فرخنده آشوری – خبرنگار فارس آگاه، مهرداد دو پسر ۱۴ساله به نام آرش و ۱۰ساله به نام آرمان دارد. یک روز به آنها قول میدهد وقتی از سرِ کار برگشت، آنها را برای فوتبال به سالن ورزشی روستا ببرد. اما کارش طول میکشد و زمانی که به خانه میرسد، متوجه میشود پسر بزرگش بهتنهایی به سالن رفته است؛ موضوعی که با توجه به روستایی بودن محل زندگیشان و نزدیکی سالن ورزشی به خانه، کاملاً طبیعی به نظر میرسد.
مهرداد بعد از کمی استراحت، بههمراه پسر کوچکش ــ که حاضر نمیشود بهتنهایی به برادرش بپیوندد ــ راهی سالن میشود، اما آرش را آنجا پیدا نمیکنند. حاضران میگویند او کمی قبل، همراه دوستش رضا از سالن خارج شده است. مهرداد و آرمان مدتی بازی میکنند. هوا رو به تاریکی میرود. مهرداد با خانه تماس میگیرد و متوجه میشود آرش هنوز به خانه بازنگشته است. با خانوادهی خود و همسرش تماس میگیرد، اما خبری از پسر بزرگش پیدا نمیکند.
او سراغ دوست آرش، رضا، میرود، اما رضا نیز میگوید از هم جدا شدهاند و اطلاعی از سرنوشت آرش ندارد. جستوجوی مهرداد در کل روستا ادامه پیدا میکند. ساعت از ۹ شب گذشته و هنوز اثری از آرش نیست تا اینکه یکی از مغازهداران میگوید آرش را سوار بر ترک موتور متین ــ پسر یکی از اقوامشان که ساکن شیراز است، اما در روستا هم خانه دارند ــ دیده است.
مهرداد به نزدیکی خانه متین میرود؛ چراغها روشن است و به نظر میرسد مهمان دارند؛ در میزند. متین به درِ حیاط میآید و میگوید فقط آرش را تا نزدیکی خانه رسانده و دیگر از او خبری ندارد. اما مهرداد مصرانه وارد خانه میشود و میبیند تعدادی نوجوان در حال مصرف مشروب، سیگار و قلیان هستند. تصور میکند شاید پسرش هم میان آنها باشد. تمام خانه را جستوجو میکند، اما خبری از آرش نیست. هرچه با نوجوانان بحث میکند، همه اظهار بیاطلاعی میکنند.
هنگام خروج، چشمش به کفشهای پسرش میافتد که بهطور ناشیانهای گوشهی حیاط پنهان شده است. دوباره به داخل برمیگردد و با صدای بلند چند بار صدا میزند:
«آرش! اگر اینجایی، بیا برویم خانه. مادرت نگران است. قول میدهم تنبیهت نکنم.»
اما پاسخی نمیشنود.
بین او و متین مشاجرهای در میگیرد. وقتی میبیند متین حاضر به توضیح نیست، قصد تماس با پلیس را دارد که متین گوشی را از دستش میرباید، تماس را قطع میکند و میگوید: «باشه، جای آرش را نشانت میدهیم.» سپس با کلید، درِ حمام را باز میکند.
مهرداد با بدن بیجان پسرش روبهرو میشود. تن آرش نسبتاً سرد است، کاملاً بیهوش به نظر میرسد و نشانههایی از استفراغ دارد. مهرداد که دورههای کمکهای اولیه را گذرانده، بلافاصله شروع به احیای او میکند و همزمان با اورژانس و پلیس تماس میگیرد. حالا همسایهها نیز جمع شدهاند.
حدود یک ربع میگذرد و به دلیل فاصله روستا تا نزدیکترین شهر، هنوز خبری از اورژانس و پلیس نیست. در این فاصله، مهرداد نبض ضعیفی از آرش احساس میکند. بلافاصله پسرش را با خودروی شخصی به نزدیکترین درمانگاه میرساند. از آنجا که آرش همچنان بیهوش است و امکانات درمانگاه کافی نیست، او را به بیمارستانی در شهرستان مجاور منتقل میکنند. با توجه به ضرورت تشخیص مواد مصرفشده برای ادامه درمان، سرانجام یکی از نوجوانان حاضر در خانهی متین حاضر به صحبت میشود.
آرش پس از مدتی از کما خارج میشود و بعد از گذراندن مراحل درمانی، چند روز بعد مرخص میشود. با توجه به اینکه متین از سایر نوجوانان حاضر بزرگتر بوده و براساس روایت یکی از آنها، خانوادهی آرش شکایتی را در دادسرای شهرستان مطرح میکنند.
این نوجوان روایت خود را اینگونه بیان میکند ــ هرچند روز بعد آن را انکار میکند و خانوادهاش اجازهی ادامه گفتوگو را به او نمیدهند ــ: «به دعوت متین به خانهاش رفتیم. بیشتر ما قبلاً تجربهی مصرف داشتیم، اما به نظر میرسید آرش اولینبارش بود. بعد از مصرف، کمی حالش بد شد، ترسید و با گریه خواهش کرد با مادرش تماس بگیریم، اما بقیه به او خندیدند و مسخرهاش کردند. ناگهان دچار تشنج شد. با یکی از بچههای بزرگتر تماس گرفتیم؛ آمد و به زور به او کره خوراند. کمی بالا آورد، اما بعد بیهوش شد. نمیدانستیم چه کار کنیم. نبضش را احساس نمیکردیم. او را در حمام گذاشتیم تا بعد از نیمهشب ببریم و در جنگل نزدیک روستا رهایش کنیم. همه قول دادیم اگر کسی حرف بزند، تقصیر را گردنش بیندازیم. تا اینکه پدرش آمد و بقیه ماجرا اتفاق افتاد.»
این حادثه نشان میدهد نبود آگاهیبخشی کافی به خانوادهها و نوجوانان دربارهی خطرات مصرف الکل و مواد مخدر، میتواند چه فجایع جبرانناپذیری بهجا بگذارد. اما بخش دیگر و شاید ترسناکتر ماجرا این است که این نوجوانان، تحت تأثیر موادی که مصرف کرده بودند و با وجود سن کمشان، تصمیم گرفتند بهجای اطلاع دادن به بزرگترها، مسئله را به بدترین شکل ممکن «حل» کنند.
چه اتفاقی افتاده است که نوجوانان بیش از گذشته به تجربههای خطرناک و آسیبزا روی میآورند؟ خانوادهها در چنین شرایطی چگونه باید رفتار کنند؟ اگر والدینی متوجه شوند فرزندشان در سنین پایین در حال تجربهای مضر است، چه راهکارهایی برای مواجهه و حل این مسئله دارند؟ و مهمتر از همه، برای پیشگیری از گرایش نوجوانان به چنین تجربههایی، چه اقداماتی باید انجام داد؟
برای یافتن پاسخ این پرسشها، به سراغ یکی از رواندرمانگران رفتهایم تا با برخی از این راهکارها آشنا شویم و بدانیم اگر در شرایطی مشابه قرار گرفتیم، چگونه باید با کودک یا نوجوان خود برخورد کنیم.
*افزایش گرایش نوجوانان به رفتارهای پرخطر؛ خانواده، مدرسه و جامعه در خط مقدم پیشگیری
فاطمه دشتی، روانشناس و خانوادهدرمانگر، در گفتوگو با «شهر مردم» تأکید کرد: کاهش آگاهی نسبت به خطرات، دسترسی آسان و ارزان به مواد و ضعف در پیشگیری اجتماعی، از مهمترین دلایل افزایش تجربههای خطرناک در میان نوجوانان است.
وی با اشاره به اینکه ریسکپذیری بخشی از ویژگی طبیعی کودکی و نوجوانی است، بیان کرد: کودک و نوجوان ذاتاً تمایل به تجربیات جدید دارد. یکی از تفاوتهای آنها با بزرگسالان در این است که آگاهی کمتری از خطر دارند. آگاهی ضعیف از پیامدهای سوءمصرف، ریسک خطر را افزایش میدهد؛ همانطور که یک کودک میتواند بدون ترس روی لبهی دیوار راه برود، اما انجام چنین ریسکی در بزرگسالی کمتر است.
این خانوادهدرمانگر یکی از عوامل مهم افزایش سوءمصرف را فراهم بودن بستر مصرف مواد دانست و افزود: امروز تهیهی مواد برای نوجوانان آنقدر ساده شده که گویی خرید آدامس از بقالی است؛ حتی در مواردی ارزانتر از برخی اقلام روزمره. این مسئله، زنگ خطری جدی برای نوجوانان، خانوادهها و جامعه است.
واکنش درست خانواده در شرایط بحرانی؛ آرامش بهجای تنبیه
دشتی دربارهی نحوهی برخورد والدین در صورت مواجهه با مصرف مواد یا الکل از سوی نوجوان گفت: اولین و مهمترین اصل، حفظ آرامش و پذیرش بیقیدوشرط نوجوان و کمک به حل مسئله است. تنبیه، فریاد، سرزنش، تحقیر یا تهدید نهتنها کمکی نمیکند، بلکه مسیر آسیب را عمیقتر میکند.
وی تأکید کرد: گفتوگو باید در فضایی امن و به دور از هیجان شکل بگیرد؛ جایی که نوجوان احساس شنیده شدن کند. تمرکز والدین باید از کنترل صرف، به سمت مدیریت بحران تغییر کند.
به گفتهی این روانشناس، نوجوان جدا از خانواده و جامعه معنا ندارد.
او معتقد است: رفتار نوجوان بازتاب رفتار خانواده و جامعه است. میزان آگاهی، مهربانی، حمایتگری، قاطعیت منطقی و پذیرش در خانواده نقش تعیینکنندهای دارد. حتی خانوادههایی که از نظر اقتصادی در مضیقه هستند، اگر بتوانند حس امنیت، تلاش و حمایت را منتقل کنند، نقش محافظتی بزرگی برای نوجوانان ایفا میکنند.
این روانشناس با تأکید بر نیاز این ردهی سنی به آموزش مهارتهای زندگی بهعنوان یک ضرورت، متذکر شد: مهمترین دلیل افزایش تجربههای خطرناک توسط کودکان و نوجوانان، عزتنفس ضعیف، اعتمادبهنفس کم و نداشتن قدرت «نه گفتن» است که یادگیری مهارتها در بهبود کیفیت و اثربخشی این فاکتورها کمککننده است. اعتمادبهنفس و احساس ارزشمندی بالای والدین، کمککننده در ارتقای احساس ارزشمندی و لیاقت در نوجوانان است.
دشتی همچنین بر الگوی واقعی بودن والدین تأکید کرد و گفت: نمیشود پدر از مضرات سیگار بگوید، اما خود مصرفکننده باشد. این دوگانگی و تناقض نوجوان را سردرگم میکند. اگر اعتیادی در خانواده وجود داشته باشد، پنهانکاری بدترین کار ممکن است؛ باید دربارهی آن و پیامدهایش صادقانه گفتوگو کرد.
او با اشاره به تغییر نسلها تصریح کرد: نوجوان امروز بسیار روشنتر از گذشته است و از فریب، بهویژه از سوی خانواده، بهشدت آسیب میبیند. شفافیت و صداقت والدین در این خصوص، در اعتمادسازی رابطه، بهبوددهنده است.
نقش مدرسه و رسانهها
این خانوادهدرمانگر نقش مدرسه را در کنار خانواده، حیاتی دانست و اظهار کرد: مدرسه میتواند اعتمادبهنفس، تفکر نقادانه، قدرت «نه گفتن» و مهارت مدیریت بحران را در نوجوان تقویت کند. گاهی حتی ضعفهای تربیتی خانواده هم میتواند تا حدی در مدرسه جبران شود؛ به شرط آنکه معلمان و مدیران، آگاه، مهربان و حمایتگر باشند.
دشتی نقش رسانهها، فیلمها و آموزشهای میدانی را نیز مؤثر دانست و ادامه داد: نمایش واقعیتهای تلخ سوءمصرف، بدون اغراق و ترساندن افراطی، آگاهی نوجوانان را بالا میبرد. برخی آثار سینمایی و اجتماعی میتوانند ابزار آموزشی قدرتمندی باشند.
این روانشناس ابراز کرد: امروزه تفریح سالم و ورزش، اعم از عمومی و تخصصی، برای بسیاری از خانوادهها گران و دور از دسترس است، اما تهیه و مصرف مواد ارزان و در دسترس.
او هشدار داد: یکی از خطاهای رایج خانوادهها، انکار نشانههای اولیه است؛ مثلاً تغییر الگوی خواب و سبک زندگی، رفتارهای پرخاشگرانه و آسیبزننده، اضطراب و تغییر گروه دوستان یا رفتارهای پرخطر دیده میشود، اما نادیده گرفته میشود. والدین هوشیار، بهجای کنترل سختگیرانه، باید احتمال بروز رفتار پرخطر را پیشبینی و پیشگیری کنند؛ بهطور مثال، اگر در جیب لباس فرزندشان توتون پیدا کردند یا بوی سیگار استشمام کردند، باید احتمال ریسک را بدهند و از آن بهراحتی عبور نکنند و از متخصص یا مشاور کمک بگیرند.
*آموزش انتخاب مسئولانه
این روانشناس در پایان بیان کرد: نوجوان باید بداند هر انتخابی پیامدی دارد؛ نهفقط برای خودش، بلکه برای خانواده و جامعه. آموزش «انتخاب مسئولانه»، حلقهی گمشده بسیاری از برنامههای تربیتی ماست.
دشتی افزود: خانواده، مدرسه، رسانه و نهادهای اجتماعی زنجیرهای بههمپیوستهاند. اگر یکی از این حلقهها درست عمل نکند، همه آسیب میبینند. حمایت جدی از مشاوران، روانشناسان و آموزش مهارتهای زندگی میتواند آیندهای ایمنتر برای کودکان و نوجوانان رقم بزند.
این خانوادهدرمانگر با اشاره و تشکر از تمام نهادها و ارگانهایی که در این راستا تلاش و برنامهریزی میکنند، عنوان کرد: اگر نهادهایی مانند استانداری، شهرداری، علوم پزشکی، آموزشوپرورش، اداره ورزش و جوانان، بهزیستی، نظام مشاوره و روانشناسی و دیگر نهادهای مربوطه، با طرحی یکپارچه و با هماندیشی دقیقتر و عمیقتر در بهبود این امر مهم تلاش بیشتری داشته باشند، قطعاً دستاورد آن کاهش نرخ آسیبهای اجتماعی خواهد بود.
تنها بخش اجتماعی و روانشناختی این موضوع نیست که حائز اهمیت است؛ برخی از تجربههای کودکان و نوجوانان میتواند آنها را ناخواسته وارد بزهکاری یا مسائل حقوقی کند؛ همانطور که دوستان آرش ممکن بود با ذهن کودکانه خود سبب قتل دوستشان شوند.
در ادامهی این گزارش، سراغ یکی از وکلای باتجربهی پایه یک دادگستری رفتیم تا دربارهی عواقب حقوقی تجربههایی گفتوگو کنیم که میتوانند نوجوانان را ناخواسته وارد مسیر بزهکاری کنند. این پرسش مطرح میشود که آیا کودکان و نوجوانان به دلیل سن پایین، مصون از پیگیری قانونی هستند؟ آیا در صورت ارتکاب اشتباه یا حتی جرم، قانون از کنار آن عبور میکند یا موضوع مورد بررسی و رسیدگی قرار میگیرد؟
همچنین در این مصاحبه به این موضوع پرداختهایم که تجربههای پرخطر چه پیامدهای قانونی احتمالی میتوانند برای خود نوجوانان و همچنین خانوادههای آنها به همراه داشته باشند.
این وکیل باسابقه در گفتوگو با روزنامه «شهر مردم» با تأکید بر اینکه «سن پایین بهمعنای مصونیت مطلق از مسئولیت قانونی نیست»، توضیح داد: در نظام حقوقی ایران، کودکان و نوجوانان زیر ۱۸ سال، اگرچه مشمول مقررات ویژه و حمایتی هستند، اما در صورت ارتکاب رفتار خطرناک یا مجرمانه، موضوع از منظر قانونی مورد بررسی قرار میگیرد و حسب مورد، برای خود آنان یا سرپرستان قانونیشان پیامدهایی به همراه خواهد داشت.
او با اشاره به پروندههایی از این دست افزود: در مواردی که نوجوانان به مصرف مشروبات الکلی یا مواد مخدر ترغیب یا دعوت میشوند، بهویژه اگر فرد دعوتکننده سن بالاتری داشته باشد، موضوع میتواند از منظر عناوینی مانند تشویق، فراهمکردن موجبات فساد، نگهداری یا استعمال مواد ممنوعه و حتی سلب آزادی غیرقانونی، مورد ارزیابی قرار گیرد. در چنین شرایطی، صرف انکار یا سکوت اطرافیان، مانع رسیدگی قضایی نخواهد بود.
این وکیل دادگستری با تأکید بر نقش مسئولیت بزرگترها متذکر شد: قانون برای افرادی که با علم به وضعیت جسمی یا سنی یک نوجوان، از اقدام فوری برای نجات او خودداری میکنند یا عمداً مانع تماس با اورژانس و پلیس میشوند، مسئولیت قائل است. چنین رفتاری، بسته به شرایط، میتواند واجد وصف کیفری باشد؛ حتی اگر در نهایت منجر به فوت نشود.
او همچنین با اشاره به جایگاه خانوادهها اشاره تصریح کرد: در بسیاری از این پروندهها، رسیدگی صرفاً متوجه نوجوانان حاضر در صحنه نیست و نقش نظارتی والدین و سرپرستان نیز مورد توجه قرار میگیرد. هرچند قانون، اصل را بر حمایت از کودک و نوجوان گذاشته، اما این حمایت به معنای نادیدهگرفتن آثار رفتارهای پرخطر نیست.
به گفتهی این حقوقدان، پیشگیری مؤثر، صرفاً با برخورد قضایی حاصل نمیشود؛ بلکه آموزش حقوقی و آگاهیبخشی به خانوادهها و نوجوانان دربارهی پیامدهای قانونی تصمیمهای هیجانی و پرخطر، میتواند از شکلگیری بسیاری از این حوادث جلوگیری کند. تجربه نشان داده است که ناآگاهی از قانون، در لحظات بحرانی، نوجوانان را به سمت تصمیمهایی سوق میدهد که خودشان و دیگران را در معرض آسیبهای جدی قرار میدهد.
او در پایان تاکید کرد: اینگونه پروندهها بیش از آنکه صرفاً یک ماجرای شخصی باشند، زنگ خطری اجتماعی هستند؛ هشداری که نشان میدهد بیتوجهی به آموزش، گفتوگو و نظارت، میتواند نوجوانان را ناخواسته وارد مسیری کند که بازگشت از آن ساده نیست.
ضرورت دارد که در ابتدا خانوادهها به این مسائل آگاهی داشته باشند و ضمن آگاهسازی فرزندان خود، در صورت بحران بتوانند بهدرستی با آن برخورد کنند. فراموش نکنیم که کودکان و نوجوانان ما میتوانند اشتباه کنند؛ همانطور که گاهی ما بزرگسالان نیز اشتباهاتی را مرتکب میشویم. پس بهدور از گونه قضاوت و تنش، با آنها برخورد کنیم.



