×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true
true

خبر فوری

false
true
true
زخمی سربلند دوران ها 

عبدالغفور مصطفایی- فارس آگاه

۲۶ مردادماه یادآور یکی از ماندگارترین روزهای تاریخ دفاع مقدس و روز بازگشت آزادگان سرافراز به میهن اسلامی است؛ مردانی که سال‌ها دور از خانه و خانواده، در اردوگاه‌های رژیم بعث عراق، با تحمل شکنجه‌های روحی و جسمی، بر آرمان‌های خود ایستادگی کردند و سرانجام پس از سال‌ها اسارت، قدم بر خاک وطن گذاشتند.

هشت سال دفاع مقدس تنها روایت عملیات‌ها، پیروزی‌ها و حماسه‌های رزمندگان در میدان‌های نبرد نیست؛ بخشی از این تاریخ پرافتخار در اردوگاه‌های اسارت رقم خورد؛ جایی که رزمندگان ایرانی، پس از گرفتار شدن در دست نیروهای بعثی، جنگ را در شرایطی متفاوت ادامه دادند.

آزادگان، رزمندگانی بودند که اگرچه سلاحی در اختیار نداشتند، اما با ایمان، صبر و مقاومت خود اجازه ندادند دشمن تصور کند با اسارت آنان می‌تواند اراده و آرمانشان را درهم بشکند.

۲۶ مرداد ۱۳۶۹، پس از سال‌ها انتظار، نخستین گروه از آزادگان ایرانی به کشور بازگشتند. این روز برای خانواده‌هایی که سال‌ها چشم‌انتظار عزیزان خود بودند، روزی فراموش‌نشدنی بود؛ روزی که درهای انتظار گشوده شد و بسیاری از پدران، مادران، همسران، فرزندان و خواهران و برادران، عزیزان خود را پس از سال‌ها دوباره در آغوش گرفتند.

به همین مناسبت، وبسایت فارس آگاه در راستای وظیفه حرفه‌ای و اخلاقی خود، به سراغ شماری از آزادگان سرافراز رفته و پای روایت‌های آنان از روزهای جنگ، اسارت، مقاومت و بازگشت به وطن نشسته است؛ روایت‌هایی که هر کدام بخشی از تاریخ شفاهی دفاع مقدس را تشکیل می‌دهد.

از جوانی تا جبهه؛ انتخابی برای دفاع از وطن

یکی از آزادگان سرافراز در گفت‌وگو با فارس آگاه از روزهایی می‌گوید که در عنفوان جوانی، لباس رزم بر تن کرد و برای دفاع از کشور راهی جبهه شد.

او با اشاره به فضای سال‌های دفاع مقدس اظهار کرد: در آن روزها جوانان احساس می‌کردند باید به ندای امام خمینی(ره) لبیک بگویند و برای دفاع از اسلام، انقلاب و آب و خاک کشور به میدان بیایند.

این آزاده سرافراز ادامه داد: در عنفوان جوانی لباس رزم بر تن کردم و با انگیزه دفاع از آب و خاک میهن راهی جبهه شدم؛ آن روزها برای ما حضور در جبهه یک انتخاب ساده نبود؛ احساس می‌کردیم وظیفه‌ای بر عهده داریم و باید در برابر دشمن ایستادگی کنیم.

او از روزهای حضور در جبهه به عنوان بخشی فراموش‌نشدنی از زندگی خود یاد کرد و افزود: مدتی پس از حضور در جبهه، در جریان یکی از عملیات‌ها در منطقه جنوب، پس از مقاومت و درگیری با نیروهای دشمن، به اسارت درآمد.

آغاز فصل دشوار اسارت

اسارت برای یک رزمنده، ادامه جنگ در شرایطی کاملاً متفاوت بود. رزمنده‌ای که تا دیروز در میدان نبرد با دشمن روبه‌رو بود، ناگهان با شرایطی مواجه می‌شد که حتی ابتدایی‌ترین حقوق انسانی او نیز ممکن بود نادیده گرفته شود.

این آزاده سرافراز درباره روزهای نخست اسارت خود گفت: پس از اسارت، شرایط بسیار سختی را تجربه کردیم از یک سو دوری از خانواده و وطن برایمان سنگین بود و از سوی دیگر، فشارهای روحی و جسمی دشمن را تحمل می‌کردیم

وی ادامه داد: اما اسارت نتوانست اعتقاد و آرمان‌های ما را تغییر دهد؛ دشمن تصور می‌کرد با شکنجه و فشار می‌تواند روحیه رزمندگان را درهم بشکند، اما آزادگان تصمیم گرفته بودند مقاومت کنند.

شکنجه‌هایی که نتوانست اراده آزادگان را بشکند

سال‌های اسارت برای بسیاری از آزادگان با شکنجه، تحقیر، فشار روحی، کمبود امکانات و دوری از خانواده همراه بود با این حال، بسیاری از آنان تلاش کردند روحیه خود را حفظ کنند و اجازه ندهند شرایط اردوگاه‌ها، هویت و باورهایشان را از آنان بگیرد.

این آزاده با اشاره به سختی‌های دوران اسارت گفت: در طول اسارت، هم شکنجه‌های روحی و هم شکنجه‌های جسمی را تحمل کردیم؛ روزهایی بود که شرایط بسیار سخت می‌شد، اما هیچ‌گاه از آرمان‌هایی که برای آن‌ها به جبهه رفته بودیم، دست نکشیدیم.

وی تأکید کرد: اسارت برای ما به معنای تسلیم شدن نبود. ما اسیر جسم بودیم، اما تلاش می‌کردیم روح و اندیشه‌مان آزاد بماند.

این جمله شاید یکی از مهم‌ترین مفاهیم دوران اسارت باشد؛ اینکه آزادی تنها به معنای باز بودن درهای یک اردوگاه نیست. انسان می‌تواند در محیطی بسته قرار داشته باشد، اما اگر اراده و باور خود را حفظ کند، از نظر روحی آزاد باقی بماند.

چهار سال چشم‌انتظاری

این آزاده سرافراز پس از تحمل حدود چهار سال اسارت، سرانجام به میهن اسلامی بازگشت. چهار سال دوری از خانواده برای یک جوان، دوره‌ای طولانی است؛ در این مدت، بسیاری از اتفاقات زندگی خانواده بدون حضور او رخ داده بود و کودکان بزرگ شده بودند، والدین پیرتر شده بودند و خانواده هر روز چشم‌انتظار خبری از عزیز اسیر خود بود.

او درباره بازگشت به ایران بیان کرد: پس از چهار سال اسارت، سرانجام به میهن اسلامی بازگشتیم بازگشت به وطن برای ما یکی از شیرین‌ترین لحظات زندگی بود؛ لحظه‌ای که بعد از سال‌ها دوری، دوباره خاک ایران را زیر پای خود احساس کردیم.

بازگشت آزادگان تنها بازگشت چند هزار رزمنده به کشور نبود؛ بازگشت بخشی از خاطرات جنگ به جامعه بود. هر آزاده با خود داستانی از جبهه و اردوگاه به همراه داشت؛ داستان‌هایی که بعدها به بخشی از تاریخ شفاهی دفاع مقدس تبدیل شد.

اسارت؛ دوری از خانواده یا نزدیکی به آرمان‌ها؟

یکی دیگر از آزادگان سرافراز که آثار سال‌های زندگی و دوران اسارت بر چهره‌اش نمایان بود، نگاه متفاوتی به مفهوم اسارت داشت.

او در گفت‌وگو با «فارس آگاه» با اشاره به سال‌های اسارت خود گفت: شاید برای بعضی‌ها اسارت نوعی دوری از خانواده باشد، اما برای من اسارت به نوعی نزدیکی به خانواده و آرمان‌ها و ارزش‌هایی بود که به خاطر آن‌ها به جبهه حق علیه باطل رفته بودم.

این آزاده ادامه داد: ما می‌دانستیم که دوری از خانواده سخت است، اما هدفی که به خاطر آن به جبهه رفته بودیم، برایمان اهمیت بیشتری داشت. همین اعتقاد باعث می‌شد در سخت‌ترین روزهای اسارت نیز امید خود را از دست ندهیم.

نگاه او به دوران اسارت، تصویری متفاوت از این دوره ارائه می‌کند. از دید او، اسارت تنها یک دوران تلخ و سخت نبود، بلکه فرصتی برای اثبات وفاداری به باورهایی بود که رزمندگان پیش از ورود به میدان نبرد، برای آن عهد بسته بودند.

اردوگاه؛ مدرسه‌ای برای صبر و مقاومت

اردوگاه‌های رژیم بعث عراق برای آزادگان تنها محل نگهداری نبود؛ در بسیاری از موارد، به صحنه‌ای برای آزمایش ایمان، صبر و اراده آنان تبدیل شد.

آزادگان در شرایطی زندگی می‌کردند که ارتباط آنان با دنیای بیرون بسیار محدود بود؛ بسیاری از آنان از وضعیت خانواده خود بی‌خبر بودند و خانواده‌ها نیز نمی‌دانستند عزیزشان در چه شرایطی زندگی می‌کند.

با این حال، آزادگان تلاش کردند در همان شرایط دشوار، زندگی جمعی خود را سازمان دهند. آموزش، عبادت، ورزش، گفت‌وگو و حفظ روحیه، بخشی از برنامه‌هایی بود که به آنان کمک می‌کرد امید خود را حفظ کنند.

یکی از آزادگان می‌گوید: ما در اردوگاه یاد گرفتیم که حتی در سخت‌ترین شرایط نیز نباید امید را از دست داد؛ اگر روحیه خود را از دست می‌دادیم، دشمن به هدف خود می‌رسید.

خانواده‌هایی که سال‌ها چشم‌انتظار ماندند

در روایت آزادگان، همواره نام خانواده‌ها نیز مطرح است؛ خانواده‌هایی که گاهی سال‌ها از وضعیت عزیز خود خبر نداشتند.

مادرانی که هر روز چشم به راه بودند، پدرانی که با امید بازگشت فرزند زندگی می‌کردند، همسرانی که سال‌های جوانی خود را در انتظار گذراندند و کودکانی که پدر را تنها از طریق عکس و خاطره می‌شناختند.

بازگشت آزادگان در سال ۱۳۶۹ برای این خانواده‌ها تنها یک اتفاق سیاسی یا تاریخی نبود؛ یک اتفاق عاطفی بزرگ بود.

آغوش خانواده‌ها پس از سال‌ها انتظار، تصویری است که هنوز در خاطره جمعی مردم ایران باقی مانده است.

۲۶ مرداد؛ روزی که انتظار پایان یافت

۲۶ مردادماه هر سال یادآور روزی است که آزادگان سرافراز قدم به خاک ایران گذاشتند.

در آن روزها، مردم شهرهای مختلف به استقبال آزادگان رفتند؛ خیابان‌ها مملو از جمعیت بود و خانواده‌ها با چشم‌های اشکبار، عزیزان خود را در آغوش می‌گرفتند.

برای آزاده‌ای که سال‌ها پشت دیوارهای اردوگاه زندگی کرده بود، دیدن پرچم ایران، شنیدن صدای مردم و قدم گذاشتن در خاک وطن، معنایی فراتر از یک بازگشت ساده داشت.

این بازگشت، پایان سال‌ها انتظار و آغاز مرحله‌ای تازه از زندگی بود.

روایت‌هایی که نباید فراموش شوند

امروز با گذشت بیش از سه دهه از بازگشت آزادگان، بخشی از نسل آنان در میان ما حضور دارند و برخی دیگر نیز از دنیا رفته‌اند.

هرچه زمان می‌گذرد، ضرورت ثبت خاطرات آنان بیشتر می‌شود. زیرا خاطرات آزادگان، بخشی از تاریخ شفاهی کشور است؛ تاریخی که در هیچ کتاب رسمی نمی‌توان همه ابعاد آن را پیدا کرد.

آزاده‌ای که سال‌ها در اردوگاه زیسته است، جزئیاتی را از جنگ و اسارت به یاد دارد که شاید در هیچ سندی ثبت نشده باشد.

از همین رو، گفت‌وگو با آزادگان و ثبت خاطرات آنان یک وظیفه تاریخی و رسانه‌ای است.

مقاومت آزادگان؛ بخشی از پیروزی دفاع مقدسآزاده‌ای که با شهر مردم گفت‌وگو کرد، تأکید دارد که مقاومت رزمندگان دربند نیز بخشی از پیروزی ملت ایران بود.

او می‌گوید: رزمندگانی که در اردوگاه‌های دشمن بودند، اگرچه اسیر بودند، اما مقاومتشان ادامه داشت و همین ایستادگی باعث شد دشمن نتواند به اهداف خود برسد.

به گفته او، آزادگان با مقاومت خود نشان دادند که شکست نظامی یا اسارت جسمی نمی‌تواند یک ملت را از آرمان‌هایش جدا کند.

این نگاه، اهمیت دوران اسارت را در تاریخ دفاع مقدس بیشتر نشان می‌دهد؛ جنگ تنها در میدان‌های عملیاتی تعیین تکلیف نمی‌شد؛ بلکه در اردوگاه‌ها نیز ادامه داشت.

آزادگی؛ مفهومی فراتر از آزادی

آزادگان با نام خود یک مفهوم بزرگ را نیز به جامعه یادآوری کردند: آزادگی.

آزادگی به معنای حفظ کرامت، عزت و استقلال روح انسان است. کسانی که سال‌ها در اسارت بودند، نشان دادند که می‌توان جسم را در بند کرد، اما اگر انسان به باورهای خود پایبند باشد، نمی‌توان اندیشه و اراده او را اسیر کرد.

آزادگان با مقاومت خود ثابت کردند که ارزش‌های انسانی و ملی، در شرایط سخت نیز قابل دفاع هستند.

امروز نیز این مفهوم می‌تواند برای نسل جوان الهام‌بخش باشد؛ نسلی که شاید جنگ و اسارت را از نزدیک ندیده باشد، اما می‌تواند از تجربه آزادگان، صبر، امید و مسئولیت‌پذیری را بیاموزد.

وظیفه امروز جامعه در برابر آزادگان

تجلیل از آزادگان نباید تنها به برگزاری مراسم و اهدای لوح تقدیر محدود شود مهم‌تر از آن، شنیدن روایت‌های آنان و انتقال این خاطرات به نسل آینده است.

باید از آزادگان پرسید و اجازه داد آنان با زبان خود از روزهای جبهه، لحظه اسارت، زندگی در اردوگاه، شکنجه‌ها، مقاومت‌ها و لحظه بازگشت به کشور سخن بگویند.

رسانه‌ها نیز در این زمینه وظیفه مهمی دارند؛ انتشار خاطرات آزادگان، ساخت مستند، تولید گزارش‌های ویژه و گفت‌وگو با خانواده آنان، بخشی از رسالت رسانه‌ای در قبال تاریخ دفاع مقدس است.

۲۶ مرداد؛ روز بازگشت به خانه و آرمان

۲۶ مردادماه را می‌توان روز بازگشت آزادگان به خانه، وطن و جامعه دانست؛ اما روایت آزادگان نشان می‌دهد که آنان حتی در دوران اسارت نیز از آرمان‌های خود فاصله نگرفتند.

یکی از آنان چهار سال اسارت را پشت سر گذاشت و دیگری سال‌های اسارت را نه صرفاً دوری از خانواده، بلکه فرصتی برای نزدیک‌تر شدن به آرمان‌هایی دانست که به خاطر آن‌ها راهی جبهه شده بود.

این روایت‌ها نشان می‌دهد که دفاع مقدس تنها یک جنگ نظامی نبود؛ آزمونی بزرگ برای ایمان، اراده، صبر و وفاداری یک ملت بود.

شهر مردم؛ روایتگر حماسه آزادگان

روزنامه «فارس آگاه» در راستای وظیفه حرفه‌ای و اخلاقی خود، تلاش دارد صدای کسانی باشد که بخشی از تاریخ این سرزمین را با جان و زندگی خود ساخته‌اند.

آزادگان سرافراز، شاهدان زنده بخشی از تاریخ دفاع مقدس هستند؛ مردانی که سال‌های جوانی خود را در جبهه و اردوگاه‌های اسارت سپری کردند و پس از سال‌ها، به میهن بازگشتند.

روایت آنان، روایت مقاومت است؛ روایت خانواده‌هایی که چشم‌انتظار ماندند؛ روایت جوانانی که در عنفوان جوانی لباس رزم پوشیدند؛ روایت مردانی که در سخت‌ترین شرایط، باورهای خود را حفظ کردند و روایت ملتی که سرانجام با ایستادگی، دشمن را از دستیابی به اهدافش ناکام گذاشت.

۲۶ مرداد، تنها یک تاریخ در تقویم نیست؛ یادآور روزی است که درهای اسارت گشوده شد و دلاورمردانی که سال‌ها در بند دشمن بودند، دوباره قدم بر خاک ایران گذاشتند. آنان آمدند تا به همه نشان دهند که ممکن است جسم انسان در بند باشد، اما ایمان، اراده و آزادگی را نمی‌توان به اسارت گرفت.

true
true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد