
حس و حال برگزاری کنسرت قربانی در تخت جمشید، به گزارش فرخنده آشوری خبرنگار فارس اگاه، در مسیر رویداد، پلاکهایی از استانهای مختلف را مشاهده میکردی که با تو هممسیر بودند، ما برای سانس آخر یعنی ساعت ۲۳ بلیت داشتیم، ترافیک را درنظر گرفتیم و ساعت ۹ از شیراز حرکت کردیم اما ترافیک فراتر از تصورمان بود و استرس دیر رسیدن به جانمان افتاد، بالاخره به تخت جمشید رسیدیم، قسمتی از مسیر توسط نیروهای تامین کننده امنیت کنسرت مسدود شده بود و فقط افراد دارای بلیت میتوانستند وارد شوند که این ورود را منظمتر کرده بود، صدها ماشین با هم به یک مقصد میرفتند، به اولین رویداد در تخت جمشید بعد از ۴۷ سال.
پارکینگ به تعداد کافی پیش بینی شده بود و راهنمایان زیادی هم برای مسیر ورود و هم برای نظم دهی به پارکینگ وجود داشت، شاید در نگاه اول دیدن تعداد زیادی نیروی امنیتی به ویژه زنان، این اضطراب را ایجاد می کرد که امکان تنش به خاطر تذکر حجاب وجود دارد، اما تمام نیروها با لبخند و بدون هیچ تنشی به مهمانان خوشامد می گفتند و تاکید فقط بر روی نبردن خوراکی و دخانیات در محوطه بود. محوطهای که برای تماشاگران درنظر گرفته بودند کمی ارتفاع داشت، چند ورودی در نظر گرفته شده بود تا ۲۷۰۰ مهمان هر سانس بتوانند راحت و بدون همهمه صندلی خود را پیدا کنند، در صورت مشکل هم راهنمایان زیادی برای کمک در نظر گرفته شده بود.
با اینکه سانس آخر شب بود اما باز هم عدهای با تاخیر رسیدند و با ۲۰ دقیقه تاخیر بالاخره «علیرضا قربانی» با بکگراند دیواری هزاران ساله که ستونهایی از پشتش سرک میکشیدند، وارد صحنه شد و با تشویق ممتد علاقمندانش روبه رو شد. قطعه اول را باشکوه خواند و به مهمانان خوشآمد گفت و از قطعه دوم برای شیرازیها همه چیز شگفت انگیزتر بود، چرا که ارکستر سمفونیک شیراز وارد صحنه شد تا «قربانی» را در این شب باشکوه همراهی کنند.
اگر تجربه حضور در کنسرتهای رو باز قربانی را از قبل داشتید متوجه میشدید که صدا پایینتر از حد معمول است، حتی در چیدمان سازها جای خالی خیلی از سازهای کوبهای را میدیدی و همه اینها به مکان برگزاری کنسرت برمیگشت، همه چیز کارشناسی شده بود تا آسیبی متوجه مجموعه باشکوه تخت جمشید نباشد.
نیمهشب بود و تاریک، شبپرهها با صدای موسیقی در نور پروژکتورها می رقصیدند، خیلی ها دوربین به دست این لحظه را ثبت می کردند و تعدادی نیز در صفحات مجازی خود به صورت زنده این دقایق را به اشتراک گذاشته بودند. در ردیفی که ما نشسته بودیم مهمانانی از تبریز و تهران هم بودند که به سختی توانسته بودند بلیت جور کنند، روز گرمی را در شیراز گذرانده بودند اما بهنظرشان میارزید.
قربانی بعد از اجرای دو قطعه، در مورد نگرانیهای ایجاد شده در راستای برگزاری این کنسرت و احتمال آسیب به این بنای تاریخی، توضیحاتی را داد و گفت: اینجا برای همه ما ارزشمند و افتخار آمیز است، برای برگزاری چنین کنسرتی ماهها مطالعه و کارشناسی شده و متخصصان نظر دادهاند و جای نگرانی نیست.
او بعد از دادن توضیحاتی در مورد روند بررسی احتمال برگزاری کنسرت در تخت جمشید، اعلام کرد که در این بخش میخواهد بداهه خوانی داشته باشد و انتخاب را برعهده ارکستر سمفونیک میگذارد که با بداهه نوازی، آنها را همراهی کند و درست همین بخش، شگفتانگیزترین بخش کنسرت بود، سکوت مطلق، صدای ساز، آواز قربانی و اشعار ابوسعید ابوالخیر، آواز مناجات و توبهنامهای که چشمان همه را در سکوت و تاریکی خیس کرده بود؛ «جز وصل تو دل به هر چه بستم توبه/ بی یاد تو هر جا که نشستم توبه/ در حضرت تو توبه شکستم صد بار/ زین توبه که صد بار شکستم توبه»، حاضران با صورتهای خیس او را تشویق کردند و انگار کنسرت تبدیل شد به دو بخش قبل و بعد از بداههخوانی.
محمد سیاره، خواننده و موسیقیدان یکی از کسانی است که توانسته در این رویداد تاریخی شرکت کند، او می گوید: همخوانی عجیبی بین مکان، موسیقی ایرانی و شخص علیرضا قربانی وجود داشت، شاید اگر در اولین کنسرت کسی جز قربانی بود این همخوانی اتفاق نمی افتاد که باید به برگزار کننده این رویداد تبریک گفت.
او با بیان اینکه نظم فوق العادهای در برگزاری وجود داشت میافزود: اینکه ورودی جاده منتهی به تخت جمشید بسته شده بود و فقط افراد دارای بلیت میتوانستند وارد شوند، همه چیز را منظمتر کرده بود، رفتار احترامآمیز نیروها مستقر شده در آنجا، صدور کارت ورود برای حاضران، همه چیز برنامهریزی شده و منظم بود.
سیاره با بیان اینکه بین کسانی که در صف ورود بودند، میتوانستی افرادی از تمام شهرهای ایران را ببینی، ادامه میدهد: بعد از گذر از قسمت خاکی و رسیدن به محل برگزاری کنسرت و دیدن آن فضای شکوهمند تاریخی با نورپردازی فوق العاده و تصویر منتشر شده بر روی دیوار با نوشته «اینجا ایران است» آدم را دگرگون میکرد، آن صحنه سراسر شکوه بود، ما در یک رویداد تاریخی ایستاده بودیم.
این هنرمند با تاکید بر اینکه حیف است که چنین رویدادی ادامهدار نباشد، عنوان می کند: فضای در نظر گرفته شده استاندارد و منظم بود، هر چند می توانست بهتر از این باشد اما برای اولین رویداد هم فوق العاده بود، در پایان همه با چهره های راضی کنسرت را ترک می کردند، هر چند افرادی که در هنر سررشته داشتند میدانستند صدا پایینتر از حد معمول است اما برای این حجم صدا مناسب بود و هیچ مشکلی در صدا وجود نداشت.
برای سیاره نیز استفاده از ارکستر سمفونیک شیراز در این رویداد تاریخی و هماهنگی آنها با قربانی افتخارآمیز بوده و معتقد است: حتی قطعات استفاده شده در این کنسرت نیز کارشناسی شده بود و کمترین کوبش را در موسیقی میشنیدی و شاید دلیل انتخاب نشدن قطعه «مست عشق» به خاطره استفاده زیاد از سازهای کوبه ای در این قطعه بود، تا آسیبی متوجه این بنای عظیم تاریخی نباشد.
او امیدوار است: روزی شاهد حضور بزرگان موسیقی دنیا مانند «یانی» در این بنا باشیم، استقبال بینظیر مردم نشان داد که برگزاری رویدادها در این مکان یک مطالبه عمومی است.
ژینا، نویسنده است و ساکن کانادا، برای دیدار خانوادهاش به تهران آمده بود که از برگزاری کنسرت قربانی در شیراز باخبر میشود و با سختی و با ۵ برابر قیمت از بازار سیاه بلیت می خرد، این تنها مشکل او نبوده و به سختی توانسته بلیت هواپیما تهیه کند و البته در هتل گرفتن نیز به قول خودش به آنچه موجود بوده رضایت داده تا سفر یک روزه به شیراز داشته باشد و این رویداد را از دست ندهد.
او با بیان اینکه حضور در کنسرت قربانی در تخت جمشید، آن هم در شب؛ به تحمل گرمای ۳۹ درجه شیراز میارزید، می گوید: هر کس در این کنسرت حضور داشته در تاریخ ثبت شده است، شاید ۵۰ سال بعد یک مستند ما را نشان دهند و بگویند اینها اولین کسانی بودند که بعد از یک وقفه ۵۰ ساله در کنسرتی در تخت جمشید شرکت کردند.
ژینا عنوان می کند: قطعا امکانات این رویداد و خدمات رسانی فوق العاده نبود، اما خود موضوع یعنی حضور در یک کنسرت در تخت جمشید آن هم با یک خواننده سنتی ایرانی آنقدر فوق العاده است که کمتر کسی به کاستیهای برگزاری این رویداد فکر می کند.
او امیدوار است که روزی شاهد برگزاری فستیوالهای بزرگتری در تخت جمشید و سایر بناهای تاریخی کشور باشیم و گردشگران خارجی هر سال برای حضور در این رویدادها برنامه ریزی کنند.
الهام فیروزی از فعالان رسانه ای استان فارس نیز حضور در چنین کنسرتی را فوق العاده و مثال نزدنی عنوان می کند و میافزاید: صدای روح نواز علیرضا قربانی، دقت در قطعات و اشعار انتخابی در کنار تمدنی چند هزار ساله، قابل توصیف نیست، تجربهای زیبا که هرگز از ذهن پاک نمی شود و چون خاطره ای خوش و تکرار نشدنی تا ابد در ذهن می ماند.
فیروزی میگوید: اما ترکهای دیوارهای شکوهمند تخت جمشید دلم آدم را به درد میآورد، این بنای تاریخی مورد بی مهری مسئولان قرار گرفته است که امیدوارم ارزش واقعی آن را درک کنند و به زودی شاهد مرمت و احیای آن به صورت اصولی باشیم.
این رویداد هم با تمام حواشیها، استقبالها و انتقادها، پایان یافت و قربانی حسن ختام هر سانس را مثل همیشه خواند، « ای ایران، ای مرز پرگهر/ ای خاکت سرچشمه هنر/ مهر تو چون شد پیشهام/ دور از تو نیست، اندیشهام/ در راه تو، کی ارزشی دارد جان ما/ پاینده باد خاک ایران ما…» و تیتراژ پایانی این رویداد، خروج همزمان بیش از ۷۰۰ خودرو از مجموعه تاریخی تخت جمشید بود.
رویدادی که با برنامهریزی و نگاه مثبت مسئولان می تواند تبدیل به یک رویداد بینالمللی شود و اقتصاد استان فارس را زیر و رو کند