نرخ مشارکت اقتصادی زنان ، تحت تاثیر تورم وچالشهای اقتصادی دچار افت شده است
تنوع و انباشت آسیبها در میان زنان بدسرپرست و بی سرپرست، نیازمند سیاستگذاری کلان و حمایتهای جدیتر است
بحرانهای اخیر، بهویژه در ایام فشارها و تنشهای پیرامونی، ضربات سنگینی به پیکره اقتصاد زنان وارد کرد؛ از کسبوکارهای خرد و خانگی زنان سرپرست خانوار گرفته تا کارگاههای تولیدی و مشاغل مجازی که با چالش تعدیل نیرو و توقف فروش مواجه شده اند
در دولت چهاردهم، استان فارس شاهد انتصاب ۱۵ مدیر میانی زن در مجموعه استانداری و فرمانداری ها و ۱۲ مدیر میانی زن در سطح مدیرکل و معاون مدیرکل دستگاههای اجرایی بوده است
نباید کتمان کرد که حساسیتها پیرامون مدیران زن همواره مضاعف بوده؛ در حالی که ممکن است بر برخی کاستیهای آقایان چشمپوشی شود
یک زن برای اثبات کارآمدی خود باید سطحی بسیار بالاتر از استانداردهای مدیریتی را ارائه دهد
پردیس کوثری – فارس آگاه
|
|
دیگر نه در سطح شعار، که در کالبد ساختار، ترکیب مدیریتی استان فارس در حال بازنویسی است. انتصابهای اخیر در مناصب عالی اجرایی و حاکمیتی، خط بطلانی بر باورهای سنتی مبنی بر محدودیت ظرفیت مدیریتی زنان کشیده و عملگرایی را جایگزین گفتاردرمانی کرده است. برای واکاوی این تغییر ریل مدیریتی و بررسی چشمانداز مشارکت زنان در تصمیمگیریهای کلان استان، به گفتوگو با دکتر سمانه ذوالقدری، مدیرکل امور زنان و خانواده استانداری فارس رفتهایم تا از چرایی و چگونگی این تحول معنادار مطلع شویم که در ادامه ماحصل این گفتوگو را میخوانید:
در سالهای اخیر تحرکاتی در جهت بهرهگیری از ظرفیت زنان در سطوح مدیریتی استان فارس مشاهده شده است، این تغییر ناشی از چیست ؟
تفاوت ماهوی این دوره با ادوار گذشته در حوزه مدیریت زنان، گذار از شعار به عمل است و آنچه امروز در سطح عالی اجرایی استان فارس رخ داده، فراتر از یک باور شعاری، حمایتی تمامقد و عملیاتی از سوی شخص استاندار است؛ این اعتماد به حضور زنان در عرصههای سیاستگذاری، ارزشمندترین سرمایهای است که هندسه مدیریتی استان را بازتعریف میکند.
برخلاف دورههای پیشین، ما شاهد نگاهی واقعبینانه و جدی هستیم که ریشه در تاکیدات صریح رئیسجمهور دارد و تجلی این نگاه را میتوان در انتصاب تاریخی چهار فرماندار زن برای نخستین بار در سطح استان فارس و همچنین حضور پررنگ زنان در مناصب مدیران کل، بخشداران و معاونین مشاهده کرد؛ این موج تحولخواه که از راس هرم مدیریتی استان آغاز شده، انرژی و ظرفیتهای مغفولمانده زنان را به جریان انداخته و ثابت کرده است که حضور زنان، کاتالیزوری برای بهبود خروجیهای مدیریتی است.
وضعیت حضور زنان در سطوح مدیریتی در مقایسه با دورههای قبلی به لحاظ اماری چه تغییری داشته است؟
در دولت چهاردهم، استان فارس با جهشی معنادار، شاهد انتصاب ۱۵ مدیر میانی زن در مجموعه استانداری و فرمانداری ها (در سطوح مدیرکل، معاون مدیرکل، فرماندار و معاون فرماندار) و ۱۲ مدیر میانی زن در سطح مدیرکل و معاون مدیرکل دستگاههای اجرایی بوده است که تفاوتی فاحش با آمارهای گذشته دارد؛ همچنین در بدنه وزارت کشور، ۲۳ زن در سطوح پایه مدیریتی استانداری و فرمانداریها مشغول به خدمت شدهاند؛ این حضور نظاممند در سطوح حکمرانی، در کنار انتصابات گسترده مدیران پایه در ادارات استانی و شهرستانی، نویدبخش آیندهای است که در آن شایستگیهای زنان، پاسخی شایسته به این اعتماد خواهد بود.
دیدگاه شما در خصوص نسبت میان شایستگی و جنسیت در انتصابات چیست ؟
اعتقاد راسخ من بر این است که مدیریت، امری «شخصیتمحور» است نه «جنسیتمحور»؛ اگر معیار انتخاب بر ویژگیهای شخصیتی و توانمندیهای فردی استوار باشد، نتایج شگرفی حاصل خواهد شد، با این حال، نباید کتمان کرد که حساسیتها پیرامون مدیران زن همواره مضاعف بوده؛ در حالی که ممکن است بر برخی کاستیهای آقایان چشمپوشی شود، یک زن برای اثبات کارآمدی خود باید سطحی بسیار بالاتر از استانداردهای مدیریتی را ارائه دهد.
بخشی از ناترازیهای کنونی، ناشی از نگاههای مغفولمانده و عدم بهرهگیری از ظرافتها و تخصصهای زنان در سالهای گذشته است، اعتماد به ظرفیت زنان و فراهم کردن فضا برای آنها، نه یک اقدام نمادین، بلکه ضرورتی برای تحول در حکمرانی و سیاستگذاری است؛ چرا که ویژگیهای خاص زنان و مردان، زمانی که در کنار هم قرار گیرند، مکمل یکدیگر در حل مسائل کلان خواهند بود.
مدیران زن برای کاهش فاصله میان ساختار اداری با بدنه واقعی جامعه و درکی عمیق تر از مسائل واقعی جامعه چه نیازمندیهایی دارند؟
انتصاب مدیران، پیش از هر چیز نیازمند باور قلبی و بینش همسو مقام عالی استان است که خوشبختانه این اتفاق رخ داده ، اما تداوم آن در گروی تعهد، تخصص و مسئولیتپذیری خود زنان است؛ در دنیای امروز، «رواداری» یکی از حیاتیترین مولفههای مدیریت است؛ توانایی تعامل با گروهها و دیدگاههای مختلف، فارغ از تعصبات شخصی و جناحی، نیازی است که جامعه امروز بیش از هر زمان دیگری به آن احتیاج دارد.
مدیر موفق کسی است که نه در شرایط عادی، بلکه در میانه چالشها، محدودیت ابزارها و اقتضائات دشوار، بتواند بهینهترین خروجی را رقم بزند، متاسفانه «پرستیژ مدیریتی» و دیسیپلینهای ظاهری که سالهاست در فرهنگ ما جا افتاده است، گاهی به سدی میان مدیر و بدنه جامعه تبدیل میشود، ما نیازمند مدیرانی هستیم که برای فهم حقیقی مسائل، از «لباس مدیریت» خارج شوند و در کنار مردم باشند؛ چرا که شنیدن و فهم درست مسئله، نیمی از راه حل آن است.
برای توانمندسازی مدیران زن، چه برنامههایی برای ارتقای دانش تخصصی مدیریتی آنها در دستور کار قرار دارد؟
در حوزه توانمندسازی، دورههای تخصصی ارزشمندی با همکاری معاونت آموزشی ریاستجمهوری و اساتید برجسته دانشگاه تهران برگزار شده است، با این حال، ما نیازمند استمرار این آموزشها در داخل استان هستیم، مدیریت، نه امری مردانه است و نه زنانه؛ بلکه دانشی است که باید آموخته شود و نقدپذیری و قدرت شنیدن، از اولویتهای آموزشی ما برای مدیران خواهد بود.
یکی از آسیبهای نظام مدیریتی ما، فقدان انتقال تجربه و اشتراک دانش میان مدیران باسابقه و جوان است؛ وسعت و عمق نگاه مدیریتی تنها از طریق آموزش و بهرهگیری از تجربیات پیشین حاصل میشود، ما در پی آن هستیم که پیش از تصدی صندلیهای مدیریتی توسط جوانان و نخبگان، آموزشهای لازم را به آنان ارائه دهیم تا از اشغال بدون آمادگی مناصب جلوگیری شود؛ الگوسازی عملی در مدیریت، بهترین شیوه معلمی است که زیردستان را به سوی رشد هدایت میکند.
اخیرا میزان مشارکت زنان در حوزه اقتصادی و اجتماعی چگونه بوده است و استانداری چه برنامهای برای ارتقاء این سهم خواهد داشت؟
بررسیهای آماری نشان میدهد که نرخ مشارکت اقتصادی زنان نسبت به سالهای گذشته، تحت تاثیر تورم، چالشهای اقتصادی و موارد دیگر دچار افت شده که نیاز به سیاستگذاری و حمایت های جدی در سطح کلان است؛ در حوزه کسب و کارهای خرد و مشاغل خانگی هم، اگر چه در سال گذشته تسهیلات خوبی داده شد اما با توجه به تعداد بالای متقاضیان کافی نبود که امیدواریم امسال این حمایت ها افزایش پیدا کند.
در حوزه مشارکت اجتماعی، اگرچه کیفیت و اثربخشی فعالیت زنان (بهویژه در سمنها و رسانهها) رشد خوبی داشته است، اما همچنان نیازمند حضور موثرتر و نقش جدی تر زنان در جامعه به ویژه در موضوعات فرهنگی و اجتماعی هستیم.
در بحث زنان آسیبپذیر، با واقعیتی تلخ روبرو هستیم، تنوع و انباشت آسیبها در میان زنان بدسرپرست و بی سرپرست، نیازمند سیاستگذاری کلان و حمایتهای جدیتر است؛ موضوع زنان سرپرست خانوار یکی از اولویتهای مهم استان است و به دستور استاندار محترم گزارش خدمات از نهادهای متولی به صورت دورهای دریافت میشود.
علاوه بر این، رویکرد ما در استانداری، تمرکز بر «پیشگیری» و شنیدن صدای نوجوانانی است که در بستر خانه، مدرسه یا اجتماع در معرض آسیب هستند.
آمار دولتی معمولا تمرکز بر زنان شاغل دارد، برنامه شما برای برقراری ارتباط با زنان خانهدار که بخش بزرگی از جامعه هدف شما هستند، چیست؟
توجه به جامعه بزرگ زنان خانهدار، یکی از اولویتهای راهبردی ماست؛ چرا که جنس دغدغههای این گروه در کنار اشتراکات با زنان شاغل، تفاوتهای ماهوی و ظریفی دارد و دغدغه اصلی ما، ایجاد یک پل ارتباطی دوسویه و کارآمد است تا بتوانیم نه به عنوان یک نهاد ناظر، بلکه به عنوان یک پشتوانه و همراه همیشگی در کنار آنها باشیم، اگرچه در حال حاضر از ظرفیت سمنها و گروههای مردمی برای این اتصال بهره میبریم، اما معترفیم که این میزان کفایت نمیکند؛ از این رو، در حال طراحی و ایجاد شبکههای ارتباطی فعالتر و گستردهتری هستیم تا هیچ زن خانهداری در مواجهه با مسائل خود، احساس تنهایی و بیپناهی نکند.
نوسانات و بحران جنگ اخیر، لطمات زیادی به معیشت زنان زده است ، برای ترمیم آسیب های وارده بر این بستر چه اقداماتی صورت گرفته است؟
بحرانهای اخیر، بهویژه در ایام فشارها و تنشهای پیرامونی، ضربات سنگینی به پیکره اقتصاد زنان وارد کرد؛ از کسبوکارهای خرد و خانگی زنان سرپرست خانوار گرفته تا کارگاههای تولیدی و مشاغل مجازی که با چالش تعدیل نیرو و توقف فروش مواجه شدند؛ رویکرد ما در این دوره، «مطالبهگری مستمر» از متولیان امر تا حصول نتیجه قطعی بوده که خوشبختانه اخیراً دولت برنامهای جامع برای حمایت از زنان سرپرست خانوار در دهکهای پایین درآمدی تدوین کرده است و با اجرایی شدن آن، امیدواریم بخشی از بار سنگین معیشتی و مدیریتی این قشر شریف مرتفع گردد.
نقش رسانهها را در این فرآیند گذار مدیریتی چقدر حیاتی میدانید و برنامه ادارهکل برای تعامل با جامعه رسانهای استان چیست؟
رسانه، رکن رکین دیده شدن فعالیتهای مدیریتی است و ما نیازمند رابطهای اصولی میان مدیران و خبرنگاران هستیم، چرا که اگر فعالیتی بهدرستی منعکس نشود، دایره تاثیرگذاری آن محدود خواهد ماند؛ موضوعات مربوط به زنان، چه در حوزه توانمندیها و چه در حوزه چالشها، باید در کانون توجه رسانهها قرار گیرد و در همین راستا، سال آینده همزمان با روز خبرنگار، از آثاری که به بازخوانی کارکرد نهاد خانواده و مسائل فراگیر زنان پرداخته باشند، تقدیر ویژهای به عمل خواهد آمد؛ هدف ما این است که با معرفی زنان موفق و حمایت از ظرفیتهای اجتماعی، جامعه را به سوی پذیرش هرچه بیشتر مدیریت زنان سوق دهیم.
