
چرا فالگیری همچنان پررونق است؟به گزارش فرخنده آشوری خبرنگار فارس اگاه، «فالگیر یا دعانویس سراغ نداری؟» با خواندن این پیام از طرف یکی از دوستانم که تحصیلات عالیه دارد، شوکه شدم، این سوال زنی بود که در یک شرکت بینالمللی کار میکند و حداقل سالی دوبار به کشورهای اروپایی سفر میکند و خیلی از سنتها را خرافات میداند، اما حالا برای حل مشکلش سراغ خرافات رفته است.
وقتی سراغ چنین موضوعاتی میروی با چیزهایی از نزدیک مواجه میشوی که قبلا برایت قصه بوده و یا فقط در فیلم ها دیدهای. زمانی که تحقیقات در مورد این موضوع را شروع کردم با کلیشههای زیادی روبهرو شدم، زنان کفبینی که به همه میگویند کسی قلبت را شکسته و خب راست هم میگویند، آدمی بالاخره قلبش شکسته است. یا آنانی که ته فنجانم زن عفریتهای را میدیدند که سایهاش را بر سر زندگی نداشتهام انداخته است و یا شاهزاده اسب سواری که به زودی میآید و مرا به سرزمین خوشبختیها میبرد.
جستجوها برای یافتن دعانویس مرا به روستایی در حاشیه سعادتشهر استان فارس راهنمایی کرد. در آنجا مردی بود که نه پول کلانی میگرفت و نه به تو دعایی میداد که در غذا بریزی و بخوری و یا در خانه آن بختبرگشتهای که برایت بد میخواهد چال کنی.
مردی با موهای سفید که کشاورز و دامدار است، خانهای معمولی و شلوغ داشت، زمانی که من به دیدنش رفتم یک خانواده از اصفهان برای دیدنش آماده بودند. بعد از غذا دادن به گوسفندانش به داخل منزل آمد و افراد یکی یکی به درون اتاقی رفتند. تا سر کوچه صف طولانی از افرادی بود که منتظر بودند تا این پیرمرد مشکل آنها را حل کند، ماشینهایی که پلاکشان از جای جای ایران بود.
احمدرضا همراه با دخترش که سه بار طلاق گرفته از ایلام آمده بود و میگفت که برای دخترم دعا گرفتهاند، ازدواج های ناموفق دارد و زندگیاش بیدلیل بهم میریزد، آنها از شب قبل آمده بودند و شب را در ماشین در کوچه گذرانده بودند تا زودتر نوبتشان شود.
حیاط خانه او، از مطب معروفترین پزشکان هم شلوغ تر بود، ظاهر خیلی از افرادی که آنجا بودند مرتب و امروزی بود و به نظر افراد تحصیل کردهای میآمدند، ما هم در صف ایستادیم، آنقدر شلوغ بود که تا عصر هم نوبت ما نشد و به شیراز برگشتیم، تعجب آور بود که در عصری که ما شاهد ظهور هوش مصنوعی در جامعه هستیم هنوز افراد زیادی درگیر خرافات هستند.
محمود محمدی پژوهشگر و روانشناس بالینی میگوید: علاقه به اطلاع از آینده در فطرت انسان ها وجود دارد، همه انسانها دوست دارند بدانند در آینده آنها چه اتفاقی می افتد و حتی بعضی از مشکلاتشان با یک نیروی بیرونی حل شود، به همین دلیل است که در طول تاریخ، فالگیران و رمالان همواره طرفدار داشتند و دارند.
او اعتقاد به نیروهای بیرونی را مختص کشور ما یا کشورهای شرقی نمی داند و میافزاید: اعتقاد به سرنوشت نیز برگرفته از همین جهانبینی است، ما حتی در مذهب هم این دیدگاه را داریم و به نیروی بیرونی یا معجزه اعتقاد داریم و این در تمام مذاهب وجود داشته است، اما این تفکر زمانی آسیب زننده است که فرد حل و فصل امور خود را به این موضوع واگذار کند و به دنبال این باشد که با استفاده از نیروی بیرونی به حل مشکلاتش بپردازد، این روشی است مطرود.
فاطمه دشتی، رواندرمانگر تمایل افراد دارای اختلالات روانشناختی به استفاده از فال و دعا را بیشتر میداند و میگوید: ناتوانی و عدم مدیریت یکی از دلایلی است که فرد را به سمت و سوی فالگیری میبرد و افرادی نیز با استفاده از این موضوع دیگران را فریب می دهند، فردی که شغلش فالگیری است عموما به افراد میقبولاند که آنها عیبی ندارند و مشکلاتشان تقصیر دیگران است، در صورتی که خیلی از مشکلات از خود فرد میآید و میتواند با درمان، زندگی خود را بهبود ببخشد.
او ادامه میدهد: فرض بگیرد فردی با اختلال دوقطبی که ایجاد توهم توطئه می کند سراغ فالگیر برود، فالگیر می گوید فردی با فلان مشخصات برای تو طلسم گرفته و باید باطل کنی، او که دچار اختلال است اولین فردی که نسبت به او بدبین است به ذهنش میرسد و این سبب بروز مشکلات بیشتری می شود و به مرور بیماری او پیشرفته تر شده و زندگیاش از هم می پاشد.
دشتی با بیان اینکه البته اینکه فال گرفتن اگر صرفا یک سرگرمی باشد چیز بدی نیست، می گوید: خیلی از فالگیرها از موقعیت فرد، اعتقادات و حتی احساسات آنها سواستفاده می کنند تا درآمد کسب کنند، البته نمیتوان صنعت فیلم در جهان را نیز دررونق فالگیری نادیده گرفت، در دهههای اخیر آنقدر فیلم و سریال با این موضوعات در دنیا ساخته شده که سبب شده خیلیها این باور غلط را بپذیرند.
او میافزاید: به طور کلی افرادی که مضطرب و نگران هستند، نسبت به سایرین عقاید خرافی را راحتتر میپذیرند و در مقابل افرادی که به صورت درونی احساسات و افکارشان را کنترل میکنند کمتر دچار خرافه می شوند. خرافه را میتوان در دو دسته فردی و اجتماعی قرار داد، مثلا به تخته زدن، صبر بعد از عطسه، افتادن قند در چایی در دسته خرافه های اجتماعی قرار دارد و در مقابل وسواس یک خرافه فردی است.
دشتی با بیان اینکه باورهای خرافی آنقدر ظرفیت بالایی دارند که خود را زیر چتر تقدس جای دهند، تصریح میکند: گاهی این اعتقاد سبب میشود که انجام ندادن یک خرافه، گناه تلقی شود در حالی که خرافه هیچ ریشه دینی و علمی ندارد، اما نسل به نسل به امروز رسیده است و در قالب رسم و رسوم زندگی افراد را کنترل میکند.
زیتا ملکی نویسنده حوزه کودکان و نوجوانان میگوید: گاهی برخی از تفکرها در سنین پایین شکل میگیرد، به طور مثال فرد از رفتارهای خانوادگی خود الگوبرداری می کند و یا با مطالعه در ژانر خاصی د ر مورد این موضوع به باور می رسد، مثلا در دورهای که کتاب های «هری پاتر» خیلی طرفدار داشت، باور به جادو در نوجوانان گسترش یافت، اگر آگاهی و معرفتبخشی درستی صورت نگیرد طبیعی است که خوب فکر کردن در کودکان ما نهادینه نمیشود و در بزرگسالی عدم بهرهگیری از تعقل به یک رفتار سو تبدیل می شود.
*تربیت تحکمی، عاملی برای توسل به خرافه ها
مجید مجدنیا، پژوهشگر حوزههای جامعهشناسی و رسانه با بیان اینکه علم مدیریت ثابت کرده که هیچ قدرتی به صورت پنهانی وجود ندارد، خاطرنشان میکند: مباحث خاص مثل تصمیم گیری براساس فالگیری فقط در جوامع خرافی مطرح میشود اما اغلب مردم به نقطهای رسیدهاند که هر کاری را با بصیرت و آگاهی انجام میدهند.
او با بیان این نکته که ما با یک نظام عمودی و تحکمی تربیتی در خانواده و مدرسه مواجه هستیم، میگوید: این نوع تربیت ما به گونهای است که همواره انتظار داریم که شخصی بایدها و نبایدها را به ما گوشزد کند از این رو وقتی با مشکلی برخورد میکنیم به جای بهرهگیری از عقلانیت و پیدا کردن عوامل کاهنده رنج و مشکل، به دنبال کسی هستیم تا بایدها را به ما یادآور شود.
مجدنیا با بیان اینکه فالگیران با توجه به حرفهشان از توان ارتباطی بالایی برخوردارند، تصریح میکند: آنها تیزبین و باهوشند و با دادن اطلاعاتی که در مراودات اولیه به دست آوردهاند اعتماد افراد را جلب میکنند و برای اینکه جایی در دل مردم باز کنند، خود را در قالب شخصیتهای مذهبی جا میزنند تا اثر کلامشان نافذ باشد و در کار خود تداوم یابند.
الهه همیشه در خانه زاج و تخممرغ آماده دارد، تمام اتفاقات بد خانه را متاثر از نیروهای منفی آدمهای اطرافش میبیند، در ذهن او هر مشکلی برای خود و خانوادهاش پیش بیاید قطعا توسط دعا و طلسمی است که کسی در حقش انجام داده است.
رفتار این زن ۲۳ ساله یک میراث دریافت شده از سمت مادر و مادربزرگش است و به شدت به آن معتقد است، از نظر او افراد چشم دیدن زندگی خوب دیگران را ندارند، خرافه پرستی او را دچار بدبینی کرده و لذت کافی را از زندگی نمی برد، همچنین خانواده همسر او که با این دیدگاه نامانوس هستند، از رفتارهایش ناراحت شده و به خانهاش نمیروند چون میترسند اتفاقی بیفتد و مریم از چشم آنها ببیند.
*فالگیری مجازی، سبکی مدرن برای عمل به خرافه ای کهن
فالگیری سبک و سیاق جدیدی به خود گرفته است، در دنیای مجازی این روزها سایتها و پیجهای مختلفی را در این زمینه میتوانید پیدا کنید.
در اینستاگرام از بین حجم عظیم پیجهای مختلف فالگیری، یکی را انتخاب کرده و برایش پیغام گذاشتم. چند ساعت بعد پاسخ داد که ۲۰۰ هزار تومان به این شماره حساب واریز کن و عکس قبض را به تلگرام ارسال کن تا برایت فال بگیرم. این کار را انجام دادم و بعد از ارسال فیش، چندین جمله کوتاه در مورد من را عنوان کرد و گفت اگر جزییات بیشتری می خواهی باید پول بیشتری واریز کنی.به تعداد افراد دنبالکننده این پیجها که نگاه کنید سرتان سوت میکشد، میلیونها نفر در قرن ۲۱ منتظرند تا یک نفر اسرار زندگی را به آنها بگوید، اسراری که گاهی خوشایند نیست و همین تلخی سبب جلب اعتماد مشتری میشود.
سعی کردم با تعدادی از این فالگیران مدرن صحبت کنم اما حاضر به گفتگو نشدند. با اینکه خیلی از کارشناسان معتقدند که مردم کمتر سراغ فالگیری میروند اما این حجم دنبالکننده چنین صفحات و سایتها بیان کننده چیز دیگری است. باید دید دلیل گرایش به فالگیری و رمالی چیست؟