کالابرگ را باید راهکاری دانست که در شرایط اقتصادی تورمزده اگرچه میتواند در کوتاه مدت تا حدودی گرهگشا باشد، اما مُسکنی است که نقش شمشیر دولبه برای سفره خانوادهها دارد. دلنگرانی که با مروری بر تجارب سایر کشورها و بررسی آنچه که در مدت اجرایی شدن به همراه داشته، شاید بتوان روند آن را اصلاح کرد.
به گزارش فارس آگاه به نقل از وقایع نیوز: الهام صادقی- در شرایطی که تورم افسارگسیخته و کاهش قدرت خرید، معیشت میلیونها نفر را تهدید میکند، طرح کالابرگ الکترونیکی به عنوان یک ابزار حمایتی از سوی دولت مورد توجه قرار گرفته و اجرایی شده است.
اما با توجه به تداوم روند صعودی افزایش قیمتها این سئوال برای بسیاری از خانوادهها مطرح شده است که آیا این طرح میتواند واقعاً کمکی برای بهبود زندگی روزمرهشان باشد یا تنها یک راهحل موقتی است؟
این در حالی بوده که اطلاعات موجود نشان میدهد که کالابرگ در کوتاهمدت قادر است حمایتهایی را ارائه کند، ولی در برابر چالشهای ساختاری اقتصاد در شرایط کنونی، ممکن است ناکافی باشد.
ایده حمایتی یا قطرهای در اقیانوس؟
طرح کالابرگ الکترونیکی، که از اواخر سال ۱۴۰۱ به صورت آزمایشی آغاز شد و اجرای آن در سال ۱۴۰۲ شکل سراسری به خود گرفت، ابزاری برای توزیع هدفمند یارانههای کالایی به شمار میرود.
بر اساس اعلام وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، این طرح به دهکهای درآمدی یک تا ۹ به عبارتی بیش از ۹۰ درصد جمعیت اعتبار ماهانه یک میلیون تومان به ازای هر نفر ارائه میدهد.
این اعتبار غیرنقدی، تنها برای خرید ۱۱ قلم کالای اساسی مانند برنج، روغن، مرغ، گوشت، لبنیات و حبوبات قابل استفاده است و از طریق بیش از ۲۶۰ هزار فروشگاه طرف قرارداد قابل دسترسی است.
طرحی که هدف اصلیاش، کاهش فشار تورم بر خانوارهای کمدرآمد است. طبق گزارشهای موجود، بیش از ۸۰ میلیون نفر تاکنون از آن بهرهمند شدهاند و تامین کالاها بدون کمبود عمده ادامه دارد.
اما منتقدان میگویند این اعتبار در برابر تورم بالای ۴۰ درصدی غذا عدد و رقمی که مرکز آمار کشور اعلام کرده است، مانند قطرهای در اقیانوس است.
برای نمونه، قیمت یک کیلوگرم گوشت قرمز به مرز یک و نیم میلیون تومان رسیده است، اما اعتبار ماهانه در نظر رفته شده تنها بخشی از نیازهای پایه را پوشش میدهد. بنابراین همچنان تهیه بسیاری از اقلام برای خانوادهها دشوار خواهد بود.
تقویت فرهنگ و رفتار دولت محورانه
بررسی اثربخشی کالابرگ نشاندهنده دو روی سکه است. از یک سو، گزارشهای موجود مانند آنچه در سایتهای خبری منتشر شده است، براین موضوع تاکید دارد که طرح با ایجاد تقاضای پایدار، به تعدیل قیمتها کمک و از احتکار جلوگیری کرده و شاخص امنیت غذایی در دهکهای پایین را بهبود نسبی بخشد.
با این وجود برخی از کارشناسان کالابرگ را تنها مُسکنی کوتاه مدت میدانند، آنچه که در اقتصادی تورمزده کنونی کارآمدی نخواهد داشت، چرا که تورم مزمن، کاهش ارزش ریال و بیکاری ساختاری، اثربخشی طرح را کاهش داده است.
در تحلیلهای اقتصادی ارائه شده، یکی از مهمترین چالش در این زمینه به مقوله تقویت وابستگی به دولت باز میگردد.
چرا که بعضی از صاحبنظران بر این باور هستند که توزیع کالابرگ الکترونیکی جا از حساسیتی که به نوسانات ارزی دارد، موجب خواهد شد برخی از افراد به جای تلاش برای بهبود وضعیت اقتصادی خود و به تبع آن خارج شدن از وضعیت فقر، چشم انتظار کمکهای دولتی بمانند.
آنچه که در نهایت میتواند فرهنگ و رفتار دولت محورانه را تقویت کند.
فقر کالری متوقف نشده است
علاوه بر آنچه گفته شد، با نگاهی به وضعیت کنونی و آنچه که بر سفره ایرانیان میگذرد، این موضوع نیز به ذهن متبادر میشود که کالابرگ نتوانسته فقر کالری را متوقف کند.
بسیاری از خانوادهها اعتبار را صرف نیازهای فوری میکنند، اما همچنان با کمبود پروتئین و ویتامینها مواجهاند. علاوه بر این، شیوه دوگانه (اعتباری یا کالایی) پیچیدگیهایی ایجاد کرده است. در روش اعتباری، آزادی انتخاب وجود دارد، اما در روش کالایی، محدودیت مدنظر در مورد اقلام کالایی ممکن است نیازهای متنوع خانوارها را نادیده بگیرد.
در نهایت، کالابرگ در کوتاهمدت به عنوان یک شبکه ایمنی عمل خواهد کرد با این وجود اما بدون اصلاحات ساختاری مانند کنترل تورم و افزایش تولید داخلی، نمیتواند معیشت پایدار ایجاد کند.
تجربیات جهانی چه میگوید؟
موضوع دیگری که میتوان به آن اشاره کرد، این است که طرح کالابرگ شباهتهایی با برنامههای حمایتی غذایی مختلف در جهان دارد، اما تفاوتهای کلیدی در اجرا و اثربخشی وجود دارد.
در این راستا و برای توضیح بیشتر چند مثال میتوان زد. به عنوان نمونه برنامه کمک تغذیه تکمیلی (SNAP) در ایالات متحده، مشابه کالابرگ، اعتبار الکترونیکی برای خرید غذا ارائه میدهد.
با بودجه سالانه بیش از ۶۵ میلیارد دلار، به بیش از ۴۰ میلیون نفر کمک میکند. تفاوت کلیدی که اما باید به آن اشاره داشت، این بوده که برنامه کمک تغذیه تکمیلی هدفمند است و تنها به افراد زیر خط فقر تعلق میگیرد که درآمدشان کمتر از ۱۳۰ درصد خط فقر فدرال است. مطالعات نشان میدهد این برنامه مصرف میوه و سبزیجات را تا ۲۰ درصد افزایش داده و نرخ سوءتغذیه کودکان را کاهش میدهد.
ولی تورم چالشی است که با آن مواجه است، مانند آنچه که کالابرگ میتواند در کشور ما رقم زند.
مثال دیگر در این زمینه سیستم توزیع عمومی (PDS) هند به عنوان یک سیستم امنیت غذایی ملی است، طرحی که در آن کوپنهای غذایی برای کالاهای اساسی مانند برنج و گندم با قیمت یارانهای در نظر گرفته شده است و جمعیت بسیار زیادی را پوشش میدهد.
مشابه آنچه که در کالابرگ مدنظر است، همانطور که اشاره شد هدف آن امنیت غذایی است، اما فساد و توزیع ناکارآمد تا ۴۰ درصد هدررفت طبق گزارشهای بانک جهانی، اثربخشی را کاهش داده است.
البته دولت هند تلاش کرد تا با کمک برنامه Aadhaar دیجیتالسازی شده که در سال 2009 راهاندازی شد از بروز فسادهای احتمالی در طرحهای رفایی جلوگیری کند، مانند آنچه که در سیستم اعطای یارانه در ایران برای شناسایی اقشار مورد توجه است، به این ترتیب افزایش شفافیت میزان شفافیت در تدبیر مورد نظر برای امنیت غذایی ملی توانست مقدار مصرف کالری را در مناطق روستایی تا ۱۰ درصد بهبود بخشد. راهکاری که در آن کنترل زنجیره تامین بسیار حائز اهمیت است، بحثی که باید در کشور ما نیز به آن توجه شود.
برزیل و کمک مشروط با تاثیر بلندمدت
برنامه بولسا فامیلیا در برزیل، کمک نقدی مشروط به آموزش کودکان و واکسیناسیون ارائه میدهد و بیش از ۱۴ میلیون خانواده را حمایت میکند. برخلاف کالابرگ غیرنقدی، در این برنامه افراد میتوانند آنچه در اختیارشان قرار داده شده را به آزادی خرج کنند، اما در این خصوص تمرکز بر سلامت و آموزش است، ایدهای که گزارشها نشان میدهد توانسته نرخ فقر را ۱۵ درصد کاهش دهد.
این در حالی بوده که کالابرگ در کشورمان فاقد امکان شرطیسازی است و این امر میتواند اثربخشی بلندمدت را محدود کند. براین اساس به نظر میرسد ادغام کالابرگ با برنامههای آموزشی یا بهداشتی ایدهای است که میتواند اثر پایدارتری داشته باشد.
به هر صورت باید گفت؛ برنامههای موفق جهانی مانند سیستم توزیع عمومی در هند و بولسا فامیلیا، با هدفمندی، نظارت دیجیتال و تطبیق با تورم، اثربخشی بالاتری دارند.
با این وجود به نظر میرسد ایده کالابرگ در کشور ما از مشکلاتی مانند تورم بالا و عدم شرطیسازی در رنج بوده، آنچه که مشابه PDS هند در مراحل اولیه است.
نیاز به جراحی عمیق اقتصادی است
از موارد عنوان شده که بگذریم طرح کالابرگ میتواند کمکی به معیشت باشد، اما تنها اگر بخشی از یک استراتژی جامع در نظر گرفته شود. در مقایسه با جهان، ایران نیاز به افزایش اعتبار، هدفمندی بیشتر مانند آنچه در برزیل رخ داده است و مبارزه با فساد روندی که در هند سپری شد، دارد.
بدون کنترل تورم و سرمایهگذاری در تولید داخلی، این طرح به مُسکنی موقت تبدیل میشود.
در این راستا به نظر میرسد در قالب یک پیشنهاد دولت باید ارزیابی مستقل اثربخشی را انجام دهد و طرح را با ورودیهای مردمی اصلاح کند.
در غیر این صورت، سفره ایرانیان همچنان خالی خواهد ماند و ممکن است حتی خالی و خالیتر شود.



