«فوتبال ایران بهزودی آماتور میشود»؛ این، آخرین جملهای بود که برانکو ایوانکوویچ در قامت سرمربی تیم پرسپولیس در فوتبال ایران بر زبان آورد.
مسعود محجوبی –فارس آگاه
وقتی برانکو، خسته از بیمهریها و ناملایمات فوتبال ایران، چنین جملهای را بیان کرد، بسیاری از اهالی فوتبال، حرفش را جدی نگرفتند و حتی بعضی با نگاه تمسخرآمیز بدان نگریستند، اما حالوروز این روزهای فوتبال ایران، صحت گفتار برانکو را تأیید میکند.
از رفتار و گفتار زننده بیرانوند تا کردار همیشگی رامین و فتوشاتهای امیر و ساعتش در جام جهانی که بگذریم، به سیرک لیگ داخلی فوتبال ایران میرسیم.
هرچی تو بگی، مربی!
ابتدا از باشگاه شناورسازی قشم شروع میکنیم که برای جلب رضایت مجتبی جباری، رضایت داده است تا تمرینات و مسابقاتش در تهران برگزار شود، احتمالا برای اینکه پوست سرمربی تازهکار لیگ آزادگان، در آفتاب سوزان قشم، خراب نشود؛ سرمربی جوانی که سال گذشته به کمک رسول خطیبی، هنرمندانه تیم متمول مس رفسنجان را به دسته پایینتر، رهنمون کردند.
آیا شنیدهاید که گواردیولا و مورینیو برای نشستن روی صندلی سرمربیگری باشگاهی، چنین شرط مضحکی بگذارند؟ عجیب آنکه چنین شرطی از سوی مدیران منفعل شناورسازی پذیرفته شده است و این تیم هرمزگانی، تا اطلاع ثانوی به تهران اسبابکشی میکند.
تصمیمهای حرفهای یا لابیهای پشت پرده؟
فوتبال ایران اینطوری است که میتوانی شب بخوابی و صبح اول وقت با خبر برکناری محمد ربیعی از تراکتور و حضور بامدادیِ جواد نکونام در تبریز برای گرفتن جای او بیدار شوی! جالب اینجاست که خود ربیعی اواخر فصل پیش سرمربی تراکتور شده بود و باز جالبتر این که تنها پنج روز تا شروع لیگ بیستوششم باقی مانده است؛ حال، کجای این تصمیمها «فوتبالی» است، فقط خدا میداند.
همانگونه که هیچوقت نفهمیدیم داستان مس رفسنجان چه شد و ربیعی چگونه از آن پرونده جان سالم به در برد، هیچوقت هم نمیفهمیم چطور نکونام بعد از توافق با پیکان و گلگهر، در آخرین لحظه هر دو نیمکت را از دست داد و در نهایت مثل صاعقه بر سر ربیعی خراب شد! داستان جواد البته همیشه جالب بوده است؛ از جمله زمانی که به شکل غیرمنتظره سرمربی استقلال شد و در توضیح خبر گفتند علیرضا دبیر با لابیهایش مشکل او را حل کرده است!
چرا این فوتبال روزبهروز حقیرتر و شکستخوردهتر و نامحبوبتر میشود؟ یکی از دلایلش همین است. مردم اینجا هیچ نقشی ندارند، همانطور که مسائل فنی و لیاقت و شایستگی هم سر سوزنی مهم نیست و آدمهای پشت پرده و تماسهای تلفنی حرف اول و آخر را میزنند؛ هر کسی زورش بچربد، آدم خودش را میگذارد و پول درشتتری برمیدارد و مدیر، مربی و بازیکن هم ندارد؛ بعد انتظار دارید تیم ملی، تو سریخور تیمهای درجهچندم آسیا نشود و باشگاههای ما در آسیا کیسه گل رقبا نشوند؟


