true
شهردار شیراز، پایتخت فرهنگ و تمدن ایران، در پیامی به مناسبت بیستم مهرماه، یادروز خواجه شمسالدین محمد حافظ شیرازی، شعر این شاعر برجسته را میراث مشترک فرهنگ، راوی جاودانگی هویت ایرانی و جلوهگاه امید، مدارا و حقیقتجویی انسان در گذر تاریخ برشمرد.
به گزارش فارس آگاه به نقل از پایگاه اطلاعرسانی شهرداری شیراز، محمدحسن اسدی، شهردار شیراز، در پیامی به مناسبت یادروز حافظ گفت: تا زمانی که زبان فارسی زنده است و دل آدمی در جستوجوی عشق و حقیقت میتپد، لسانالغیب فراتر از هر مرز و جغرافیایی، راوی جاودانه جان و جهان ایرانی خواهد ماند.
متن پیام سکاندار مدیریت شهری شیراز بدین شرح است:
به نام خدا
شعرِ حافظ در زمانِ آدم اندر باغِ خُلد
دفترِ نسرین و گُل را زینتِ اوراق بود
جناب حافظ، لسانالغیب و محرمِ رازهای نهانِ جان آدمی، شاعری محدود به روزگار خویش نیست؛ او در امتداد قرنها جاری شده و در هر عصر، در خلوت هر دل، دوباره متولد شده است. هفت سده از خاموشیِ پیکر او میگذرد، اما سخنش همچنان چراغی است در شبهای تردید، پناهی است در روزگار اندوه و پنجرهای رو به روشنای امید. بیستم مهرماه، روز بزرگداشت مقام او؛ روز پاسداشت شاعری که از مرز واژهها گذشت، در حافظه تاریخی یک ملت ریشه دواند و به بخشی جداییناپذیر از جان و جهان ایرانی و ایراندوستان بدل شد. امروز، در برابر نام بلند او سر فرود میآوریم و به احترام یکی از روشنترین جلوههای روح و فرهنگ این سرزمین ادای احترام میکنیم.
حافظ، آینهای است که انسان در آن، صورتهای گوناگون خویش را بازمیشناسد؛ گاه عاشقی بیقرار، گاه عارفی جویای حقیقت، گاه رندی گریزان از تزویر و گاه انسانی آزاده که در برابر تنگنای تعصب سر خم نمیکند. راز ماندگاری او در همین وسعت بیکران است؛ در اینکه هیچ دلِ جویندهای را از آستان خویش نمیراند و هیچ نسلی را از امکان دوباره خواندن و دوباره فهمیدن محروم نمیگذارد. هر کس به قدر وسعت جان خود از چشمه سخن او مینوشد، اما دریای حافظ همواره از آنچه در مشت فهم ما میگنجد، وسیعتر است.
در دیوان حافظ، شادی و اندوه دو همسایهاند؛ امید از دل نومیدی سر برمیآورد و معرفت، گاه در جامه شور و مستی رخ مینماید. جهان او نه یکسره تاریک است و نه بیدغدغه روشن؛ جهان انسانی است که ناپایداری روزگار را میشناسد، زخم فقدان را تجربه میکند و بااینهمه، از امکان عشق و زیبایی دست نمیکشد. او به ما یادآوری میکند که هیچ کامیابی را نباید جاودانه پنداشت و هیچ اندوهی را نباید پایان همه راهها دانست. در روزگاری که گذر زمان بسیاری از داشتههای آدمی را میستاند، آنچه از مهر، حقیقت و زیبایی در جانها باقی میماند، معنای ماندگاری مییابد. شاید از همین روست که حافظ، در تلخترین روزهای زندگی نیز، میتواند دست بر شانه انسان بگذارد و به او یادآور شود که هنوز روزنهای به روشنایی گشوده است.
راز جاودانگی حافظ را باید در همین توان شگفتانگیز جستوجو کرد: توان سخن گفتن از انسان، بیآنکه انسان را به تعریفی محدود فروبکاهد. شعر او پاسخهای آماده و یکمعنا در اختیار ما نمیگذارد؛ پرسش را زنده نگه میدارد و خواننده را به مشارکت در کشف معنا فرامیخواند. در دیوان او، حقیقت همواره به تأمل نیاز دارد و ظاهر امور، آخرین منزل شناخت نیست. از همین رو، هر عصر میتواند حافظ خود را در آینه حافظ بازشناسد، بیآنکه این بازشناسی به معنای پایان راز او باشد. قرنها آمدهاند و رفتهاند، قدرتها دگرگون شدهاند و بسیاری از نامها به خاموشی گراییدهاند؛ اما غزل حافظ همچنان جاری است، زیرا با آن بخش از وجود انسان سخن میگوید که در هیاهوی تاریخ نیز از طلب معنا بازنمیایستد.
یادروز حضرت لسانالغیب، جناب خواجه شمسالدین محمد حافظ شیرازی، جشن پیوند ما با ریشههای خویش و فرصتی برای اندیشیدن به مسئولیت ما در برابر میراثی است که به امانت در دست داریم. تا زبان فارسی زنده است، تا دل آدمی در جستوجوی عشق و حقیقت میتپد و تا انسان به امید روزنی از روشنایی چشم میدوزد، حافظ نیز فراتر از هر مرز و جغرافیایی زنده و جاودانه خواهد ماند؛ ۲۰ مهر، یادروز خواجه اهل راز را گرامی میدارم؛ همو که شاعر جاودانه ایران، همزبان دلهای مشتاق جهانیان و میراث مشترک فرهنگ و انسانیت است.
true
true
https://farsagah.ir/?p=84394
true
true



