×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true
true

خبر فوری

false
true
true
مطبوعات ایران ؛ دویدن با دست و پای بسته 

سیروس رومی ،  پژوهشگر رسانه :

امروز بخش زیادی از روزنامه‌ها برای ادامه بقا به آگهی‌های پنهان وابسته شده‌اند و این وضعیت هویت خبری روزنامه را از بین برده است

جمشید رضایی، معاون امور فرهنگی و رسانه‌ای اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی فارس : بخش خصوصی باید به اهمیت سرمایه‌گذاری در حوزه رسانه به‌عنوان یکی از ارکان توسعه فرهنگی و اجتماعی توجه بیشتری نشان دهد

فرخنده آشوری –فارس آگاه

سوم می، روز جهانی آزادی مطبوعات، یادآور این واقعیت است که آزادی بیان و استقلال رسانه‌ها، تنها در سایه قوانین حمایتی و شعارهای حرفه‌ای محقق نمی‌شود، بلکه بیش از هر چیز به بنیان‌های اقتصادی مطبوعات گره خورده است؛ رسانه‌ای که از امنیت مالی برخوردار نباشد، ناگزیر آزادی تحریریه خود را در معامله‌ای نانوشته با بقا قرار می‌دهد؛ در چنین شرایطی، اقتصاد رسانه به عاملی تعیین‌کننده در مرز میان «آزادی» و «وابستگی» بدل می‌شود؛ مرزی باریک که سرنوشت اعتماد عمومی و نقش نظارتی مطبوعات را رقم می‌زند و ما اینجا در کفه نامناسبت این ترازو هستیم و سنگینی این وابستگی اقتصادی، ما را در رتبه 177 در بین 200 کشور قرار داده است.

در هر نظام رسانه‌ای، استقلال مطبوعات نه یک امتیاز لوکس، بلکه شرط لازم برای شکل‌گیری آزادی بیان، شفافیت و پاسخ‌گویی است، روزنامه‌ای که نتواند بدون ملاحظه‌های بیرونی، پرسش‌های سخت بپرسد، قدرت را نقد کند و روایت‌های رسمی را بیازماید، به‌جای «رکن چهارم دموکراسی» به ویترینی برای بازتولید پیام‌های آماده تبدیل می‌شود؛ با این حال، این استقلال بیش از آنکه مفهومی صرفاً حقوقی یا اخلاقی باشد، مسئله‌ای عمیقاً اقتصادی است و رسانه‌ای که پشتوانه مالی پایدار و متکثر ندارد، دیر یا زود در برابر منابع محدود و جهت‌دار، انعطاف‌پذیر و در نهایت وابسته می‌شود.

در سال‌های اخیر، تشدید بحران کاغذ، افت شدید تیراژ، مهاجرت مخاطبان به شبکه‌های اجتماعی و فرسایش بازار آگهی، بسیاری از روزنامه‌ها و نشریات کشور را در تنگنای بی‌سابقه‌ای قرار داده است، ساختار اقتصادی معیوب، که از یک سو بر یارانه‌ها و حمایت‌های دولتی و از سوی دیگر بر آگهی‌های آشکار و پنهان استوار است، عملاً فضای مانور حرفه‌ای روزنامه‌نگاران را تنگ کرده و میان «بقا» و «استقلال» تعارضی فرساینده ایجاد کرده است؛ تعارضی که پیامد مستقیم آن، کاهش اعتماد عمومی و کمرنگ‌شدن نقش مطبوعات در آگاهی‌بخشی و مطالبه‌گری است.

در چنین بستری، پرسش اصلی این است که مطبوعات ایرانی چگونه می‌توانند در میانه فشارهای اقتصادی، استقلال خود را حفظ کنند و همچنان نقش ناظر و منتقد را بر عهده داشته باشند؟ آیا الگوهای جهانی می‌توانند راهگشای وضعیت امروز رسانه‌های ما باشند، یا آنچه با آن مواجهیم بحرانی ساختاری و بومی است که نیازمند راه‌حل‌های ویژه خود است؟

گزارش پیشِ‌ رو، با اتکا به گفت‌وگو با سیروس رومی، پژوهشگر و محقق برجسته حوزه مطبوعات و روزنامه‌نگار پیشکسوت شیرازی، و تحلیل‌های جمشید رضایی، معاون امور فرهنگی و رسانه‌ای اداره‌کل فرهنگ و ارشاد اسلامی فارس، می‌کوشد نسبت میان اقتصاد، استقلال و آینده مطبوعات در ایران را واکاوی کند؛ از «آگهی‌های پنهان» و وابستگی ساختاری به منابع دولتی تا تلاش برای بازتعریف مدل‌های اقتصادی در عصر رسانه‌های دیجیتال.

روزنامه‌ها زیر فشار اقتصادی به آگهی‌های پنهان وابسته شده‌اند

سیروس رومی، پژوهشگر و محقق برجسته حوزه مطبوعات و روزنامه‌نگار باسابقه شیرازی، در گفت‌وگویی با «شهر مردم» با اشاره به مشکلات اقتصادی رسانه‌های چاپی گفت: روزنامه‌ها دیگر نقش اصلی خود را ایفا نمی‌کنند، فشار شدید هزینه کاغذ و ریزش آگهی‌های خصوصی که منبع اصلی درآمد نشریات بود، مدیران مطبوعات را به‌سمت اتکا به کمک‌های دولتی و پذیرش آگهی‌های پنهان سوق داده است.

او با توضیح اینکه آگهی پنهان در ظاهرِ «خبر» یا «گزارش» منتشر می‌شود اما در واقع سفارش پولی است، افزود: امروز بخش زیادی از روزنامه‌ها برای ادامه بقا به این نوع آگهی‌ها وابسته شده‌اند و این وضعیت هویت خبری روزنامه را از بین برده است، به‌خصوص در شهرستان‌ها که دیگر نقش اساسی در اطلاع‌رسانی و آگاهی‌بخشی ندارند.

رومی با اشاره به کاهش شدید تیراژ روزنامه‌ها اظهار کرد: مردم خرید چندانی ندارند و روزنامه‌ها در شرایط دشواری قرار گرفته‌اند، تنها راه تنفس آنها فعلاً همین مسیری است که طی می‌کنند.

این پژوهشگر رسانه با مقایسه مطبوعات ایران و رسانه‌های مطرح بین‌المللی متذکر شد: ما قابل مقایسه با روزنامه‌نگاری حرفه‌ای در جهان نیستیم، حتی بزرگ‌ترین رسانه‌های دنیا هم بخشی از درآمد خود را از آگهی‌های پنهان تأمین می‌کنند، اما در کنار آن قوانین و ساختارهایی دارند که استقلال محتوایی‌شان را حفظ می‌کند؛ در کشور ما این پشتوانه‌ها وجود ندارد و به همین دلیل روزنامه‌ها نمی‌توانند مانند نیویورک‌تایمز یا اشپیگل، تایمز و دیگر رسانه‌های مطرح دنیا جایگاه خود را حفظ کنند.

او در پایان تأکید کرد: پدیده آگهی پنهان گسترده‌تر از آن است که دیده می‌شود و معمولاً توجه چندانی هم به آن نمی‌شود؛ در حالی که یکی از عوامل اصلی بحران اعتبار رسانه‌هاست.

معامله خاموش میان کمک‌های دولتی و استقلال رسانه‌ای

جمشید رضایی، معاون امور فرهنگی و رسانه‌ای اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی فارس، در تحلیلی جامع از وضعیت کنونی مطبوعات کشور، در گفت‌و گو با «شهر مردم» با اشاره به ساختار اقتصادی رسانه‌ها در ایران، تأکید کرد: یکی از چالش‌های بنیادین این حوزه، وابستگی تاریخی و ساختاری بسیاری از نشریات به منابع مالی دولتی است؛ مسئله‌ای که اگرچه در مقاطعی به تداوم فعالیت رسانه‌ها کمک کرده، اما در عین حال پیامدهای پیچیده و بعضاً نگران‌کننده‌ای نیز به همراه داشته است.

وی با بیان اینکه اقتصاد رسانه در ایران هنوز به بلوغ و پایداری لازم نرسیده است، یادآور شد: در بسیاری از کشورهای توسعه‌یافته، مطبوعات بر پایه درآمدهای متنوعی همچون تبلیغات، اشتراک، فروش محتوا و حمایت‌های بخش خصوصی اداره می‌شوند، اما در ایران، به دلایل مختلفی از جمله محدودیت بازار تبلیغات، تغییر الگوهای مصرف رسانه‌ای و چالش‌های اقتصادی، بسیاری از نشریات ناگزیر به اتکا بر حمایت‌های دولتی شده‌اند که این وابستگی، اگرچه در کوتاه‌مدت می‌تواند مانع از تعطیلی رسانه‌ها شود، اما در بلندمدت آسیب‌هایی جدی به پیکره حرفه‌ای روزنامه‌نگاری وارد می‌کند.

رضایی با اشاره به اینکه هرگونه اختلال در این حمایت‌ها می‌تواند به سرعت رسانه‌ها را با بحران مواجه کند، تصریح کرد: تجربه نشان داده است که کاهش یا تأخیر در تخصیص یارانه‌ها، تغییر در سیاست‌های حمایتی یا نوسانات بودجه‌ای، مستقیماً بر استمرار فعالیت بسیاری از نشریات تأثیر می‌گذارد، در چنین شرایطی، رسانه‌ها نه‌تنها با مشکلات مالی مواجه می‌شوند، بلکه ناچار به کاهش کیفیت محتوا، تعدیل نیرو یا حتی توقف انتشار می‌شوند؛ این وضعیت، امنیت شغلی فعالان رسانه‌ای را نیز به شدت تحت تأثیر قرار می‌دهد.

وی در ادامه به یکی از مهم‌ترین پیامدهای غیرمستقیم این وابستگی اشاره کرد و گفت: مسئله استقلال و بی‌طرفی رسانه‌ها، از مهم‌ترین ارکان حرفه روزنامه‌نگاری است، هنگامی که یک رسانه بخش قابل توجهی از منابع مالی خود را از دولت دریافت می‌کند، حتی اگر به‌صورت رسمی هیچ‌گونه الزامی برای جهت‌گیری خاص وجود نداشته باشد، نوعی خودسانسوری یا ملاحظه‌کاری ناخواسته شکل می‌گیرد که این امر می‌تواند به تدریج اعتماد عمومی به رسانه‌ها را کاهش دهد، چرا که مخاطبان انتظار دارند رسانه‌ها به‌عنوان نهادهای ناظر و پرسشگر، با استقلال کامل عمل کنند.

معاون امور فرهنگی و رسانه‌ای اداره‌کل فرهنگ و ارشاد اسلامی فارس با تأکید بر ضرورت بازنگری در مدل‌های حمایتی، خاطرنشان کرد: حمایت دولت از مطبوعات، در ذات خود امری قابل دفاع است، به‌ویژه در شرایطی که بازار آزاد به تنهایی قادر به تأمین نیازهای این حوزه نیست، اما این حمایت‌ها باید به‌گونه‌ای طراحی شوند که ضمن کمک به پایداری اقتصادی رسانه‌ها، کمترین تأثیر را بر استقلال حرفه‌ای آنها داشته باشند؛ شفافیت در تخصیص منابع، تدوین شاخص‌های مشخص برای حمایت و پرهیز از هرگونه نگاه سلیقه‌ای، از جمله الزامات این مسیر است.

رضایی همچنین بر لزوم حرکت تدریجی به سمت خودکفایی اقتصادی رسانه‌ها تأکید کرد و افزود: نمی‌توان انتظار داشت که مطبوعات یک‌شبه از وابستگی به منابع دولتی رها شوند، اما می‌توان با برنامه‌ریزی دقیق و حمایت‌های هدفمند، زمینه را برای تنوع‌بخشی به منابع درآمدی آنها فراهم کرد؛ توسعه زیرساخت‌های دیجیتال، آموزش مهارت‌های نوین به فعالان رسانه‌ای، تقویت ارتباط با بخش خصوصی و ایجاد بسترهای جدید برای درآمدزایی، از جمله اقداماتی است که می‌تواند در این مسیر مؤثر باشد.

وی با اشاره به نقش فناوری‌های نوین در تغییر معادلات رسانه‌ای، متذکر شد: امروز رسانه‌ها دیگر محدود به قالب‌های سنتی نیستند و فضای مجازی فرصت‌های تازه‌ای برای تولید و توزیع محتوا فراهم کرده است که اگر مطبوعات بتوانند خود را با این تحولات همگام کنند، می‌توانند بخش قابل توجهی از مخاطبان و در نتیجه منابع درآمدی خود را بازیابی کنند، در غیر این صورت، وابستگی به منابع محدود دولتی همچنان ادامه خواهد یافت و چالش‌های موجود نیز تشدید می‌شود.

رضایی به اهمیت اعتماد عمومی به‌عنوان سرمایه اصلی رسانه‌ها نیز اشاره کرد و متذکر شد: هیچ رسانه‌ای بدون اعتماد مخاطب نمی‌تواند به حیات خود ادامه دهد؛ استقلال، شفافیت و صداقت، سه مؤلفه کلیدی در جلب و حفظ این اعتماد هستند و اگر مخاطب احساس کند که یک رسانه تحت تأثیر ملاحظات بیرونی قرار دارد، به‌تدریج از آن فاصله می‌گیرد و این امر، حتی با تزریق منابع مالی نیز قابل جبران نخواهد بود.

او با تأکید بر ضرورت هم‌افزایی میان دولت، رسانه‌ها و بخش خصوصی، تصریح کرد: حل چالش‌های اقتصادی مطبوعات، نیازمند نگاه جامع و همکاری همه‌جانبه است، دولت باید نقش تسهیل‌گر و حمایتی خود را به‌درستی ایفا کند، رسانه‌ها باید به سمت حرفه‌ای‌تر شدن و تنوع‌بخشی به منابع درآمدی حرکت کنند و بخش خصوصی نیز باید به اهمیت سرمایه‌گذاری در حوزه رسانه به‌عنوان یکی از ارکان توسعه فرهنگی و اجتماعی توجه بیشتری نشان دهد و تنها در این صورت است که می‌توان به آینده‌ای امیدوار بود که در آن، مطبوعات هم از نظر اقتصادی پایدار باشند و هم از نظر حرفه‌ای، مستقل و اثرگذار.

در پایان، آنچه مشخص است، تصویری پیچیده و چندلایه از واقعیت امروز مطبوعات در ایران است؛ واقعیتی که فشارهای اقتصادی، تغییرات زیست‌بوم رسانه‌ای و نبود پشتوانه‌های نهادینه برای استقلال حرفه‌ای، هم‌زمان عرصه را بر رسانه‌ها تنگ کرده و اعتبار و تأثیرگذاری‌شان را به مخاطره انداخته است؛ به نظر می‌رسد صیانت از استقلال مطبوعات، تنها با عبور از کلیشه‌های حمایتی گذشته و حرکت به سوی رویکردهایی نوین ممکن خواهد بود، رویکردهایی که تکیه بر شفافیت، تنوع‌بخشی به منابع درآمدی و بازتعریف نقش رسانه در عصر دیجیتال، جزئی جدانشدنی از آن هستند.

امروز، پرسش اساسی نه صرفاً باقی ماندن یا نبودن مطبوعات، بلکه چگونگی «بودن» آن‌هاست؛ اینکه آیا می‌توانند با اتکا به سرمایه اجتماعی و جلب اعتماد دوباره مخاطب، جایگاه نظارتی و انتقادی خود را بازسازی کنند یا همچنان در چرخه وابستگی، میان دوگانه بقای اقتصادی و استقلال معنوی گرفتار خواهند ماند؟

تجربه‌های جهانی نشان می‌دهد که هیچ نسخه واحدی برای گذر از این بحران وجود ندارد و هر راهکاری باید با واقعیت‌های بومی و مقتضیات ساختاری جامعه سازگار باشد و آنچه مسلم است، آینده رسانه‌های ایران بیش از هر زمان دیگری نیازمند گفت‌وگو و همکاری سه‌جانبه میان دولت، جامعه رسانه‌ای و بخش خصوصی است؛ همگرایی‌ای که تنها در سایه اراده‌ای جدی، برنامه‌ریزی هدفمند و تمرکز بر آموزش و ارتقای حرفه‌ای می‌تواند مسیر تحقق رسانه‌هایی آزاد، مستقل و پاسخگو را هموار کند.

شاید مهم‌ترین دستاورد چنین گفتمانی، بازتعریف رابطه رسانه و مخاطب، احیای اعتماد عمومی و پررنگ‌تر کردن نقش مطبوعات به‌عنوان وجدان بیدار جامعه باشد؛ هدفی که دستیابی به آن، نه امتیازی اضافه و لطف دولت‌ها، بلکه ضرورتی انکارناپذیر برای پویایی و سلامت فضای عمومی کشور است.

true
true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

true