اجرایی هنری در واکنش به شهادت شماری از شهروندان شیرازی در حمله هوایی به خیابان قدس
عباس امیری – فارس آگاه
پرفورمنس آرت «جاودانگی» به هنرمندی عادل یزدی، نقاش، مجسمهساز شیرازی و بنیانگذار کوچهگالری، در میدان احسان شیراز برگزار شد؛ اجرایی هنری که در واکنش به شهادت شماری از شهروندان شیرازی در حمله هوایی به خیابان قدس شکل گرفته است.
عادل یزدی در گفتگو با خبرنگار «فارس آگاه» با اشاره به جزییات برگزاری این پرفورمنس آرت گفت: این پرفورمنس آرت با عنوان «جاودانگی» برای من یک واکنش هنری، به رنجی است که این روزها بر شهر و مردم ما گذشته است؛ وقتی خبر شهادت شماری از شهروندان شیرازی در حمله هوایی به خیابان قدس را شنیدم، احساس کردم که این اندوه نباید فقط در سکوت بماند، باید به تصویر، به فرم و به یک تجربه جمعی تبدیل شود.
وی افزود: در این اثر، ۲۰۰ کبوتر فلزی را که با تکنیک برش و قلمزنیِ دستی روی ورق فلزی ساختهام، بر بدنه یک اتوبوس حادثهدیده نصب میکنم؛ برای من کبوتر فقط یک پرنده نیست بلکه نماد صلح، رهایی، تداوم زندگی و برخاستن از دل ویرانی است.
یزدی با یادآوری این موضوع که در فرهنگ ما، کبوتر به معنای آرامش و جاودانگی است، خاطرنشان کرد: من خواستم این معنا را در دل یک رخداد تلخ زنده کنم، اتوبوسی که در این برنامه به نمایش گذاشته شده، برای من فقط یک شیء نیست بلکه یک سند است، سندی از خشونت، از زخمی که بر پیکر شهر نشسته است و از حقیقتی که باید در برابر چشم مردم دیده شود؛ میخواستم این اتوبوس در میدان احسان شیراز، بهعنوان بخشی از حافظه عمومی شهر، در معرض دید قرار بگیرد تا فراموش نشود که چه بر سر این شهر و مردمش آمده است.
وی علت نامگذاری این اثر با عنوان «جاودانگی» را اینگونه توضیح داد: این نام را برگزیدم، چون باور دارم حتی در دل ویرانی هم میشود از حیات گفت، از چیزی که میماند، از خاطرهای که پاک نمیشود و از پرندهای که از خاکستر برمیخیزد؛ این اثر برای من روایت اندوه ودر عین حال روایت امید است؛ امید به اینکه هنر بتواند رنج را به حافظه و حافظه را به ماندگاری تبدیل کند.
این هنرمند ارزشمند شیرازی با اشاره به نقش و وطیفه هنرمندان در شرایط ویژهای مانند شرایط جنگی تاکید کرد: ما ابزاری داریم به نام هنر، هنری که در حقیقت ابزارِ بیان است؛ وظیفه منِ هنرمند، بهعنوان یک انسان، این است که نسبت به هر امر منفی واکنش نشان بدهم و درباره آن حرف بزنم؛ هنرمند یعنی کسی که زبان معاصر زمانه خودش را در اثرش وارد کند و زمانه امروز ما، متأسفانه، زمانه جنگ است؛ یعنی همان حملهای که به ما شده است.
یزدی ادامه داد: اعتقاد من دقیقاً این است که انگار قوم مغول دوباره وارد شهر ما شدهاند و ما باید نسبت به این وضعیت واکنش نشان بدهیم و واکنش من، این پرندههای فلزی است؛ امیدوارم هنرمندان دیگر، آرتیستهای دیگر این شهر هم واکنش داشته باشند، حرف بزنند و ساکت نمانند، چون ساکت ماندن، بهنظر من، درست نیست؛ فکر میکنم در جنگ جهانی دوم هم هنرمندان بودند که با رویکرد اکسپرسیو شروع به کار کردند برای نشان دادنِ خشونت، کشتار و آدمکشیای که اتفاق افتاده بود، بنابراین همانطور که آن دوره، یک شیوه هنری برآمده از احساس و واکنش شکل گرفت، امروز هم وظیفه هنرمند این است که بهنوعی اکسپرسیو کار کند و واکنش خودش را نشان بدهد.
وی ابراز امیدواری کرد: بقیه هنرمندان این شهر هم بیایند و کار انجام بدهند؛ هر کس به سهم خودش؛ سهم من این بود و سهم بقیه هم باید ادا شود.
یزدی سخنان خود را اینگونه به پایان رساند: من، عادل یزدی، قصهگو هستم، یعنی قصه میگویم؛ قصه من در این شب و در این روز، قصه امروز است، قصه امروز من، دفاع از هویت است، قصه ققنوس شدن است، برخاستن از دل خاکستر و ادامه دادن؛ امیدوارم این قصه به سرانجامی برسد که همیشه بماند.


