true
سولماز یزدانپناه، روان شناس و بنیانگذار و رهبر گروه کر بانوان فارس در گفت وگو با فارس آگاه:
کارکرد این گروه فقط هنری نیست مواردی از درمان افسردگیهای شدید، بهبود اعتمادبهنفس در افرادی که دچار انزوا یا خجالت مفرط بودند، و حتی گزارشهایی از بهبود مشکلات جسمانی مانند بیماریهای تیروئید یا حنجره داشتیم که جلسات گفتاردرمانی هم برایشان نتوانسته بود مثمرثمر واقع شود
پردیس کوثری – فارس آگاه
پیش از آنکه سکوت بر صدایشان سایه بیندازد، از آغاز در تصویری نمادین چنین روایت میشد: مرد راهی شکار بود و زن با زمزمه و نجوا، احساسات و تجربه زیسته خود را با جهان پیرامون در میان میگذاشت، اما بهتدریج نجواها کمتر شنیده شدند، آوازها در هیاهوی زمانه و زندگی روزمره خاموش ماندند و آنچه میتوانست به ترانه بدل شود، گاه در قالب سکوت، انزوا و یا زمزمه ای در خانه خود را نمایان میساخت. با این حال، آوازی که از دل برآمده باشد، روزی دوباره بر دل خواهد نشست .
اکنون، برای اولین بار در شهرستان آباده و پس از استقبال زیاد، امروز در شهر شیراز به پشتوانه بانویی هنرمند فرصتی فراهم شده است تا زنان بار دیگر گرد هم میآیند و همآوازی سر می دهند .
در همین رابطه با سولماز یزدانپناه، بنیانگذار و رهبر گروه کر بانوان در استان فارس، پیرامون آشنایی بیشتر با هدف و کارکرد این گروه به گفتوگو میپردازیم.
مسیر فعالیت هنری شما چگونه آغاز شد؟
ریشه این مسیر به کودکی من در آباده بازمیگردد؛ در خانوادهای هنردوست به دنیا آمدم، پدر و عمویم مشوقان اصلی من در این راه بودند. از ۱۴ سالگی نوازندگی ساز تار را شروع کردم و با تمرینات فشرده، تنها در ۶ ماه موفق به اجرای صحنه شدم. برای ارتقای دانش، سالها بین اصفهان و تهران در رفتوآمد بودم تا نزد برجستهترین اساتید کشور آموزش ببینم و پس از تکمیل تحصیلات دانشگاهی در رشته روانشناسی، مدتی در تهران ساکن شدم و دورههای تخصصی فیزیک صوت، صدابرداری و آهنگسازی را نزد استاد شهرام مظلومی گذراندم؛ همچنین دورههای تارنوازی را نزد استاد حسین علیزاده و دورههای ترانهسرایی را ابتدا نزد مرحوم افشین یداللهی و سپس نزد شاگردان ایشان سپری کردم. در نهایت، با تلفیق این دانش آکادمیک و تجربیات هنری ۱۵ ساله در نوازندگی و تدریس ساز تار و سهتار، امروز گروه کر بانوان را در آباده و شیراز رهبری و مدیریت میکنم.
ایده شکلگیری این گروه از چه زمانی و با چه رویکردی متولد شد؟
ایده اولیه این گروه از دغدغهای عمیق سرچشمه گرفت؛ همواره در این اندیشه بودم که چگونه میتوانم میان دو حوزه تخصصیام، یعنی روانشناسی و موسیقی، پیوندی معنادار برقرار کنم. این گروه از ۱۳ آذرماه ۱۴۰۴ ابتدا در آباده شکل گرفت و پس از آن با استقبال گسترده، دامنه فعالیتش به شیراز کشیده شد. ما در معرفی اولیهمان با یکصد نفر هنرجو کار را آغاز کردیم، اگرچه متقاضیانی از شهرهای مختلف نیز داریم، اما اکنون تمرکز اصلیمان بر گسترش فعالیت در شیراز است و فعالیت بانوان در این گروه، فضایی امن و آزاد برای اجرا و خواندن فراهم آورده است.
هدف شما از تأسیس این گروه چه بوده است و حال آیا به هدف خود رسیدهاید؟
هدف اصلی من از تشکیل این گروه بیش از آنکه صرفاً تربیت خواننده باشد، خلق یک فضای شفابخش است. در گذشته نیز بانوان در قالب «نجوا»، آواز خود را زمزمه میکردند و این کارکرد، نه فقط یک فعالیت هنری، بلکه ابزاری برای مدیریت هیجانات بود. در جلسات ما، آوازخواندن به تنشزدایی و رفع انقباضات جسمانی و روانی کمک میکند. ما با تمرینات ریلکسیشن، ذهن هنرجویان را از مسائل حاشیهای آزاد میکنیم و سپس بر تمرکز روی تمرینات آواز متمرکز میشویم. نتایج، فراتر از انتظار بوده است؛ مواردی از درمان افسردگیهای شدید، بهبود اعتمادبهنفس در افرادی که دچار انزوا یا خجالت مفرط بودند، و حتی گزارشهایی از بهبود مشکلات جسمانی مانند بیماریهای تیروئید یا حنجره داشتیم که جلسات گفتاردرمانی هم برایشان نتوانسته بود مثمرثمر واقع شود. نکته جالب دیگر اینکه گاه همسران بسیاری از اعضا نیز از تغییرات روحی و کاهش تنشهای خانگی هنرجویان پس از شرکت در این کلاسها قدردانی کردهاند. این گروه، به فضای امنی بدل شده است که در آن صدای شنیدهنشده افراد، مجالی برای بروز پیدا میکند. نکته دیگر اینکه علاوه بر تأثیر مثبتی که این تمرینات بر حال خوب و اعتمادبهنفس هنرجویانمان گذاشته، فضایی فراهم کرده است تا افراد با یکدیگر دوست شوند و از منزوی بودن خارج شوند. به همین واسطه، علاوه بر تمرینات هفتگی آواز، اردوها و برنامههای تفریحی را نیز در نظر میگیریم.
هنرجویان باید در چه سطحی از دانش موسیقایی باشند تا بتوانند در این گروه شرکت کنند؟
۹۹ درصد شرکتکنندگان ما بدون هیچ دانش اولیه موسیقی وارد میشوند. رویکرد ما اولویت تمرین بر آموزش تئوریک است. ما در برابر اعضا نت نمیگذاریم و از ۱۲ ساله تا ۹۰ ساله نیز محدودیت پذیرش نداریم؛ همچنین در کلاسها از آموزش پلکانی مرسوم (مقدماتی تا پیشرفته) پیروی نمیکنیم؛ بلکه مجموعهای از اصول کلی صداسازی و تکنیکهای آوازی مدام تکرار میشوند. این تکرار باعث میشود هنرجویی که حتی پس از یک سال به ما میپیوندد، خیلی سریع بتواند با سایرین همصدا شود.
چشمانداز آینده شما برای این گروه چیست و چه برنامههایی برای توسعه فعالیتهای گروهی و اجتماعی خود دارید؟
چشمانداز من برای آینده، حرکت به سوی حرفهایگری در کنار حفظ صمیمیت فعلی است. در نظر دارم با گزینش هنرجویان مستعد، یک گروه کُر حرفهای را با ساختار چهار گروه صدایی تشکیل دهم که حتی در آینده امکان حضور آقایان نیز در آن فراهم باشد؛ همچنین اجرای آثار بهصورت دوصدایی، نهتنها در آباده، بلکه در شیراز نیز بهعنوان هدف پیشرو در حال پیگیری است. فراتر از آموزش، ما برای تقویت ارتباط میانفردی و خروج از تنهایی، برنامههای جانبی نظیر اردوها و دورهمیهای مداوم تدارک میبینیم تا این گروه به بخش جداییناپذیر زندگی هنرجویان تبدیل شود؛ جایی که مادر و دختر، یا مادربزرگ و نوه در کنار هم، تجربهای مشترک از «بودن» و «خواندن» را رقم میزنند.
true
true
https://farsagah.ir/?p=81471
true
true

