×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true
true

خبر فوری

true
    امروز  دوشنبه - ۲۷ فروردین - ۱۴۰۳  
true
true
اثر تمرینات ترکیبی هوازی ‌و مقاومتی بر برخی فاکتورهای آمادگی جسمانی کودکان دارای سندرم داون

اثر تمرینات ترکیبی هوازی ‌و مقاومتی بر برخی فاکتورهای آمادگی جسمانی کودکان دارای سندرم داون

فائزه فیروزی[۱]، علی گلستانی*[۲]

۱دانشجوی گروه علوم ورزشی، دانشکده تربیت بدنی، دانشگاه بجنورد، ایران

Firoozi.sahar7227@gmail.com

۲*هیئت علمی گروه علوم ورزشی، رشته علوم ورشی، دانشگاه بجنورد، بجنورد، ایران

a.golestani@ub.ac.ir

چکیده:

هدف از این تحقیق بررسی اثر تمرینات ترکیبی هوازی ‌و مقاومتی بر برخی فاکتورهای آمادگی جسمانی و روانی کودکان دارای سندرم داون بود. جامعه آماري این پژوهش از بین جامعه در اختیار کودکان دارای سندروم داون تعداد ۴۸ کودک انتخاب شد. به دو گروه ۲۴ نفره(کنترل و تجربی) تقسیم شدند. ابزار گردآوری اطلاعات از طریق اعداد و ارقامی که طی رکوردهای که ثبت شد و همچنین از طریق تست آزمون­هایی بود که کودکان در آن شرکت داشتند. یافته­های تحقیق نشان داد بین آمادگی قلبی- عروقی، قدرت و استقامت عضلانی و انعطاف­پذیری کودکان دارای سندرم داون با بدون سندرم داون تفاوت معنی­داری وجود دارد، اما بین شاخص توده بدن کودکان دارای سندرم داون با بدون سندرم داون تفاوت معنی­داری به دست نیامد. یافته­های تحقیق نشان داد قدرت عضلات مچ دست راست و چپ، تعادل ایستا با چشم باز  و بسته قبل و بعد از یک دوره تمرینات (مقاومتی، هوازی، ترکیبی منتخب) در گروه تجربی در پس آزمون به پیشرفت قابل ملاحظه­ای دست یافته است.همچنین یافته­های تحقیق نشان داد مداخله آموزشی تاثیر زیادی بر شاخص­های مورد مطالعه داشته است. و تاثیر معنی داری داشته است.

کلمات کلیدی: تمرینات ترکیبی هوازی ‌و مقاومتی، فاکتورهای آمادگی جسمانی و روانی، کودکان دارای سندرم داون.

مقدمه

در جهان امروز، بزرگترین گروه کودکان استثنایی با علائم مشخص بالینی، کودکان با نشانگان داون هستند. سندرم داون یکی از رایج­ترین علت کروموزومی کم توانی هوشی است. که با درجات مختلف از کم توانی هوشی متوسط تا شدید است(رائو[۳]،۲۰۱۸).  وجود مشکلات در کودکان با سندرم داون در مقایسه با معلولیت­های دیگر کمتر است؛ اما کودکان با سندرم داون در مقایسه با کودکان عادی مشکلات بیشتری دارند. رشد حرکتی کودکان با نشانگان داون کندتر از کودکان کمتوان ذهنی غیرنشانگان داون است(فولی و همکاران[۴]،۲۰۱۶). توجه كامل به این كودكان در جامعه ازمهم‌ترين مسايل و بهترين سرمايه‌گذاري‌ها براي آينده جامعه محسوب مي‌شود. امروزه در تمام جوامع بشري كودكان استثنايي به‌ويژه كودكان عقب‌مانده ذهني مورد توجه خاصي قرار دارند. توجه جدي به كودكان معلول جسمي و ذهني متضمن سرمايه گذاري‌هاي قابل توجه از سوي دولت‌ها به‌ويژه در زمينه توانبخشي و تعليم و تربيت است. شاید باور کردن این نکته که عقب ماندگی ذهنی یک اختلال تقریبا شایع است و حدود ۱ تا ۳ درصد از جمعیت را مبتلا می کند سخت باشد و حتی در نظر بگیریم که با پیشرفت های علمی شانس زنده ماندن این افراد بسیار بیشتر شده است بنابراین همزمان با افزایش امید به زندگی آموزش وپرورش آنها نیز باید بهبود یابد(آملی،۱۳۹۵).

در نگاهی به گذشته و جوامع مختلف، ملاحظه می شود که به طور کلی از نقطه نظر تاریخی، بشر از سه مرحله فکری متفاوت نسبت به  کودکان استثنایی به ویژه کودکان دارای اشکالات ذهنی و جسمی گذشته است.  در مرحله اول این قبیل کودکان یا به طرق مختلف از بین برده می شدند یا از اجتماع طرد می گشتند. در مرحله دوم به این گروه با دید ترحم و حمایت می نگریستند و در مرحله سوم یعنی در سال­های اخیر، پذیرفتن کودکان استثنایی در جامعه در کنار دیگر کودکان و استفاده از توانایی های آنها تا آنجا که امکان پذیر باشد ، مطرح گردیده است(سیف نراقی،۱۳۹۴).

کودکان عقب مانده ذهنی نیاز دارند از نظر آمادگی جسمی، توانایی حرکتی و مکانیک بدن پیشرفت کنند . وضعیت بدنی این افراد معمولا ضعیف است وشادابی جسمی چندانی ندارند. نحوه گام برداشتن آنان نا متعادل و نا استوار است و حکایت از آن دارد که هماهنگی کلی حرکات بدنی ضعیف است .افراد عقب مانده ذهنی برای سایر معلولیت های جسمی و نیز اختلالات عصبی مانند فلج مغزی و صرع آمادگی بیشتری دارند.تحقیقات مقایسه ای مختلف نشان می دهد که همیشه افراد مبتلا به عقب ماندگی ذهنی نسبت به کودکان عادی در زمینه  آمادگی جسمی و حرکتی از جمله قدرت و تعادل امتیازهای پایین تری کسب می کنند. با اطمینان می توان گفت  یکی از مهمترین علل ضعف این افراد در این زمینه در اختیار نداشتن امکانات کافی می باشد. برنامه­های تربیت بدنی و تجربیات حرکتی برای کودکان عقب مانده،هوش را افزایش می دهد ، خود فهمی یا خودآزمایی را بالا می برد،توانایی حرکتی را بهتر،و آمادگی جسمانی را بیشتر می کند.بنابراین لازم است برنامه های تمرینی متناسب با شرایط آنها طراحی شود(شهرامی و متقیانی،۱۳۹۲).

تمرین های صحیح آمادگی جسمانی زندگی همراه با سلامت را به ارمغان می آورد (شارکی[۵]۱۹۸۴). استقامت بدنی و تندرستی برای ارضای نیازهای زندگی روزمره بسیار ضروری هستند . فواید آمادگی جسمانی در متون مربوطه به طور مستند آورده شده است و در این خصوص هیچ تفاوتی بین افراد عقب مانده ذهنی وعادی جامعه وجود ندارد (مک کونافی و سالزبرگ۱۹۸۸[۶]؛ مون و رنزاگلیا[۷]،۱۹۸۲).این برنامه ها دارای فواید بهداشتی، اجتماعی، شخصی و حرفه ای می باشند و به ویژه بنا به دلایلی توسعه فعالیت های آمادگی جسمانی باید یک جزء اصلی در سبک زندگی این گروه باشد(بخش­زاده،۱۳۹۸). نیازهای کودک عقب مانده ذهنی نیز، مشابه نیازهای یک کودک عادی است . به این معنا که کودک عقب مانده نیز، برای به فعل در آوردن تواناییهایش و تبدیل شدن به یک عضو فعال و قابل قبول در جامعه خود به محرکهای روانی ، جسمی وعاطفی نیاز دارد . با این تفاوت که کودکان عقب مانده ذهنی برای رسیدن به این هدف به فرصتهای بیشتر و روشهای آموزشی خاص نیاز دارند. غالبا مزایای فعالیت بدنی برای افراد مبتلا به عقب ماندگی ذهنی نادیده گرفته می شود این موضوع در مورد قدرت و تعادل که دو جزء مهم آمادگی جسمانی و حرکتی می باشند نیز صادق است(بخشی زاده،۱۳۹۸).

نتایج تحقیقات مختلف نشان داده است، این افراد نسبت به دیگر افراد جامعه و حتی افراد ناتوان هوشی دیگر، فعالیت بدنی کمتری دارند. به‌ طور کلی کودکان مبتلا به سندرم داون برخلاف کودکان دیگر، به علت نارسایی در رشد مغزی و شلی عضلاتشان در دوران اولیه رشد، حرکات عضلانی و جست‌وخیز خودجوشانه‌ای از خود نشان نمی‌دهند و برای انجام این کار، به انگیزه بیشتری نیاز دارند. بر اساس نظر کالج پزشکی ورزشی آمریکا (ACSM) آمادگی جسمانی مرتبط با سلامت شامل ترکیب بدنی، ظرفیت هوازی، قدرت و انعطاف‌پذیری عضلانی است. ایفرد، با توجه به دو هدف کلی آمادگی جسـمانی، یعنـی هدف سلامتی و هدف مهارتی، عوامل آمـادگی جسـمانی را به دو طبقـه تقسـیم کـرده اسـت: عوامـل مرتبط با سلامت و عوامـل مـرتبط بـا عملکـرد ورزشـی. مطالعات روی کودکان سندرم داون با سبک زندگی کم‌تحرک و گاهی بی‌تحرک و صرف زمان بیشتر در خانه، نشان داد این کودکان بیشتر دچار ضعف‌های جسمانی ـ حرکتی می‌شوند (واسیلوس و همکاران[۸]،۲۰۱۸).کم‌تحرکی از مشکلات بزرگ زندگی مبتلایان به سندرم داون است. به نظر می‌رسد افراد ناتوان هوشی مبتلا به سندرم داون برابـر یـا بیشـتر از افراد سالم، برای داشتن سلامتی و تندرستی و پیشـگیری از امراض و مرگ‌ومیر زودرس، نیاز به آمادگی جسـمانی و سلامت دستگاه‌های قلبی‌عروقی و عضـلانی ـ اسـکلتی دارند. همچنین سطوح پایین آمادگی جسمانی و عملکرد ممکن است به دلیل افزایش در شیوع اضافه‌وزن یا چاقی و همچنین کاهش در رشد توده استخوانی باشد که درنهایت ممکن است منجر به تشدید تظاهرات بالینی شود.

بیان مسئله:

سندرم داون با شیوع یک در ۸۰۰ تا ۱۲۰۰ تولد زنده، متداولترین بیماری ژنتیکی در افراد دارای ناتوانیهای هوشی است . تری زومی ۲۱ که شایعترین علت بیماری سندرم داون است، موجب ایجاد عوارض مرتبط با سلامتی و پزشکی مانند مشکلات ذهنی، تنفسی و قلبی در افراد میشود .تقریباً دویست میلیون کودک با ناتوانی هوشی در دنیا زندگی میکنند (سازمان بهداشت جهانی، ۲۰۰۸). همچنین انجمن روانشناسی آمریکا، شیوع ناتوانی هوشی را حدود ۵/۲ درصد دانستهاند که ۸۵ درصد این افراد، ناتوانان هوشی خفیف هستند . همچنین شیوع ناتوانی هوشی در ایران توسط محیط و همکارانش در سطح کشور ۲/۶ درصد برآورد شده است که نتایج تحقیقات نشان داده است که ۱۰ تا۲۰ درصد افراد ناتوان هوشی به سندرم داون مبتلا هستند.

میزان مرگ و میر در افراد با سندرم داون بعد از سن ۴۰سالگی به میزان قابل توجهی افزایش مییابد. به خاطر شروع زودرس یائسگی در زنان با سندرم داون احتمال بیماری آلزایمر چهار برابر بیشتر از همتایان مرد است. به گزارش تمپل و همکارانش، نتایج مطالعات بسیار جدید نشان میدهد تقریباً فقط یک سوم از افراد ناتوان هوشی به اندازه کافی فعالیت بدنی دارند. آمادگی جسمانی افراد ناتوان هوشی، بسیار کمتر از بقیه افراد جامعه است. مبتلایان به سندرم داون نیز از این قاعده مستثنا نیستند. از ویژگیهای بارز این افراد کم تحرکی است.

بهره هوشی افراد سندرم داون حدود ۵۰ تا ۷۵ درصد گزارش شده است. مبتلایان به سندرم داون ویژگیهای فیزیولوژیکی و آناتومیکی خاصی دارند که آنها را از دیگر همتایان سالم متفاوت میکند؛ ناهنجاری در پردازش میلینشن، اختلالهای بینایی و مشکلات شنوایی و عصبی ـ حسی در گوش داخلی، از اختلالهای افراد مبتلا به سندرم داون است. بیش از هشتاد ویژگی بالینی در افراد با سندرم داون شرح دادهشده است. در افراد سندرم داون بیماریهای مادرزادی قلبی حدود ۵۰ درصد گزارش شده است. همچنین از دست دادن شنوایی ۷۵ درصد، بیماریهای چشمی ۶۰ درصد، اختلالات خواب ۷۵ درصد، بیماریهای دستگاه گوارش ۱۰ درصد، کمکاری تیروئید ۱۵ درصد و ناپایداری مفصل آتلانتواکسیال ۱۰ تا ۳۰ درصد گزارش شده است. تقریباً ۲۰ درصد از افراد سندرم داون دارای مشکلات عضلانی ـ اسکلتی هستند.

همان طوری که در ادامه مباحث این پژوهش گزارش می شود کمبود برنامه های مدون ورزشی و توانبخشی برای افراد کم توان با توجه به نوع معلولیت آن ها یکی از مشکلاتی است که حتی در پیشرفته ترین کشورهای دنیا نیز وجود دارد و دانشمندان را بر آن داشته تا با بررسی بیشتر و جامع تر ، این مسئله را حل نمایند . محقق پس از بررسی تحقیقات انجام شده در این زمینه دریافت که افراد با سندروم داون دارای بیشترین مشکلات رشدی ناشی از اختلالات ژنتیکی در بین افراد کم توان ذهنی هستند . لذا پس از مطالعه دقیق تحقیقات انجام شده در این زمینه ، اقدام به اجرای یک برنامه حرکتی برنامه تمرینی اسپارک ) نمود و تاثیر این برنامه را بر مهارت های حرکتی ظریف و درست این افراد مورد بررسی قرار داد ، تا بتوان این برنامه حرکتی را به عنوان یک راهنمای کارآمد در اختیار مربیان تمرین دهندگان و والدین افراد مبتلا به سندروم داون قرار داد

دوران کودکی در میان دوره های زندگی مهم ترین دوره ی رشد حرکتی به شمار می آید. خصوصیات به طوری که تجارب این دوره ، رشد مداوم جسمانی، حرکتی ، شناختی و عاطفی است ( گالاهو ، ۱۳۸۳ ) یادگیری های اولیه در این دوران ، در یادگیری بعدی فرد بسیار موثر است. در واقع تجارب گذشته کودک ، نقش مهمی در یادگیری آینده او دارد ( آنیتا ” ، ۱۳۸۶ ) در سنین دبستانی، رشد جسمانی ، عاطفی ، شناختی و عقلانی کودک نسبت به سالهای بعد ، از سرعت بیشتری برخوردار بوده و قابلیت اصلاح پذیری کودکان در مقطع ابتدایی فوق العاده است . به گونه ای که ارائه فعالیت های حرکتی منظم در این مقطع از اهمیت ویژه ای برخوردار است. به عبارت دیگر می­توان گفت تجارب حرکتی کودک در این برهه ی زمانی زیربنای آگاهی­ها و یادگیری بعدی کودک را فراهم می آورد یعنی توسعه ی توانایی های بالقوه و مهارت های حرکتی در ورزش ها و به طور عام تمام فعالیت های روزانه به حداقلی از مهارت های حرکتی نیاز دارند و حتی عقاید رایج امروزی حاکی از آن است که بهبود کارایی شخص ، احتمال آسیب دیدگی او را در تمام ورزش ها کاهش می­دهد ( فریانپور و همکاران ، ۱۳۹۲)  بر آن شدیم که در این تحقیق به بررسی اثر تمرینات ترکیبی هوازی ‌و مقاومتی بر برخی فاکتورهای آمادگی جسمانی و روانی کودکان دارای سندرم داون بپردازیم.

ضرورت و اهمیت تحقیق

ارتقاء سلامت عمومی کلیه افراد جامعه از جمله مهم ترین وظایف هر دولتی محسوب می­شود . جمله­ی مورد توجه ترین افراد جوامع بشری ، افراد کم توان هستند که به دلیل مشکلات جسمی ، روانی و متعاقب آن مشکلات مختلف اجتماعی و معیشتی توانایی ایجاد رفاه و بهبود وضعیت زندگی خود را ندارند . با توجه به این که ایران جزء کشورهایی است که دارای شیوع بالای بیماری سندروم داون می باشد و هم چنین بزرگ ترین گروه کودکان استثنایی کشور ، کودکان مبتلا به سندروم داون هستند ؛ تحقیق در ارتباط با سلامت این افراد از جمله مهم ترین اولویت های پژوهشی کم توانی ها در ایران است موضوع سندروم داون تنها در ایران مورد تاکید نبوده و نظر پژوهشگران زیادی را در سراسر جهان به خود جلب کرده است در میان کودکان کم توان ذهنی ، افراد مبتلا به سندروم داون از جایگاه ویژهای برخوردارند چرا که : در مقایسه با سایر معلولیت­های ذهنی تعداد بیشتری را به خود اختصاص داده اند و هنوز تمام مسائل مربوط به آن ها به صورت دقیق مورد بررسی قرار نگرفته و آشکار نشده است . با استفاده از امکانات و معلومات تخصصی لازم می توان بیشتر آنها را تربت کرده و کفایت های لازم را در آنها به وجود آورد تا برای جامعه افرادی مفید ، مدیر و کارا باشند . با توجه به اینکه افراد سندرم داون بهره های هوشی متفاوت دارند و متعاقبا دارای توانایی های گوناگون هستند ، بهره بردن از توانایی های بالقوه این افراد مهم و ضروری است . اغلب این کودکان می توانند با کمک برنامه های هدفمند توانبخشی به سطوح بالایی از استقلال برسند.

ضعف در مهارت های حرکتی ظریف و مهارت های حرکتی درشت ، گرچه در ابتدا امری کوچک به نظر می رسد اما با گذر زمان و با ورود فرد به اجتماع از مهمترین مشکلات فرد محسوب می شود و به سادگی کودک سندروم داون را از رسیدن به آنچه شایسته آن هستند دور می­سازد. مطالعات زیادی نشان دادند که هر درجه ضعف عملکرد و ناتوانی در اندام فوقانی خصوصا حرکات ظریف دست فرصت کسب اطلاعات حسی از محیط و تجربه اثر بر آن را خواهد گرفت ( ملاجانی ، ۲۰۰۶ ) بر این اساس ضرورت استفاده هر چه بیشتر از باقیمانده توانایی های موجود در کودکان سندروم داون و داشتن برنامه توانبخشی صحیح با ترکیب روش های مختلف درمانی بر کسی پوشیده نیست( اویانیک ، ۲۰۰۳)

مادر به عنوان اولین شخصی که به طور مستقیم با کودک ارتباط برقرار میکند، در رویارویی با فرزند دارای کم توانی خود با اختلال کارکرد بیشتری مواجه می­شد و معلولیت های کودکان منجر به خستگی والدین و بروز مشکلات روانی مانند ضطراب، افسردگی، تنش در خانواده، نارضایتی زنا شویی و مشکلاتی در روابط اجتماعی ان ها شود و از ان جا که رشد کودکان ارتباط تنگاتنگی با سلامت جسمی و روانی والدین ان ها دارد استرس روانی والدین بر عملکرد آنان و به تبع آن، بر رشد کودکان تاثیر دارد بنابراین واضح است که علاوه بر فرد بیمار، خانواده او نیز، نیازمند توجه و مداخله می باشد، ازطرفی با توجه به افزایش شیوع اختلال سندروم داون و با توجه به مشکلات و چالش ها، نیاز به افزایش استقلال در فعالیت های پیش رویِ خانواده های روزمره زندگی کمک به  شکوفا شدن نیروهای بالقوه ارتباط بین مادر و کودک ، پیشگیری از بروز نارسایی های ثانویه ، کاهش تنیدگی خانوادگی ، کاهش وابستگی به دیگران وایجاد سازش یافتگی با محیط اجتماعی ، کاهش نیاز به خدمات اموزشی و پرورشی خاص در سنین مدرسه صرفه جویی قابل ملاحضه درهزینه های بهداشتی و اموزشی و پرورشی ، در مادران کودکان با ستدروم داون نیاز به مداخلات احساس می شود این روشهای مداخله ای باید برای همه افراد قابل استفاده باشد، در دسترس و ارزان باشد ، ازجمله تکنیک های مداخلاتی که شرایط فوق را دارد ،مداخلات خانواده محور است. بر طبق نتایج تحقیقات ارزیابی نیازهای آموزشی والدین ، با توجه به تعدادِ زیاد خانواده های درگیر در اینگونه مسائل و همچنین مشکلات متعدد این خانواده ها به نظر می رسد اگر اموزش مداخلات به هنگام از طریق کتابچه صورت بگیرد ، مقرون به صرفه تر می باشد.

اهداف اصلی تحقیق

هدف اصلی

اثر تمرینات ترکیبی هوازی ‌و مقاومتی بر برخی فاکتورهای آمادگی جسمانی و روانی کودکان دارای سندرم داون

اهداف فرعی

بررسی یک دوره  اثر تمرینات ترکیبی هوازی ‌و مقاومتی  برفاکتور های آمادگی جسمانی کودکان دارای سندرم داون؛

بررسی یک دوره اثرات تمرینات مقاومتی بر فاکتورهای امادگی جسمانی کودکان سندروم داون؛

بررسی یک دوره اثرات تمرینات ترکیبی  بر فاکتور های امادگی جسمانی کودکان سندروم داون؛

سندرم داون

امروزه به دلایل محتلف کودکان در معرض انواع بیماری­های ژنتیکی و غیر ژنتیکی قرار می­گیرند. یکی از این بیمارها سندروم دان است. سندرم دان[۹] یا نشانَگان دان یک بیماری ژنتیکی است که به دلیل حضور تمام یا بخشی از یک کروموزوم اضافی در جفت کروموزوم ۲۱ به وجود می‌آید که در اصطلاح علمی تریزومی ۲۱ نامیده می‌شود. این بیماری دارای علائم مختلف از جمله ناهنجاری‌های عمده یا خفیف در ساختار یا عملکرد ارگان‌ها می‌باشد. از جمله علائم عمده و زودرس که تقریباً در همه بیماران مشاهده می‌شود وجود مشکلات یادگیری و نیز محدودیت و تأخیر رشد و نمو می‌باشد. ناهنجاری‌های فک و صورت، ناهنجاری‌های قلبی عروقی و خطر ابتلای بیشتر به انواعی از بیماری‌ها نظیر آلزایمر، لوسمی و عفونت‌ها نیز از پیامدهای این بیماری می‌باشند. علائم ظاهری سندرم دان، وجود یک خط عرضی در کف دست به جای دوتا، چین‌های کنار داخلی صورت، بینی کوچک و سر بالا و گوش‌های کوچک­تر و کمی پایین­تر و… است. نام این سندرم از نام یک پزشک انگلیسی به نام جان لانگدان داون [۱۰]گرفته شده‌است که برای اولین بار این سندرم را در سال ۱۸۶۶ توصیف نمود. افراد مبتلا به سندرم دان توان ذهنی پایین‌تر از حد میانگین دارند و به‌طور معمول دچار ناتوانی ذهنی خفیف تا متوسط هستند. تعداد کمی از مبتلایان به سندرم دان دچار ناتوانی شدید ذهنی هستند. متوسط میزان بروز این سندرم مابین ۱ در ۶۰۰ تا یک در ۱۰۰۰ مورد از تولد نوزادان زنده گزارش شده‌است که این میزان در مادران جوان کمتر و با افزایش سن مادر افزایش می‌یابد. با این وجود در حدود دو سوم مبتلایان به سندرم دان از مادران زیر ۳۵ سال متولد می‌شوند.

علت اصلی ایجادکننده سندرم دان، جدا نشدن کروموزوم‌های شماره ۲۱ مادری است که این خطر با افزایش سن مادران رابطه دارد، در کنار این، عدم جدایی می‌وزی پدری، موزاییسم حاصل از عدم جدایی میتوزی یا جابجایی بین کروموزوم‌ها نیز می‌تواند باشد.

مبتلایان به بیماری ژنتیکی سندرم دان به‌طور متوسط، حدود ۳۲ تا ۳۵ سال عمر می‌کنند(آملی،۱۳۹۵).

سندرم داون اولین بار در سال ۱۸۶۶ میلادی توسط یک پزشک انگلیسی به نام لنگدان داون [۱۱] براساس خصوصیات فیزیکی همراه با عملکرد فکری زیر حد طبیعی توصیف شد. پس از آن سندرم داون بعنوان سندرمی که در زمینه MR بیش از سایر مسایل مورد تحقیق و بحث قرار گرفته مطرح گردید . کودکان مبتلا از ابتدا به علت شباهت به نژاد مغولی به صورت داشتن چشم های مورب ، چین اپیکانتال و بینی پهن منگول نامیده می شدند. سه تیپ اختلال کروموزمی در سندرم داون مشاهده می شود که عبارتند از:

۱٫تریزومی ۲۱ که در آن بجای ۲ کروموزم ۲۱ در این بیماران ۳ کروموزم ۲۱ وجود دارد.

۲٫عدم جدا شدن[۱۲]که پس از لقاح در هر تقسیم سلولی رخ می دهد سبب موازی بودن می شود یعنی وضعیتی که درآن سلول های طبیعی وتریزومیک باهم در بافت های مختلف یافت می شود.

۳٫در ترانس لوکاسیون ، بهم چسبیدن دو کروموزم ( اغلب ۲۱ و۱۵) وجود دارد که علیرغم وجود یک کروموزم ۲۱ اضافه، سبب ایجاد مجموع ۴۶ کروموزم می شود(ساجدی،۱۳۹۵).

علت بروز سندرم داون

به طور معمول، هر کودک هنگام لقاح اطلاعات ژنتيکي خود را به وسيله ۴۶ کروموزوم از والدين خود ،۲۳ کروموزم از مادر و ۲۳ کرموزوم از پدر، به ارث مي برد. اما در اکثر موارد بروز سندرم داون، کودک، يک کروموزم اضافه دريافت مي کند و به جاي ۴۶ كروموزم، ۴۷ کروموزم به او منتقل مي‌شود. اين كروموزوم اضافه، موجب تاخير در رشد جسماني و عقلاني کودک مي‌شود. البته هنوزعلت اصلي بروز اين اشتباه کروموزومي كه موجب اين نارسايي مي‌شود مشخص نشده و هيچ روشي نيز براي پيشگيري از آن شناخته نشده است. تا مدتها تصور مي‌شد بيشتر مبتلايان به سندرم داون، از مادراني با سن بالاي ۳۵ سال متولد شده اند. اما آمار وتحقيقات پزشکي جديد ثابت کرد بالا رفتن سن مادر، مي‌تواند شانس ابتلا به اين سندرم را افزايش دهد، اما تنها دليل بروز اين بيماري نيست (ميلاني فر،۱۳۹۸). به طور كلي درصد تولد كودكان سندرم داون از مادراني كه سن آن‌ها به هنگام زايمان كمتر از ۳۰ سال است، يك در هر هزار و پانصد تولد و از مادران بالاي ۴۵ سال، يك در هر بيست تولد مي‌باشد. بالا رفتن درصد تولد كودكان سندرم داون، از مادراني كه در سنين بالا (۴۰ – ۳۶ سال به بالا) باردار مي‌شوند، مي‌تواند دلايل مختلفي داشته باشد. از جمله اين‌كه زنان با تعداد تخمك‌هاي مشخصي متولد مي‌شوند، در حالي كه مردان در مراحل مختلف رشد خود، مرتب اسپرم‌هاي تازه اي را توليد مي‌كنند. تخمك‌ها در زنان تا آغاز جريان توليد اووم، در حالت رشد غيركامل باقي مي‌مانند. بنابراين، يك زن ۳۶ ساله داراي تخمك‌هايي ۳۶ ساله است. به بيان‌ ديگر سن بيولوژيك يا زيستي تخمك‌هاي يك زن مطابق سن تقويمي اوست. نكته ديگراين‌كه ممكن است تخمك‌هاي ثابت فرد در طول زندگي وي به گونه‌اي در معرض تأثيرات نامطلوب عوامل دروني و بيروني مانند دارو درماني، مسموميت‌هاي راديو اكتيو، عفونت‌ها و ساير عوامل زيان آور قرار گرفته باشند. همچنين احتمال آسيب پذيري انسان از عوامل مذكور با بالا رفتن سن افزايش مي‌يابد. سن پدر نيز مي‌تواند از جمله عوامل تاثيرگذار بر تولد كودكان سندرم داون باشد. انجمن ملي سندرم داون (۱۹۹۰)، در بعضي از گزارش‌هاي تحقيقي، مؤثر واقع بودن سن پدران بالاي ۵۵ سال را در بروز اختلالات كروموزمي گزارش داده است (افروز،۱۳۹۷). به طور كلي سندرم داون معلوليتي است ناشي از وقوع اختلال و بي نظمي جزيي در دنياي شگفت‌انگيز كروموزم‌ها كه طي چندين دهه گذشته توجه بسياري از دانشمندان و محققان را به خود جلب كرده است. بر اساس نتايج تحقيقات انجام شده، ميان نوع گروه خوني و اختلالات كروموزومي ارتباط وجود دارد. در مورد سندرم داون، كه نوعي اختلال كروموزومي است، در تمام گروه‌هاي خوني‌ منفي ابتلاي به سندرم داون كمتر و در تمام گروه‌هاي خوني مثبت بيشتر است (نصرتي،۱۳۸۵).

مهارت­هاي حركتي در كودكان سندرم داون

رشد مهارت‌هاي حركتي در كودكان مبتلا به سندرم داون معمولاً مشابه الگوي رشد در كودكان عادي است، اما با كمي تاخير انجام مي‌شود. اين كودكان مهارت‌هاي حركتي را نسبت به همسالان عادي خود با كيفيت پايين‌تري انجام مي‌دهند. البته دامنه اين مهارت‌ها در ميان خود اين كودكان نيز متغير است. مشكلات اصلي اين كودكان در سال‌هاي اوليه زندگي و سنين پايين‌تر بيشتر قابل توجه است. اين مشكلات به مرور زمان كاهش يافته و‌ بسياري از آن‌ها با افزايش سن مي توانند به سطح قابل قبولي از چالاكي و مهارت دست يابند، به طوري كه بتوانند اين مهارت‌ها را در زندگي روزمره خود به كارگيرند. به طور كلي كودكان سندرم داون به علت نارسايي در رشد مغزي و شلي عضلات در دوران اوليه رشد، همانند ساير كودكان حركات عضلاني و جست‌ وخيز خود جوشانه‌اي از خود نشان نمي‌دهند. بنابراين براي انجام اين كار، به انگيزه بيشتري نيازدارند. تمام مهارت‌هاي حركتي با تمرين رشد مي‌كنند. بنابراين هرگاه اين كودكان توالي حركتي خاصي را انجام دهند، مسير طبيعي (مسير ارتباطي ميان مغز و عضلات) بارها و بارها تقويت مي‌شود و مي‌توانند حركت را بهتر انجام دهند. همچنين هرچه بيشتر از عضلات استفاده شود، قوي‌تر مي‌شوند. بنابراين در نظر گرفتن تمرين‌هاي مضاعف و مناسب همراه با تشويق از سنين بسيارپايين، براي رشد مهارت‌هاي حركتي كودكان با نشانگان داون الزامي است (ويندوز[۱۳]،۲۰۱۴).

تأثیر تمرینات ورزشی بر بهبود ضربان قلب افراد با سندرم داون

نتایج پاستور و همکارانش نشان داد ظرفیت تمرین، حداکثر ضربان قلب و فشار خون در این افراد پایین است همچنین بین رکوردهای به‌دست‌آمده با زمان تمرین و سن ارتباط معنی‌داری وجود داشت، اما با IQ ارتباطی مشاهده نشد. پتیتی و بونه نشان دادند ارتباط معنی‌دار و مثبتی بین آمادگی قلبی‌عروقی و قدرت عضلانی پا وجود دارد. اما این ارتباط در بین افراد سندرم داون بیشتر بود. نتایج این مطالعه نشان داد قدرت پا ممکن است یک عامل مهم در حداکثر اکسیژن مصرفی در افراد کم‌توان ذهنی باشد. در حال حاضر برای بهبود وضعیت قلبی‌عروقی این افراد عمدتاً از عمل جراحی استفاده می‌شود. البته نتایج تحقیقات مختلف نشان داده است که تمرینات ورزشی مناسب نیز می‌تواند باعث بهبود سلامت قلب و عروق این افراد شود. لوئیس و همکاران نشان دادند افراد سندرم داون دارای اختلال در سیستم عصبی خودکار قلب هستند که این مشکل با انجام تمرینات ورزشی مناسب بهبود معنی‌داری می‌یابد. تمرینات ورزشی می‌تواند باعث تنظیمات عصب واگ و بهبود عملکرد سمپاتیک واگی در افراد سندرم داون شود تا عملکرد واگی به سطوح نزدیک به افراد سالم برسد و تنظیمات خودکار قلبی در این افراد بهبود یابد (لوئیس و همکاران،۲۰۱۵).

تمرینات هوازی افراد با سندرم داون

آندریولو و دیگران پس از مرور کلیه‌تحقیقات انجام‌شده در خصوص تأثیر تمرینات هوازی روی افراد با سندرم داون گزارش کردند که مدارک کافی وجود ندارد که تمرینات هوازی بتواند باعث بهبود وضعیت سلامت جسمی و روانی بچه‌های سندرم داون شود. اما برخی شواهد نشان می‌دهند برخی جنبه‌های فیزیولوژیکی یا روان‌شناختی با استفاده از برنامه‌های تمرین ترکیبی بهبود پیدا می‌کنند و البته این پژوهشگران اظهار داشته‌اند که برای روشن شدن این موضوع نیاز به تحقیقات بیشتری است. نتایج تحقیق زامبرانو و همکاران روی افراد با سندرم داون نشان داد فعالیت‌های بدنی هوازی می‌توانند به ‌عنوان راهی برای کاهش استرس اکسیداتیو در این اشخاص عمل کنند. وان پراگ و دیگراننیز در تحقیق خود نتیجه گرفتند که دویدن باعث افزایش فرایند تولید نرون در شکنج دندانه‌دار هیپوکمپ و بهبود فرایند یادگیری می‌شود(وان پراگ[۱۴]،۲۰۱۲).

 تمرینات قدرتی و تمرینات ترکیبی در افراد با سندرم داون

از جمله مهم‌ترین نوع تمرینات مورداستفاده برای افراد با سندرم داون تمرینات قدرتی است که از جنبه‌های بسیار زیادی برای افراد با سندرم داون مفید است. نتایج تحقیقات انجام‌شده نشان داده‌اند که اجرای تمرینات قدرتی و قدرتی پیش‌رونده باعث ایجاد بهبود قدرت معنی‌داری در عضلات بدن ، افزایش توده عضلانی و کاهش وزن بدن، بهبود وظایف عملکردی و بهبود ظرفیت هوازی بیشینه در افراد با سندرم داون می‌شود(شریفی درآمدی،۱۳۹۷). همچنین تحقیقات نشان دادند تمرینات با وزنه در مقایسه با تمرینات بدون وزنه به ‌صورت کاملاً معنی‌داری به پیشرفت بیشتری در عملکرد قدرتی در افراد با سندرم داون منجر می‌شود. چند محقق نیز نشان دادند که تمرینات پلایومتریک و پرش‌ها می‌توانند باعث افزایش توده عضلانی ، بهبود تعادل پویا و وضعیت راه رفتن لوتان[۱۵] و همکاران،۲۰۱۴)و افزایش قدرت عضلانی در افراد سندرم داون شوند. از جمله بهترین نوع تمرینات قدرتی فعالیت های مرتبط با قدرت عضلانی در زندگی روزمره است. برخی پژوهشگران تأثیرات مثبت تمرینات قدرتی را برای اجرای کارهای روزمره در جامعه نشان دادند (کارن[۱۶] و همکاران،۲۰۱۵). با توجه به اینکه افراد با سندرم داون دارای مشکلات متعددی در خصوصیات بدنی و مهارت‌های روانی حرکتی هستند، پژوهشگران اقدام به ترکیب چند شیوه‌ تمرینی با یکدیگر کرده‌اند که عمدتاً در این تمرینات ترکیبی تمرینات قدرتی تمرینات غالب هستند. پژوهشگران نشان داده‌اند که تمرینات قدرتی و تعادلی باعث بهبود توانایی‌های بدنی و جنبشی و سلامت و کیفیت زندگی در افراد با سندرم داون می‌شوند. البته برخی پژوهشگران نیز دریافتند که تمرینات ترکیبی (قدرتی و تعادلی) بهتر از تمرینات مجزا می‌توانند باعث بهبود حس عمقی و تعادل و قدرت در افراد با سندرم داون شوند (هیرچ[۱۷] و همکاران،۲۰۱۳). همچنین چنانچه تمرینات قدرتی با تمرینات چابکی همراه باشد باعث افزایش قدرت و چابکی می‌شود و اگر با تمرینات هوازی ترکیب شود باعث نتایج مثبتی در سیستم قلبی‌عروقی، عملکرد هوازی و بی‌هوازی، قدرت و استقامت عضلانی و بهبود عملکرد حرکتی درشت و اقتصاد در راه رفتن و توان هوازی  می‌شود(ویزنیکیوز[۱۸] ،۲۰۱۴). شلیکت و همکاران پس از مرور برخی از تحقیقات در این حوزه نتیجه گرفت این‌گونه نتایج تحقیقی راهی برای افزایش بخش قدرتی در کنار تمرینات هوازی را در تمرینات ورزشی این افراد باز کرده است؛ چراکه این نوع تمرینات می‌توانند باعث افزایش قدرت ناشی از افزایش بهبود وضعیت نرونی و افزایش قدرت ناشی از بهبود وضعیت عضلانی و هایپرتروفی عضلانی شوند. این تغییرات خود باعث افزایش میزان تنش عضلانی، رفع اختلالات تعادلی، افزایش حداکثر اکسیژن مصرفی و عوامل مرتبط با بهبود چگالی استخوانی، می‌شوند. با توجه به این تأثیرات پژوهشگران بر ترکیب تمرینات هوازی با تمرینات قدرتی تأکید کرده‌اند (شلیکت و همکاران [۱۹] ،۲۰۱۲).

پیشینه تحقیق

احمدی و حجتی(۱۳۹۵)، پژوهشی تحت عنوان بررسی تأثیر برنامه تمرین هوازی – مقاومتی بر ترکیب بدن پسران دبستانی مبتلا به سندرم داون انجام دادند.

طيبي (۱۳۹۵)، تحقيقي برروي تعادل  يك گروه نمونه  ۴۲نفره شامل ۲۱ دختر و ۲۱پسر مبتلا به سندرم داون با دامنه سني ۸ تا ۱۴ سال و يك گروه ۴۲ نفره به عنوان گروه شاهد با همان تعداد و نسبت انجام داد و چنين نتيجه گرفت كه اختلال تعادل در مبتلايان به سندرم داون نسبت به كودكان سالم  همسال بيشتر مي باشد

حاج حسینی (۱۳۹۴)، به مقایسه عوامل آمادگی جسمانی و حرکتی دانش آموزان پسر کم توان ذهنی با دانش آموزان عادی (۱۶-۹سال) استان اردبیل و تهیه نرم پرداخت و به این نتیجه دست یافت که در متغیرهای چابکی ، استقامت قلبی تنفسی ، نیروی عضلانی ، استقامت عضلانی، بین دانش آموزان پسر کم توان ذهنی با دانش آموزان عادی اختلاف معناداری وجود دارد . اما در آزمون انعطاف پذیری اختلاف معناداری مشاهده نگردید.

گایدتی[۲۰] و همکاران (۲۰۱۶)، به بررسی چندین موضوع پرداختندکه عبارت بود از: مقایسه آمادگی جسمانی قهرمانان کم توان ذهنی با افراد غیر ورزشکار کم توان ذهنی ، بررسی تاثیر شرکت در برخی ورزش های ویژه روی آمادگی جسمانی این قهرمانان ، بررسی همبستگی عوامل مختلف آمادگی جسمانی با سطوح مختلف کم توان ذهنی.

روش تحقیق

روش تحقیق از نوع پژوهشی پیمایشی می باشد ک ازمودنی های ان کودکان دارای سندروم داون می باشند

ازآنجایی که محقق به دنبال استفاده از نتایج مطالعه در کوتاه ‌مدت و در میدان عمل (اثر تمرینات ترکیبی هوازی ‌و مقاومتی بر برخی فاکتورهای آمادگی جسمانی و روانی کودکان دارای سندرم داون) است، بنابراین، مطالعه‌ کنونی به لحاظ هدف کاربردی است زیرا مطالعه یا پژوهش، کاربردی است که نه در جهت ارضای کنجکاوی­های ژرف پژوهشگر، بلکه در جهت حل مسائل فردی، گروهی یا اجتماعی انجام می­گیرد. به عبارت دقیق تر، هدف این نوع پژوهش­ها،توسعه‌ دانش کاربردی در یک زمینه خاص است. ازلحاظ طرح، از نوع توصيفي _تحليلي و از نوع پیمایشی است؛ که در آن، محقق یک رویکرد را از طریق فرآیندی شامل مراحل تصمیم گیری درباره مسئله یا پرسش یا فرضیه پژوهش، انتخاب جامعه پژوهش و نمونه، تعیین معرف­ها و روش­های جمع‌آوری داده­ها و سازماندهی و تحلیل داده­ها، دنبال می­کند. در این پژوهش به توصیف متغیّرها و شاخص‌ها نیز پرداخته می­شود. ازنظر زمان، پژوهش حاضر مقطعی بوده که در آن مشاهده­ها فقط در یک دوره زمانی کوتاه که طی آن داده­ها جمع‌آوری می­شود، انجام می­پذیرد. از لحاظ نحوه جمع­آوری داده­ها، روش میدانی بوده که شامل جمع­آوری داده‌های اولیه یا اطلاعات جدید از خود آزمودنی­ها به رو‌ش­هایی مثل مشاهده آزمایش عملی، پرسشنامه، مصاحبه و … می­باشد. این پژوهش از طریق مشاهده بصورت عملی و انجام آزمایش انجام ش

جامعه و نمونه‌ آماری

جامعه آماري این پژوهش از بین جامعه در اختیار کودکان دارای سندروم داون تعداد ۴۸ کودک را انتخاب کرده و تقسیم به ۲ گروه شده و به بررسی یک دوره تمرینات هوازی منتخب بر فاکتور های آمادگی جسمانیکودکان مبتلا به سندرم داون، بررسی یک دوره تمرینات مقاومتی منتخب بر فاکتور­های آمادگی جسمانی کودکان مبتلا به سندرم داون  و بررسی یک دوره تمرینات ترکیبی منتخب بر فاکتورهای آمادگی جسمانی کودکان مبتلا به سندرم داون بود. و با استفاده از ازمون های دویدن ، پرش عمود ، ازمون پله ، ازمون بالک ، ازمون کوپر، ازمون یک تکرار بیشینه ، دستگاه ایزوکینیتیک ، ازمون با دستگاه دینامومتر ازمون اظراب سنجی و ازمون تست IQ  و با توجه به اینکه اطلاعات تعداد کودکان از قبل با هماهنگی با سازمان مربوطه انجام شده است. بنابراین نمونه گیری هم بصورت در دسترس و حجم نمونه برابر با جامعه مورد مطالعه است.

آمادگی جسمانی قلبی‌عروقی کودکان دارای سندروم داون

جدول(۴-۱)؛ خلاصه توضیحات و ویژگی­های آمادگی جسمانی کودکان دارای سندروم داون

توضیحات ویژگی­ها
 

 

پروفایل سلامت کودکان

 

بیماری مادرزادی قلبی (سپتوم و نقص دریچه)
اختالالت حسی (شنوایی و بینایی)
کم­توانی خفیف و متوسط
بیماری­های تنفسی (پنومونی و برونشیت مزمن)
اختالالت عضلانی ـ اسکلتی(ناپایداری مفاصل و پوکی استخوان)
 

قلبی عروقی

 

 

حداکثر ظرفیت هوازی پایین / زمان خستگی پایین
حداکثر ضربان قلب پایین
ظرفیت هوازی بیشینه تقریباً پس از مدتی تغییر معنی­داری نداشت.
اختالالت اتونومیک یک عامل اساسی مربوط به کاهش آمادگی جسمانی است.
آزمون­های میدانی تا حدود زیادی با آزمون­های آزمایشگاهی مطابقت دارد.
پاسخ به تمرین استقامتی هوازی، به خصوص با پیشرفت در ظرفیت کاری
 

قدرت عضلانی

قدرت پایین در مقایسه با افراد بدون کم توانی ذهنی
تمرینات مقاومتی برای بهبود قدرت عضلانی مفید است.
بهبود قدرت پا به نظر نمی­رسد باعث بهبود ظرفیت هوازی شود.
 

کنترل پاسچر

تعادل ایستای کمتر در مقایسه با گروه کنترل و گروه تجربی
تعادل پویای کمتر در مقایسه با گروه کنترل و گروه تجربی
پاسخ به تمرینات تعادلی و بهبود در کنترل پاسچر.
 

ترکیب بدنی

دارای اضافه وزن و چاقی.
علت میزان بالایی از اضافه وزن / چاقی، چندعاملی است (فیزیولوژیک، اجتماعی، زیست­محیطی، روانی و غیره)
مطالعات نشان می­دهد تمرین ورزشی به تنهایی بهبودی در ترکیب بدن داشته.

ویژگی­های فردي کودکان دارای سندروم داون

تمامي آزمودني­هاي شركت كننده در ايـن تحقيـق از نظـر وضـعيت قلبي ـ عروقي و ريوي سالم بودند و به صورت داوطلبانـه و براسـاس رضـات نامـة والـدین و بـا همكاري مديران مدرسه و معلمان ورزش در تحقيق شركت كردنـد. تمـام انـدازه­گيـری­ها توسط آزمون­گر انجام شد. سپس اندازه­گیری­ها در فرم مخصوص ثبت داده­ها ثبت شد. محل اجرای آزمون­ها در محیط مدرسه بود. زمان اندازه­گیری­ها صبح و ترتیب اجرای آزمون­ها به این شکل بود که ابتدا انعطاف­پذیری، قدرت و استقامت در داخل سالن مدرسه اندازه­گیری می­شد. و سپس در حیاط مدرسه آزمون­ها انجام شد.

یافته­های فاکتورهای آمادگی جسمانی کودکان دارای سندرم داون گروه تجربی وگروه کنترل

جدول(۴-۳)؛ میانگین و انحراف استاندارد متغیرها را در دو گروه نشان می­دهد. همچنین یافته­های تحقیق نشان می­دهد بین آمادگی قلبی- عروقی، قدرت و استقامت عضلانی و انعطاف­پذیری کودکان گروه کنترل با گروه تجربی تفاوت معنی­داری وجود دارد، اما بین شاخص توده بدن کودکان گروه تجربی و گروه کنترل تفاوت معنی­داری به دست نیامد.

قدرت عضلات پا کودکان دارای سندروم داون:

قدرت عضلات پا قبل و بلافاصله پس از یک دوره تمرینات (مقاومتی، هوازی، ترکیبی منتخب) و قدرتی بوسیله آزمون قدرت ایزومتریک و با استفاده از داینامومتر اندازه گیری شد. میانگین و انحراف معیار نتایج آزمودنی­ها در جدول (۴-۵)؛ آورده شده است. در متغیر قدرت عضلات پا نیز با توجه به جدول (۴-۵)؛ گروه کنترل در دو مرحله آزمون تغییر چشمگیری نداشته است، درصورتی که گروه تجربی در پس آزمون به پیشرفت قابل ملاحظه­ای دست یافته است.

قدرت عضلات مچ دست راست کودکان دارای سندروم داون:

قدرت عضلات مچ دست راست قبل و بعد از یک دوره تمرینات (مقاومتی، هوازی، ترکیبی منتخب) و قدرتی بوسیله آزمون قدرت ایزومتریک و با استفاده از داینامومتر اندازه گیری شد. میانگین و انحراف معیار نتایج متغیر قدرت عضلات مچ دست راست آزمودنی­ها در جدول (۴-۶)؛ آورده شده است. همانطور که در جدول (۴-۶)؛ مشاهده می­شود میزان قدرت عضلات مچ دست راست در گروه کنترل در دو مرحله آزمون تغییر چشمگیری نداشته است، درصورتی که گروه تجربی در پس آزمون به پیشرفت قابل ملاحظه­ای دست یافته است.

قدرت عضلات مچ دست چپ کودکان دارای سندروم داون:

قدرت عضلات مچ دست چپ قبل و بعد از یک دوره تمرینات (مقاومتی، هوازی، ترکیبی منتخب) و قدرتی بوسیله آزمون قدرت ایزومتریک و با استفاده از داینامومتر اندازه گیری شد. میانگین و انحراف معیار نتایج متغیر قدرت عضلات مچ دست راست آزمودنی­ها در جدول (۴-۷)؛ آورده شده است. همانطور که در جدول (۴-۷)؛ مشاهده می­شود میزان قدرت عضلات مچ دست چپ در گروه کنترل در دو مرحله آزمون تغییر چشمگیری نداشته است، درصورتی که گروه تجربی در پس آزمون به پیشرفت قابل ملاحظه­ای دست یافته است.

تست تردمیل زیر حداکثری قبل و بعد از مداخله آموزشی در کودکان دارای سندروم داون

هنگامی که افراد مبتلا به DS در برنامه‌های تمرین هوازی با پیروی از دستورالعمل های ACSM شرکت کردند، استقامت خود را بهبود بخشیدند ولی با عین حال مشاهده شد که هیچ تغییری در عملکرد قلبی عروقی نشان نداده است. میلر و همکاران  یک برنامه آهسته دویدن ۱۰ هفته ای و وارلا و همکاران  یک دوره فوقانی ۱۶ هفته ای انجام دادند. برنامه پارویی ارگومتری بدن با بزرگسالان جوان مبتلا به‌DS  انجام شد. آزمودنی‌ها حداکثر سه بار در هفته به مدت ۳۰ دقیقه در فعالیت هوازی با میزان ۶۵ تا ۷۵ درصد VO2 شرکت کردند. به دنبال پروتکل های تمرین هوازی، افراد مبتلا به DS استقامت هوازی خود را افزایش دادند اما هیچ تغییری در متغیرهای قلبی عروقی مانند HR در حال استراحت یا HR زیر حداکثر، VO2 و VE نشان ندادند. با این حال، آزمودنی‌ها روی تردمیل با سرعت یکنواخت و یا روی ارگومتر بالاتنه پارو می‌زدند، که نشان‌دهنده افزایش عملکرد هوازی بود.

برنامه‌های تهویه هوازی در افراد مبتلا به DS شرایط بسیار مناسب و مساعدی را در استقامت مبتلایان DS ایجاد کرد ولی با توجه به نتایج در عملکرد قلبی عروقی شرایط بهبودی مشاهده نشد. همبستگی بالای قدرت با VO2 در طول تست استرس روی تردمیل نشان می دهد که یک تمرین ترکیبی قدرتی و برنامه آماده سازی هوازی ممکن است برای افزایش عملکرد قلبی عروقی در افراد مبتلا به DS موثرتر از تمرین هوازی به تنهایی باشد. ضعف عضلانی و خستگی عضلانی ممکن است عوامل محدود کننده در برنامه های تمرینی هوازی در افراد مبتلا به DS باشد که در افراد بدون نقص مشاهده نمی شود. این برنامه تمرینات هوازی و قدرتی را به مدت ۳۰ تا ۶۰ دقیقه در روز با شدت ۷۰ تا ۸۰ درصد شش روز در هفته ترکیب کرد.

آزمودنی در زمینه های زیر مورد ارزیابی قرار گرفت: عملکرد قلبی عروقی، ابعاد بدن، انعطاف پذیری، مهارت های حرکتی بزرگ، تست قدرت بی هوازی، و قدرت و استقامت عضلانی، تست قلب و عروق و مصرف اکسیژن برای ارزیابی عملکرد هوازی در طول تست استرس، زیر حداکثری روی تردمیل اندازه گیری شد. به منظور اشنایی با فرایند تمرین، یک هفته قبل از آزمایش یک جلسه تمرین روی تردمیل داشت تا با راه رفتن روی تردمیل آشنا شود. او مراحل سه دقیقه ای را با سرعت ۲۳ متر در دقیقه و افزایش ۱۴ متر در دقیقه در هر مرحله متوالی اجرا کرد. آزمایش زمانی پایان یافت که او نشان داد که نمی خواهد به مرحله بالاتر برود یا دیگر نمی تواند در مرحله فعلی قبل از دویدن راه برود. پس از آزمایش، او یک دوره خنک شدن را با سرعت کمتر انجام داد.

تست استرس ارگومتری روی تردمیل و بالاتنه ممکن است به جای خستگی قلبی عروقی، خستگی عضلات اسکلتی باشد. همانطور که قبلا ذکر شد، حداکثر استرس برای فشار دادن به سیستم قلبی عروقی قبل از ایجاد خستگی عضلانی طراحی شده است. افراد مبتلا به اختلال در سیستم تنفسی یا سیستم اسکلتی عضلانی ممکن است این سیستم ها را قبل از تحت فشار قرار دادن کامل سیستم قلبی عروقی در طول تست استرس خسته کنند.

نتیجه­ گیری:

امروزه جامعه سالم نیازمند افرادی است که دارای سلامت  جسمانی و روانی مناسب هستند. داشتن سلامت برای همه کودکان نیازمند برنامه­ها و برنامه­ریزی­های مناسب است. کودکان دارای سندرم داون نیاز به اهمیت بیشتری در جامعه هستند. توجه كامل به این كودكان در جامعه ازمهم‌ترين مسايل و بهترين سرمايه‌گذاري‌ها براي آينده جامعه محسوب مي‌شود. امروزه در تمام جوامع بشري كودكان استثنايي به‌ويژه كودكان سندرم داون مورد توجه خاصي قرار دارند. توجه جدي به كودكان معلول جسمي و ذهني متضمن سرمايه گذاري‌هاي قابل توجه از سوي دولت‌ها به‌ويژه در زمينه توانبخشي و تعليم و تربيت است.

یافته­های تحقیق نشان داد بین آمادگی قلبی- عروقی، قدرت و استقامت عضلانی و انعطاف­پذیری کودکان دارای سندرم داون گروه تجربی و کنترل تفاوت معنی­داری وجود دارد، اما بین شاخص توده بدن کودکان دارای سندرم داون گروه تجربی و کنترل تفاوت معنی­داری به دست نیامد.

یافته­های تحقیق نشان داد قدرت عضلات پا قبل و بلافاصله پس از یک دوره تمرینات (مقاومتی، هوازی، ترکیبی منتخب) و قدرتی بوسیله آزمون قدرت ایزومتریک و با استفاده از داینامومتر اندازه گیری شد. میانگین و انحراف معیار نتایج آزمودنی­ها در متغیر قدرت عضلات پا در گروه کنترل در دو مرحله آزمون تغییر چشمگیری نداشته است، درصورتی که گروه تجربی در پس آزمون به پیشرفت قابل ملاحظه­ای دست یافته است.

یافته­های تحقیق نشان داد قدرت عضلات مچ دست راست قبل و بعد از یک دوره تمرینات (مقاومتی، هوازی، ترکیبی منتخب) و قدرتی بوسیله آزمون قدرت ایزومتریک و با استفاده از داینامومتر اندازه گیری شد. میانگین و انحراف معیار نتایج متغیر قدرت عضلات مچ دست راست آزمودنی­ها در میزان قدرت عضلات مچ دست راست در گروه کنترل در دو مرحله آزمون تغییر چشمگیری نداشته است، درصورتی که گروه تجربی در پس آزمون به پیشرفت قابل ملاحظه­ای دست یافته است.

یافته­های تحقیق نشان داد قدرت عضلات مچ دست چپ قبل و بعد از یک دوره تمرینات (مقاومتی، هوازی، ترکیبی منتخب) و قدرتی بوسیله آزمون قدرت ایزومتریک و با استفاده از داینامومتر اندازه گیری شد. میانگین و انحراف معیار نتایج متغیر قدرت عضلات مچ دست راست آزمودنی­ها در میزان قدرت عضلات مچ دست چپ در گروه کنترل در دو مرحله آزمون تغییر چشمگیری نداشته است، درصورتی که گروه تجربی در پس آزمون به پیشرفت قابل ملاحظه­ای دست یافته است.

از تحلیل کوواریانس (ANCOVA)  برای بررسی تأثیر تمرین مقاومتی پیشرونده بر تغییر مطلق  در متغیرهای وابسته با گروه به عنوان فاکتور بین آزمودنی (مداخله در مقابل کنترل) استفاده شد. متغیر کمکی مورد استفاده در این تحلیل ها پیش ارزش متغیر وابسته مربوطه بود. Eta2 جزئی (µ۲) و فواصل اطمینان ۹۵٪ ( (CI برای کمک به تفسیر داده ها گزارش شده است. همه داده ها به صورت میانگین و SD ارائه می شوند. α در  <0/05 Ƥ تنظیم شد.

همچنین نتایج  این پژوهش در رابطه با تاثیرات تمرین بر زانو: به منظور بررسی معیارهای ایزوکنتیک قدرت، ANCOVA یک اثر گروهی (مداخله در مقابل کنترل) را برای تغییر مطلق در بازکننده زانو نشان داد  =۰٫۰۰ , µ۲=۰٫۳۳)Ƥ  ( و حداکثر گشتاور فلکسور  =۰٫۰۰ , µ۲=۰٫۳۳)Ƥ  ( گروه مداخله در مقایسه با گروه کنترل افزایش بیشتری را در اکستانسور و حداکثر گشتاور خم کننده زانو نشان دادند. برای اندازه گیری های ایزومتریک قدرت، ANCOVA یک اثر گروهی را برای تغییر مطلق در حداکثر گشتاور اکستانسور زانو در زوایای مفصل نشان داد. گروه مداخله در مقایسه با گروه کنترل افزایش بیشتری را در حداکثر گشتاور اکستانسور زانو نشان دادند، اما اوج گشتاور خم کننده زانو را افزایش ندادند. افراد مبتلا به DS از نظر عملکردی به دلیل ضعف عضلانی محدود می شوند.

همچنین نتایج این پژوهش نشان داد که تمرینات مقاومتی پیشرونده به طور قابل توجهی باعث افزایش قدرت ایزوکنتیک بازکننده و خم کننده زانو در افراد مبتلا به DS شد. افزایش قدرت بازکننده ایزوکنتیک زانو و خم کننده قبل از آزمایش به ترتیب ۱۹% و ۲۷% بود. این یافته ها با یافته های گزارش شده توسط شیلدز و همکاران مطابقت دارد.

همچنین افزایش قابل توجهی در قدرت ایزومتریک بازکننده زانو در زوایای ۴۵، ۶۰ و ۷۵ برای گروه مداخله مشاهده شد. نتایج نشان که این تفاوت احتمالاً ناشی از کاهش زیاد تغییر مطلق در گروه کنترل است، زیرا تنها یک افزایش متوسط در گروه مداخله مشاهده شده است

یکی از نکات مهم این پژوهش این است که قدرت خم کننده ایزومتریک زانو با تمرین تغییر نکرد. با این حال، نشان داده شده است که تغییرات در قدرت ایزومتریک و پویا که با تمرینات مقاومتی سنگین رخ می‌دهد، همبستگی ضعیفی دارند، که نشان می‌دهد مکانیسم‌هایی که منجر به این تغییرات می‌شوند مستقل از یکدیگر هستند .

برنامه‌های تهویه هوازی در افراد مبتلا به DS شرایط بسیار مناسب و مساعدی را در استقامت مبتلایان DS ایجاد کرد ولی با توجه به نتایج در عملکرد قلبی عروقی شرایط بهبودی مشاهده نشد. همبستگی بالای قدرت با VO2 در طول تست استرس روی تردمیل نشان می دهد که یک تمرین ترکیبی قدرتی و برنامه آماده سازی هوازی ممکن است برای افزایش عملکرد قلبی عروقی در افراد مبتلا به DS موثرتر از تمرین هوازی به تنهایی باشد. ضعف عضلانی و خستگی عضلانی ممکن است عوامل محدود کننده در برنامه های تمرینی هوازی در افراد مبتلا به DS باشد که در افراد بدون نقص مشاهده نمی شود. این برنامه تمرینات هوازی و قدرتی را به مدت ۳۰ تا ۶۰ دقیقه در روز با شدت ۷۰ تا ۸۰ درصد شش روز در هفته ترکیب کرد.

تست استرس ارگومتری روی تردمیل و بالاتنه ممکن است به جای خستگی قلبی عروقی، خستگی عضلات اسکلتی باشد. همانطور که قبلا ذکر شد، حداکثر استرس برای فشار دادن به سیستم قلبی عروقی قبل از ایجاد خستگی عضلانی طراحی شده است. افراد مبتلا به اختلال در سیستم تنفسی یا سیستم اسکلتی عضلانی ممکن است این سیستم ها را قبل از تحت فشار قرار دادن کامل سیستم قلبی عروقی در طول تست استرس خسته کنند.

در نهالیت یافته‌های جدید این پژوهش نشان داد که:

(۱) تمرین مقاومتی منجر به بهبود عملکردی در توانایی زانو و حداکثر گشتاوری آن میشود

(۲) افزایش قدرت پا منجر به افزایش همزمان ظرفیت هوازی نشد.

The effect of combined aerobic and resistance exercises on some physical fitness factors of children with Down syndrome

FAEZE. FIROOZE, Ali Golestani*

۱ Student of Sports Science Department, Faculty of Physical Education, Bojnord University, Iran

Firoozi.sahar7227@gmail.com

۲* Faculty of Sports Sciences Department, Sports Sciences, Bojnord University, Bojnord, Iran

a.golestani@ub.ac.ir

Abstract:

The purpose of this research was to investigate the effect of combined aerobic and resistance exercises on some factors of physical and mental fitness of children with Down syndrome. The statistical population of this research was selected from among the population of children with Down syndrome, children. They were divided into two groups of 24 people (control and experimental). The means of collecting information was through the numbers and figures that were recorded during the records and also through the tests that the children participated in. The findings of the research showed that there is a significant difference between cardiovascular fitness, strength and muscular endurance and flexibility of children with Down syndrome and without Down syndrome, but there is no significant difference between the body mass index of children with Down syndrome and without Down syndrome. ¬Dari was not obtained. The findings of the research showed that the strength of the right and left wrist muscles, static balance with eyes open and closed before and after a period of exercises (resistance, aerobic, selected combination) in the experimental group achieved a significant improvement in the post-test. Also, the findings of the research showed that the educational intervention had a great impact on the studied indicators. And it has had a significant impact.

Key words: combined aerobic and resistance exercises, physical and mental fitness factors, children with Down syndrome

 منابع:

احمدی، مریم. حجتی، زهرا (۱۳۹۵)، بررسی تأثیر برنامه تمرین هوازی – مقاومتی بر ترکیب بدن پسران دبستانی مبتلا به سندرم داون، اولین همایش ملی تحولات علوم ورزشی در حوزه سلامت، پیشگیری و قهرمانی.

غفاری، سعید رضا(۱۳۹۸). درس‌های ژنتیک برای کارشناسان نظام سلامت، نشر اندیشه سرا.

آملی ، احمد (۱۳۹۵) .بررسی مسایل حقوقی و قانونی کودکان عقب ماندگی ذهنی در ایران ،نخستین کنگره علمی عقب ماندگی ذهنی: دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی.

سیف نراقی ،مریم .نادری عزت اله (۱۳۹۴).آموزش و پرورش کودکان استثنایی :انتشارات دانشگاه پیام نور.

شهرامي ، علي. متقياني، رضا (۱۳۹۲). تاثير مداخله اي شناختي بر پردازش خودكار و تلاش در دانش آموزان كم توان ذهني آموزش پذير، فصلنامه پژوهش در حيطه كودكان استثنايي ،شماره۵ ، سال دوم

شفیعی، محسن. (۱۳۹۶). روش تدریس تربیت بدنی. تهران :دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی.

بخشی زاده .شهرزاد (۱۳۹۸) .کودک عقب مانده ذهنی را بهتر بشناسیم ،انتشارات حریر.

گائینی.عباسعلی،رجبی.حمید.(۱۳۹۴).آمادگی جسمانی:انتشارات سمت.

ساجدی ، فیروزه . شهشهانی پور ،سهیلا .هادیان جزی ، محمدرضا. (۱۳۹۵).کم توانی ذهنی کودکان “علت شناسی ، تشخیص و مداخله” : انتشارات دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی.

ميلاني فر، بهروز. (۱۳۹۸). روانشناسي كودكان و نوجوانان استثنايي ( چاپ بیستم). تهران: انتشارات قومس.

نصرتي، فاطمه. (۱۳۸۵). مقايسه ويژگي‌هاي زيستي، رواني، شناختي و اجتماعي والدين كودكان با نشانگان داون با والدين كودكان عادي در شهر تهران. پايان نامه كارشناسي ارشد، دانشگاه تهران.

Sami Mohammed Elmahgoub & Sabine Lambers &Sanne Stegen & Christophe Van Laethem & Dirk Cambier & Patrick Calders. (2015). The influence of combined exercise training on indices of obesity, physical fitness and lipid profile in overweight and obese adolescents with mental retardation. 168:1327–۱۳۳۳٫

Fotiadou, Eleni G; Neofotistou, Konstantina H; Sidiropoulou, Maria P; Tsimaras, Vasilios K; Mandroukas, Athanasios K; Angelopoulou, Nickoletta A (2018). The Effect of a Rhythmic Gymnastics Program on the Dynamic Balance Ability of Individuals with Intellectual Disability: National Strength and Conditioning Association.

Rao BK. Effect of strength and balance training in children with down’s syndrome:

A randomised controlled trial. Clinical Rehabilitation. (2018);25(5):1-6.

JohnT.Foley.Rebecca R .Bryan. Jeffrey A.McCubbin. (2017). Daily physical activity levels of elementary school-aged children with & without mental retardation. J Dev Phys Disabil.20. pp. 365-378.

Ledezma, Christina M. McConnell, Timothy R. FACSM May. (2017). Physical and Psychosocial Impacts of a Structured Exercise Program for Adults with Mental Retardation Medicine & Science in Sports & Exercise Volume 39 – Issue 5 – p S245.

Idoiopathic Parkinson’s disease: Elsevier science (USA).84.1109-17.

Kozub.F. M .(2015).Explaining physical activity in individual with mental retardation.An exploratory study”, Education training in developmental disability, 38, pp.302-318.

Anita Wyznikiewicz-Nawracala. (2014). Development of physical fitness of pupils with mental retardation: journal of Human Kenetic .7.75-88.

Shields, N., Taylor, N. F., & Dodd, K. J. (2008). Effects of a community-based progressive resistance training program on muscle performance and physical function in adults with Down syndrome: a randomized controlled trial. Archives of physical medicine and rehabilitation۸۹(۷), ۱۲۱۵-۱۲۲۰٫

Rimmer, J. H., Heller, T., Wang, E., & Valerio, I. (2004). Improvements in physical fitness in adults with Down syndrome. American Journal on Mental Retardation۱۰۹(۲), ۱۶۵-۱۷۴٫

Baker, D., Wilson, G., & Carlyon, B. (1994). Generality versus specificity: a comparison of dynamic and isometric measures of strength and speed-strength. European journal of applied physiology and occupational physiology۶۸, ۳۵۰-۳۵۵٫

Weir, J. P., Housh, T. J., Weir, L. L., & Johnson, G. O. (1995). Effects of unilateral isometric strength training on joint angle specificity and cross-training. European journal of applied physiology and occupational physiology۷۰, ۳۳۷-۳۴۳٫

[۱] دانشجوی گروه علوم ورزشی، دانشکده تربیت بدنی، دانشگاه بجنورد، ایران

Firoozi.sahar7227@gmail.com

[۲] هیئت علمی گروه علوم ورزشی، رشته علوم ورشی، دانشگاه بجنورد، بجنورد، ایران

a.golestani@ub.ac.ir

[۳] Rao

[۴] Foley et al.

[۵] Sharkey

[۶] McConaughy & Salzberg

[۷] Renzaglia & Moon

[۸] Vasilios et al.

[۹] Down syndrome

[۱۰] John Langdon Down

[۱۱] Langdon Down

[۱۲] Nondisjunction

[۱۳] Windows

[۱۴] Van Praag

[۱۵]  Lotan.et al

[۱۶] karen.et al.

[۱۷]  Hirsch.et al.

[۱۸]  Wyżnikiewicz.et al.

[۱۹] Schlicht.et al.

[۲۰]Laura Guidetti

true
true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


true