجبر در تشریح سرشت فرهنگی شهروندان این کلانشهر، به پیوند عمیق زندگی روزمره مردم با فرهنگ اشاره کرد و توضیح داد: در همین شهر، چهرههای برجسته پزشکی و درمانی، روسای بیمارستانها یا فعالان مطرح حوزه تجارت و ساختمان را میبینید که خود بانی و موسس مجموعهها و رویدادهای فرهنگی هستند؛ هنوز هم جلسات خانگی شاهنامهخوانی و حافظخوانی در میان خانوادهها جریان دارد و آیینهای مذهبی اصیل همچون تعزیه و محافل قرآن در خانههای شیرازیها زنده است.
سکاندار حوزه فرهنگی استان فارس اضافه کرد: شیراز شهری است که بسیار پیشتر از مداخله هر ساختار مدیریتی، شهروند فرهنگی خود را تربیت کرده و خود مردم پاسدار شاکله این شهر بودهاند؛ از این رو تلاش ما صرف این شده است که مکتب ادبی و هنری پرچمدار قرون گذشته شیراز که دو استوانه بیبدیل شعر فارسی را در خود جای داده، بدون طرد هیچ رویکردی زنده بماند.
رنجبر در خصوص چالش مهاجرپذیری شیراز هم گفت: زیستن در شیراز به خودی خود کارکردی دانشگاهی و انسانساز دارد، شیراز به واسطه زیرساختهای درمانی، گردشگری، تجاری و اقلیمی همواره شهری مهاجرپذیر بوده است و ورود فرهنگها و اقوام گوناگون در ابتدا پیچیدگیهایی ایجاد میکند و این هم البته هم نیازمند تدابیری است که باید در این حوزه به آن اندیشیده شود.
رنجبر تصریح کرد: اما تجربه ثابت کرده که فرهنگ بومی و اصیل شیراز چنان قوی، وسیع و پرجاذبه است که توانسته به مرور، خردهفرهنگهای دیگر را در خود ذوب کند و هویت واحدی بر پایه فرهنگ شهروندی بسازد؛ این تنوع قومی نه تنها به آسیبی برای پایتخت فرهنگی تبدیل نشده، بلکه تحت جاذبه فرهنگ غالب شیراز، در راستای تقویت فرهنگ شهروندی هدایت شده است.
سنجش رفتار شهروندی؛ از دانش تا رفتار
معاون فرهنگی، اجتماعی و ورزشی شهرداری شیراز نیز در گفتوگو با خبرنگار ما با اشاره به نقش اداره فرهنگ شهروندی سازمان فرهنگی شهرداری در این زمینه تأکید کرد و گفت: با توجه به تنوع و پراکندگی حوزههای اجرایی در فرهنگ شهروندی، یکی از مأموریتهای اصلی این اداره، هدفگذاری، تعیین شاخص، ترسیم نقشه راه و تسهیلگری میان سازمانهای مرتبط است.
محمدعلی چوبینی در پاسخ به این پرسش که چه معیار قابلاندازهگیری برای تغییر رفتار شهروندی در حوزههای ترافیک، پسماند و حقوق همسایگی وجود دارد، تصریح کرد: تعیین شاخصهای سنجش بر عهده اداره توسعه فرهنگ شهروندی است، اما سنجش میدانی این شاخصها در اختیار دستگاه اجراییِ متولیِ هر حوزه قرار دارد؛ چرا که ابزارهای اندازهگیری و دادههای آماریِ هر بخش، در سازمان فرهنگی متمرکز نیست.
وی با تفکیک ابعاد فرهنگ شهروندی به چهار لایه دانش، نگرش، قصد و رفتار، توضیح داد: در مقام دانش و نگرش میتوان از پرسشنامههای تحلیلی استفاده کرد، اما در لایه قصد و رفتار، نیازمند ابزارهای سنجش متفاوتی هستیم، به عنوان مثال نمیتوان از فرهنگ پارک نکردن در حاشیه خیابان سخن گفت، اما زیرساخت پارکینگ را نادیده گرفت.
چوبینی در تشریح شاخصهای ارزیابی در حوزه حملونقل گفت: در این بخش، آگاهی از قوانین رانندگی و حقوق عابر پیاده (دانش)، پیامدهای پارک دوبل و میزان اعتماد به پلیس راهور (نگرش)، و درنهایت خودکنترلی در غیاب پلیس، نرخ پارک دوبل، عبور از چراغ قرمز و رعایت حقوق معلولان (قصد و رفتار)، شاخصهای اصلی سنجش هستند.
وی در خصوص حوزه پسماند نیز اضافه کرد: در این بخش، آگاهی از بازیافت و پسماند صفر (دانش)، مسئولیت فردی در تولید زباله و اعتماد به چرخه بازیافت (نگرش)، نرخ مشارکت خانوادهها در تفکیک و استفاده از نرمافزارهایی مانند بهروب (رفتار) و میزان دسترسی به مراکز بازیافت (سنجه زمینهای)، ملاکهای ارزیابی محسوب میشوند.
معاون شهردار شیراز در پایان پیرامون حوزه آپارتماننشینی هم خاطرنشان کرد: در این حوزه، آگاهی از حقوق و تکالیف قانونی ساکنان (دانش)، نگرش به چالشهایی نظیر نگهداری حیوانات خانگی و استعمال دخانیات (نگرش)، نرخ اختلافات ارجاعی به شورای حل اختلاف (رفتار) و همچنین کیفیت عایق صوتی و ترکیب جمعیتی ساختمان (سنجه زمینهای)، مؤلفههای اصلی سنجش را تشکیل میدهند.
پایلوت شهروند فرهنگی و بودجه
چوبینی در پاسخ به این پرسش که در مناطق یازدهگانه شیراز، کدام محلهها به عنوان پایلوت شهروند فرهنگی انتخاب شدهاند، عنوان کرد: اصولاً شهروندان در محدوده یک محله محصور نیستند، شهروند ممکن است در یک محله سکونت داشته باشد، در محلهای دیگر کار کند و فرزندش در محله دیگری تحصیل کند، از این رو، محله فقط بخشی از بستر اجتماعی فرهنگ شهروندی است، نه مرز آن؛ واحد مداخله و ارزیابی ممکن است ساختمان، مسیر یا نقطه خاص شهری باشد، نه لزوماً محله.
این مقام مسئول تصریح کرد: با این حال، این به معنای بینیازی از پایلوت نیست، پایلوت زمانی معنا پیدا میکند که ابتدا بدانیم چه میخواهیم، وضعیت موجود چیست و چه مداخلهای باید انجام دهیم.
به گفته چوبینی، در آغاز این مسیر، سند بالادستی یا پژوهش جامعی که بر اساس شرایط شیراز، اولویتهای مداخله در فرهنگ شهروندی را مشخص کرده باشد، در اختیار نداشتیم؛ از همین رو، به جای اجرای برنامههای بیشتر، به سمت پژوهش بنیادین و تدوین سند جامع فرهنگ شهروندی حرکت کردیم و این دو مسیر به صورت همزمان دنبال شد.
وی در مورد بودجه نیز توضیح داد: بودجه اداره فرهنگ شهروندی این سازمان، فقط در سال گذشته حدود ۱۱ میلیارد تومان بوده که امسال نزدیک به ۵۰ درصد افزایش پیدا کرده است.
چوبینی عنوان کرد: برخی اقدامات این حوزه برای اولین بار در سطح ملی اجرا و تمام اینها در طی کمتر از سه سال گذشته انجام شدهاند؛ از جمله این اقدامات میتوان به راهاندازی مرکز تخصصی توسعه و ترویج فرهنگ شهروندی با نام طلوع، تدوین شاخصهای تراز شهروند جامعه ایرانی اسلامی، راهاندازی باشگاه نویسندگان شهر با تألیف ۱۰ کتاب، راهاندازی باشگاه طنز شهروندی با برگزاری سه جشنواره محلی شعر شیرازخند و چهار دوره جشنواره ملی، راهاندازی باشگاه شهربانو، رویداد هم سادهها و هم شهری، جشنواره شهروند رسانهای و نشستهای گفتگو محور فرهنگ شهر اشاره کرد.
برنامه دوسویه برای مهاجران و اقوام مختلف
چوبینی در پاسخ به این پرسش که برای مهاجران و اقوام مختلف ساکن شیراز چه برنامه ای وجود دارد، گفت: براساس شرایط فرهنگی و اجتماعی شیراز، آیا اساساً برای اقوام و گروههای مختلف ساکن شیراز، به برنامهریزی ویژه در حوزه فرهنگ شهروندی نیاز داریم؟ شاید این سؤال در بسیاری از کلانشهرها پاسخ مطلق بله داشته باشد، اما در مورد شیراز نمیتوان با این قاطعیت پاسخ داد.
سکاندار حوزه فرهنگی شهرداری شیراز ادامه داد: در طول سالیان متمادی، اقوام و گروههای اجتماعی متعددی در شیراز حضور داشته و بخشی از بدنه اجتماعی این شهر بودهاند؛ روحیه رواداری «عدم سختگیری و آسان گرفتن مسائل» نیز از ویژگیهایی است که شیراز به آن شناخته شده و بخش قابل توجهی از ویژگیهای اجتماعی و فرهنگی این شهر در طول قرنها، تحت تأثیر همین مهاجرپذیری شکل گرفته است.
به گفته وی، در بسیاری از شهرها ممکن است مهاجران حتی پس از یکی دو نسل همچنان خود را متعلق به شهر مقصد ندانند؛ اما در شیراز، تعلق به شهر و شیرازی بودن توانسته است در کنار هویت خانوادگی و قومی افراد قرار بگیرد و به شکلگیری یک هویت شهری فراگیر کمک کند.
چوبینی تصریح کرد: یکی از محورهایی که بر آن تأکید کردهایم، حفظ و احیای روحیه رواداری است؛ البته رواداری به معنای بیتفاوتی نسبت به تفاوتها نیست؛ بلکه به معنای پذیرفتن تفاوتها در چارچوب حقوق و مسئولیتهای مشترک شهروندی است.
وی اضافه کرد: هدف، ادغام گروههای مختلف در یک الگوی واحد فرهنگی نیست؛ هدف، تقویت یک هویت شهری مشترک است که بتواند تفاوتهای فرهنگی را در خود جای دهد و همه گروههای اجتماعی را در مسیر ارتقای فرهنگ شهروندی همراه کند.
معاون فرهنگی شهرداری شیراز خاطرنشان کرد: از جمله محورهای مورد توجه، افزایش حس تعلق به شهر از طریق شناخت تاریخ و هویت شیراز و افزایش مشارکت اجتماعی از طریق دعوت از همه صنوف، اقشار و گروههای اجتماعی برای حضور در فرایندهای فرهنگی و اجتماعی شهر است.
وی اظهار کرد: دوسویه بودن برنامهها به این معناست که رابطه میان شهر و گروههای مختلف اجتماعی صرفاً رابطه آموزشدهنده و آموزشگیرنده نباشد؛ شیراز باید برای همه شهروندان امکان تعلق، مشارکت و اثرگذاری فراهم کند و همه شهروندان نیز در قبال شهر و آینده مشترک آن مسئولیتپذیرند.
تبدیل شهرنشین به شهروند فرهنگمدار
چوبینی در پاسخ به این پرسش که برای تبدیل شهرنشین به شهروند فرهنگمدار چه اقداماتی انجام شده است و تعریف او از این مفهوم چیست؟ گفت: شهروند فرهنگمدار کسی نیست که صرفاً مجموعهای از توصیههای فرهنگی را بداند، بلکه کسی است که به آنها عمل میکند؛ شهروند فرهنگمدار، شهر را سرمایه مشترک میداند، برخلاف شهرنشین که تنها منافع شخصی خود را ملاک قرار میدهد.
وی در ادامه این پرسش را مطرح کرد که آیا آموزههای امروزی به شهروندان القا نکرده است که شهروند خوب صرفاً شهروندی است که هزینههای مدیریت شهر را کاهش میدهد؟ و در پاسخ اظهار کرد: طبیعتاً در این تعریف، شهروندان به دو دسته خدماتدهنده و خدماتگیرنده تقسیم میشوند، اصولاً شهرنشینی یک وضعیت سکونت است و شهروندی، یک رابطه مسئولانه با شهر؛ شهروند، خدماتگیرندهِ صرف نیست، بلکه شهر را او میسازد، او هم دارای تکالیف است و هم حقوق؛ نباید فقط تکالیفش را به او یادآوری کرد، گاهی لازم است حقوق وی نیز به او یادآوری شود.
چوبینی عنوان کرد: شهروند فقط مسئول کم کردن هزینههای مدیریت شهری نیست، بلکه با افزایش مشارکت اجتماعی خود به ارتقای فرهنگ کمک میکند؛ شهروند برای مدیریت شهری زحمت نیست، بلکه با مطالبهگری و تولید داده درست، اهمیت مؤثری در برنامهریزی صحیح شهری دارد.
معاون فرهنگی شهرداری شیراز اضافه کرد: شهروند فرهنگمدار کسی نیست که صرفاً برای مدیریت بهتر شهر، رفتارهای مطلوبی را انجام دهد، بلکه کسی است که خود را صاحب حق، دارای مسئولیت و شریک در سرنوشت شهر و همشهریان خود میداند؛ شهروند فرهنگمدار، شهروند مطیع نیست، بلکه میتواند بخشی از ظرفیت حل مسئله شهر باشد.
چوبینی در مورد اقدامات انجامشده هم توضیح داد: پس از تعریف مفاهیم، مهمترین گام این است که آن مفاهیم در برنامهها و اقدامها نمود پررنگ داشته باشند و اگر آموزشها صرفاً به ساعت حمل زباله و تفکیک پسماند بپردازد، باز هم در بر همان پاشنه شهروند خدماتگیرنده و شهرداری خدماترسان خواهد چرخید.
وی ادامه داد: به عنوان مثال سرنوشت شیرازِ پاک به این گره خورده که همه ما در حد توان، پسماند کمتری ایجاد کنیم؛ حتی در مسیر صفر شدن پسماند حرکت کنیم و در این مسیر به هم کمک کنیم، چرا که در این موضوع همه ما همسرنوشتیم.
این مقام مسئول با تأکید بر اهمیت یادآوری خاطرنشان کرد: انسان ذاتاً به یادآوری نیاز دارد و چه بسا یادآوری از آموزش هم مهمتر باشد و همه ما میدانیم که برای تأثیر بهتر در روند درمان، دارو باید سر موقع مصرف شود؛ این آگاهی است، اما اکثریت ما به یادآوری نیاز داریم.
چوبینی در ادامه به برخی از رویدادهای اجراشده اشاره کرد و گفت: در این راستا طی دو سال گذشته با رویداد «همسادهها» به مجتمعهای مسکونی با یکصد واحد به بالا مراجعه کردیم و کمترین استقبال از این برنامهها تاکنون، حضور ۲۰۰ نفر بوده است.
وی افزود: محوریت موضوع، همسایگی و همشهری بودن است و در خلال برنامه، آموزشهای کارشناسی از قبیل ایمنی، آتشنشانی، محیطزیست، حقوق همسایگی و امنیت فضای مجازی ارائه میشود. قالب این برنامه شاد و همراه با نمایش و اجرای زنده موسیقی و گروه سرود است.
معاون فرهنگی شهرداری شیراز اظهار کرد: نشستهای فرهنگ شهر، از ابتکاراتی است که در دو سال گذشته انجام شده و موضوع اصلی بحثها، افزایش مشارکتجویی و مسئولیتپذیری است؛ در این نشستها از نمایندگان سمنها، تشکلهای دانشجویی و دانشآموزی، اصناف، نویسندگان و مدیران مجتمعهای مسکونی دعوت شد.
چوبینی گفت: کارکرد باشگاههای راهاندازی شده نیز تبیین رابطه مسئولانه شهروند با شهر و مدیران شهری است؛ یکی در قالب شعر طنز، دیگری در قالب داستان و نقد فیلم و دیگری با تشویق اهالی رسانه به تولید تحلیلهای مکتوب؛ چرخه سبز که تاکنون در دو مرحله اجرا شده، رویداد پسماند صفری است که با مشارکت سمنهای فعال این حوزه انجام شده و استقبال خوبی هم از آن به عمل آمده و در همین راستا یک مستند به نام صفر نیز ساخته و اکران شده است.
کلام آخر
شیراز، شهری که قرنهاست نامش با فرهنگ و هنر گره خورده، امروز بر سر یک دوراهی مهم ایستاده است: شهرنشینی که تنها به سکونت در شهر بسنده میکند، یا شهروندی که خود را شریک سرنوشت شهر میداند. آنچه از میان دیدگاههای متولیان فرهنگ این شهر برمیآید، این است که این دو مفهوم، دو روی یک سکهاند و بدون یکدیگر به ثمر نمینشینند.
اما این نکته را نباید فراموش کرد که پایتختی فرهنگی شیراز، تنها با میراث گذشتگان و ساختمانهای باشکوه حفظ نمیشود؛ بلکه پیش از هر چیز به شهروندانی نیاز دارد که فرهنگ را بخشی از هویت و زندگی روزمره خود بدانند. شهرنشین، ساکن شهر؛ اما شهروند فرهنگمدار، سازنده آن است.



