ارزش خدمات اکوسیستمی تالابها سالانه ۳۹ تریلیون دلار برآورد میشود
زهرا وصالی، فارس آگاه
تالابها همیشه در سطح دیده میشوند؛ پهنهای از آب، پرواز پرندگان، نیزارهایی که در باد میرقصند. اما حقیقت این است که حیات تالابها در سطح نیست؛ در عمق است، در جایی که چشم نمیبیند و زمین نفس میکشد.
در آبهای زیرزمینی.
در همان رگهای پنهانی که اگر خشک شوند، تالابها آرام و بیصدا میمیرند.
این خاموشی آرام، امروز بزرگترین تهدید زیستمحیطی جهان است؛ تهدیدی که ایران را تندتر و عمیقتر از بسیاری کشورها درگیر کرده است.
روایت جهانی یک فروپاشی آرام
جهان طی نیمقرن گذشته شاهد یکی از بزرگترین فروپاشیهای اکولوژیک بوده است:
از سال ۱۹۷۰ تاکنون ۴۱۱ میلیون هکتار تالاب نابود شده؛ یعنی ۲۲٪ کل تالابهای زمین. روند نابودی همچنان ادامه دارد و هر سال ۰.۵۲٪ دیگر از این زیستبومها خاموش میشود.
امروز یکچهارم تالابهای باقیمانده جهان در وضعیت اکولوژیک ضعیفاند.
این در حالی است که ارزش خدمات اکوسیستمی تالابها سالانه ۳۹ تریلیون دلار برآورد میشود؛ بیش از هر اکوسیستم دیگری روی زمین.
اما جهان بیکار ننشسته:
– بیش از ۲۵۳۰ تالاب در کنوانسیون رامسر ثبت شدهاند.
– کشورها از پایش ماهوارهای، سنسورهای هوشمند و مدلسازی هیدرولوژیک برای مدیریت تالابها استفاده میکنند.
– مشارکت جوامع محلی در هند، آفریقا و آمریکای جنوبی توانسته تالابهایی را که در آستانه مرگ بودند، دوباره زنده کند.
این تجربهها نشان میدهد که احیا ممکن است—اگر علم، سیاست و مردم کنار هم قرار گیرند.
ایران؛ سرزمینی با ۴۱ نوع تالاب و دهها زخم پنهان
ایران یکی از غنیترین کشورهای جهان از نظر تنوع تالابی است؛ ۴۱ نوع از ۴۲ نوع تالاب شناختهشده جهان در این سرزمین وجود دارد. ۲۶ تالاب در فهرست جهانی رامسر ثبت شدهاند.
اما بسیاری از آنها—از ارومیه تا گاوخونی، از بختگان تا شادگان—در بحراناند. چرا؟ چون رگهای زیرزمینیشان خشک شده.پروژههای مشترک ایران با UNDP و دولت ژاپن نشان دادهاند که میتوان مسیر را تغییر داد:
– ۲۶٪ کاهش مصرف آب آبیاری
– ۲۲٪ افزایش بهرهوری محصولات کشاورزی
– ۳۵–۴۰٪ کاهش مصرف کود و سموم
– مشارکت ۱۷,۵۰۰ کشاورز در ۲۵۴ روستا
اینها دستاوردهای واقعیاند، اما هنوز در برابر حجم بحران،قطرهای در برابر دریا هستند.
حقآبه تالابها همچنان قربانی کشاورزی و صنعت میشود. هماهنگی نهادی میان وزارت نیرو، جهاد کشاورزی و سازمان محیطزیست همچنان شکننده است.
و آبهای زیرزمینی همچنان با سرعتی نگرانکننده افت میکنند.
آبهای زیرزمینی؛ رگهایی که تالابها را زنده نگه میدارند
تالابها فقط از بارش و رودخانه تغذیه نمیشوند. بخش بزرگی از حیات آنها وابسته به آبهای زیرزمینی است؛
آبی که در سکوت جریان دارد، سطح تالاب را پایدار نگه میدارد، کیفیت آب را تنظیم میکند و در دورههای خشکسالی، تالاب را زنده نگه میدارد.وقتی این رگها خشک میشوند، تالابها نمیمیرند
خاموش میشوند. آرام. بیصدا.
و این خاموشی، آغاز زنجیرهای از بحرانهاست: گردوغبار، بیماریهای تنفسی ،مهاجرت روستاییان ، فرونشست زمین ،کاهش بارندگی و تشدید تغییرات اقلیمی .تالاب خشکشده فقط یک زیستبوم از دسترفته نیست؛ بلکه یک بحران ملی است.
راه نجات؛ از زیرزمین آغاز میشود
احیای تالابهای ایران فقط با آب سطحی ممکن نیست. راه نجات از مدیریت آب زیرزمینی میگذرد؛تخصیص الزامآور حقآبه محیطزیستی، پایش سفرههای زیرزمینی با فناوریهای نوین، تغییر الگوی کشت به محصولات کممصرف، احیای اکولوژیک ورودیها و جریانهای طبیعی، کنترل گونههای مهاجم، ایجاد معیشت جایگزین برای جوامع محلی، همکاری ملی و بینالمللی برای تأمین منابع مالی، ایجاد بانک اطلاعات ملی تالابها و پایش ماهوارهای مستمر ضروری است. اینها نسخههای تئوریک نیستند؛ نسخههایی هستند که در ارومیه، بختگان و شادگان کار کردهاند، اما کافی نیستند.
روز تالابها؛ روز دیدن آنچه دیده نمیشود
روز تالابهایادآوری کننده این است که بزرگترین بحرانها همیشه از سطح آغاز نمیشوند، گاهی از عمق، از زیرزمین، از جایی که چشم نمیبیند اما زندگی به آن وابسته است.تالابها امروز بیش از هر زمان دیگری به ما نیاز دارند.
نه برای خودشان ،برای ما. برای هوایی که تنفس میکنیم، برای زمینی که زیر پایمان مینشیند، برای غذایی که میخوریم، برای اقلیمی که هر روز بیثباتتر میشود.
و در پایان…
اگر تالابها قلبهای زمیناند، آبهای زیرزمینی همان رگهایی هستند که این قلبها را زنده نگه میدارند. سالهاست که این رگها آرام و بیصدا تحلیل میروند؛ سفرههایی که روزی پر بودند، امروز خسته و فرسودهاند. تالابها هنوز ایستادهاند، اما نه با تپشی مطمئن؛ با نفسی کوتاه، با ضربانی کند، با امیدی که هر سال کمرنگتر میشود.روز جهانی تالابها فقط یک یادآوری نیست؛ یک هشدار است. هشداری که از سطح آب نمیآید، از عمق میآید. از زیرزمین. از جایی که زندگی بیصدا میمیرد و بحران بیصدا آغاز میشود. اگر گوش بسپاریم، میشنویم که زمین چیزی را پنهان نمیکند؛ فقط آرام میگوید، آرامتر از آنکه در هیاهوی توسعه شنیده شود.
و امروز، این پیام روشنتر از همیشه است:
“حال رگهای قلب زمین خوب نیست. رگها را دریابید.”
