جلال الدین عرفانی –فارس آگاه
امروز که قلم به دست میگیرم، نه از سر شوق روز خبرنگار است و نه به رسم تکریم است،در روزی که هر سال منتظرش بودیم من و بسیاری از همکارانم حتی دلمان به یک تبریک گفتن هم نرفت ؛نگارش این واژگان نیز نه از سر ذوق بلکه از سر دغدغهای است که پس از قریب به ۲۶تا۲۷سال فعالیت در این حرفه، بر دلم سنگینی میکند. روزی که به نام ماست، اما تبریک گفتن در آن، باور کنید، جز تلخی و تناقض، حاصلی ندارد. چه روزی و چه تبریکی؟ این روزها خبرنگاری را نه از دوست که از دشمن هم آزار میبینیم و تهنیت این روز، با تسلیتهای نانوشتهای گره خورده که بر دل هر خبرنگار صادقی سنگینی میکند.
*از رسالت تا شوخی تلخ
سالهاست که در میان مسئولان و همکاران، رفتوآمدهای بسیار داشتهام و از نزدیک شاهد تحولات این عرصه بودهام. اما امروز، پس از گذر از سالها کار خبری، به این نتیجه رسیدهام که ما قافیه را در این حرفه باختهایم و در خوابی سنگین فرو رفتیم. رسالت و آرمانهای خبرنگاری، دیگر برای بسیاری، شوخیای تلخ بیش نیست، این روزها، هرکس از خبرنگاری تعبیری شخصی دارد: یکی آن را پلهای برای ورود به کاری سازمانی میبیند، دیگری ابزاری برای لابیگری، و حتی برخی آن را کلاسی برای فخر فروختن تلقی میکنند، البته که این وصله به همه نمی چسبد و تعدادی تنها این راه را دنبال میکنند و پس از مدتی هم از دریای خبرنگاری به بیرون پرتاب می شوند اما علت این علاقه مندی برخی برای سواستفاده از این حرفه که نه فعالیت عام المنفعه چیست؟ علتش را شاید در سخنان یکی از پیشکسوتان عزیز بتوان یافت که زمان به بنده گفت: «خبرنگاری اگر برای خبرنگار آب ندارد،اما برای عده ای خبرنگار نما نان و اعتباری دارد.» اعتبار که واسطه ورود برخی به این حوزه خدشه دار شده و با این روند چیزی از آن باقی نمی ماند.
*طرح چند درد مشترک در دیدار با استاندار
چند روز پیش، در دیدار صمیمانه دکتر امیری، استاندار محترم فارس با خبر مدیران،و خبرنگاران یه روزنامه «فارس آگاه»،«افسانه»و«سبحان» همین نگرانیها را بیپرده با ایشان مطرح کردم. گفتم که باید جلوی رهاشدگی در ورود به عرصهٔ خبرنگاری گرفته شود؛ تا کسانی وارد شوند که هم دغدغهٔ مردم ، هم استعداد و هم سواد رسانهای دارند و اینکه امروز راهاندازی یک پایگاه خبری از راهاندازی یک سوپرمارکت هم آسانتر شده است و از سوی دیگر ورود بیرویهٔ مجازیهای بیمجوز، نه تنها کار حرفهایها را سخت کرده، بلکه شأن و اعتبار خبرنگاری را نیز زیر سؤال برده است و تاسف بارتر اینکه برخی سازمان و ارگانها در همین شهر بیش از آنکه به رسانه های رسمی و قانونی بها دهند دنبال صفحات بی مجوز می روند و حتی بابت آن هزینه های کلانی هم صرف میکنند.
دغدغه ای که از سوی آقای استاندار نیز خود از بی در و پیکریِ حوزه رسانه ورود غیرمجازها، فیکنیوزها،باج نیوزها و خبرنگارنماهایی که با عناوین مختلف«فعال رسانهای»،«فعال اجتماعی» یا «مطالبهگر» وارد این عرصه شده اند و بیشتر به دنبال منافع شخص و گروهی هستند تا منافع جامعه مورد تایید قرار گرفت و دکتر امیری هم با با گلایه از این وضعیت در همان جلسه از مدیرکل محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی استان دکتر رنجبر خواستند که نظارت بیشتر و شرایط جدیدی برای ورود به این عرصه تعیین شود تا جلوی این موج تخریبگر گرفته شود، وعدههایی امیدبخش که با اجرای آن بخشی از مشکلات رسانه ها و خبرنگاران در عرضه اطلاع رسانی برطرفمی شود.
*مشکلهای کهنه و راهکارهای نو
در همین نشست، از چندین معضل جدی دیگر نیز گفتیم: از موضوع خبرنگارانِ دارای «سیمکارت سفید» و آپارتاید رسانه ای در ارائه اینترنت به خبرنگاران و رسانه ها و اینکه چگونه ممکن است به خبرنگاری که تنها یکی،دو سال از عمر فعالیت خبری او گذشته سیم کارت سفید و به رسانه اش اینترنت آزاد بدهند و صاحب چنین امتیازی شود، اما همکارانی با چند دهه فعالیت از این امکان محروم باشند؟ دومین بحث بیمهٔ خبرنگاران و بازنشستگی بود و پاسخگو کردن معدود مدیران رسانههایی بود که در گذشته یا حال، خبرنگار خود را بیمه نکردهاند و حال که خبرنگار سالهای زیادی از عمر و جوانی خود را برای رسانه آنها هزینه کرده او. را بدون هیچ پذیزش هیچ مسئولیتی از کار تعدیل میکنند و از سوی دیگر حتی با لابیگری در برخی سازمانهای ذی ربط حاضر نیستند حقوق ازدسترفتهٔ آنان را بپردازند،مدیرانی که یا خبرنگاران را سالها بیمه نکرده اند یا اینکه بیمهٔ خبرنگاران را به نام کارمندی یا کارگری ثبت کردهاند و با ترفندهایی رأیهای را به نفع خود برگردانند و مانع بازنشستگیِ جمعی از خبرنگاران با استفادهاز قانون مشاغل سخت وزیان آور شدند و می شوند ؛ درحالیکه دست خبرنگاران به هیچ جا بند نیست.
در این رابطه پس از طرح این مطالبات از جانب خبرنگار «شهرمردم» و موافقت استاندار، مقرر شد تا راهکارهایی از سوی خبرنگاران و مسئولان رسانهها برای ارتقای اقتصاد رسانه و بهبود معیشت خبرنگاران تدوین شود و این راهکارها با همراهی و راهنمایی اداره کل فرهنگ و ارشاد و سایر نهادهای ذیربط، تا حصول نتیجه دنبال شود. باشد که این نسخهٔ شفابخش، درمانی باشد بر زخمهای کهنهٔ فعالان این عرصه پرملال.
حال سوال اینجاست آیا با اقتصاد فروپاشیدهٔ رسانهها، وضعیت ناگوار معیشتی، عدم پاسخگویی مدیران، پروندهسازی به بهانهٔ هر انتقاد، و انبوهی از مشکلات حرفهای واقعاً میتوان این روز را به خبرنگاران تبریک گفت؟ امسال،این در حالی است که امسال در روز و هفته خبرنگار حتی کمتر از سالهای پیش، شاهد بیمهری برخی ارگانها و دستگاههای اجرایی در پاسداشت این روز بودیم. اما با همهٔ این تلخیها، رسالت خبرنگاری والاتر از این حرفهاست. کسانی که با صداقت و عشق پا به این عرصه نهادهاند، به چیزی فراتر از این مسائل پیشپاافتاده میاندیشند. آنها به روشنگری، به عدالت و به آگاهیبخشی باور دارند؛ و همین باور، امید را در دل این روزهای سخت زنده نگه میدارد.
پای بندی که نه از سر تسلیم، که از سر امید است؛ امید به روزی که خبرنگاری دوباره به جایگاه والای خود بازگردد و تبریکها، نه از سر تعارف، که از سر شایستگی باشد.


