هیچکس حق ندارد خانه کسی را وقتی خواب است، خراب کند
رودخانه ، حتی خشک یک سازه طبیعی زنده و زیستگاه گونههای گیاهی و جانوری فصلی است
زهرا وصالی،فارس آگاه
تصمیم شهرداری الیگودرز برای آسفالتکردن بستر رودخانه درونشهری، موجی از پرسشهای جدی درباره مدیریت رودخانههای شهری در ایران برانگیخته است. این اقدام در ظاهر پاسخی به مشکلات بهداشتی و نیازهای شهری گذشته تلقی میشود، اما از منظر علمی، فنی، حقوقی، محیطزیستی، اقلیمی و اقتصادی، خطاهای بزرگی در آن نهفته است.
رودخانه—حتی خشک—یک سازه طبیعی زنده است که رفتار آن تابع قوانین هیدرولوژی، هیدرولیک، زمینشناسی و اقلیم است، نه برداشتهای ظاهری. در علم هیدرولوژی، رودخانهها با «رفتار سیلابی» تعریف میشوند، نه با وجود یا عدم وجود آب در یک مقطع زمانی. رودخانه الیگودرز بهدلیل فعالشدن در بارشهای شدید، در دسته رودخانههای فصلی قرار میگیرد؛ رودخانههایی که در جهان بیشترین سیلابهای ناگهانی را ایجاد میکنند. تجربههای تلخ در مراکش، امارات، پاکستان، آریزونا و جنوب ایران نشان داده که خطرناکترین سیلابها دقیقاً در رودخانههایی رخ میدهند که ماهها خشک بودهاند. خشکی بستر، خطر را پنهان میکند، نه حذف.
شرکت آب منطقهای لرستان اعلام کرده است که عملیات آسفالتکردن بستر رودخانه بدون هماهنگی و مجوز وزارت نیرو آغاز شده و به همین دلیل متوقف شده است. بر اساس قانون توزیع عادلانه آب و آییننامه بستر و حریم رودخانهها، هرگونه دخل و تصرف—حتی در محدوده شهر—منوط به استعلام و موافقت کتبی وزارت نیرو است. بنابراین اقدام شهرداری علاوه بر ایراد فنی، ایراد قانونی دارد و در صورت وقوع حادثه، مسئولیت حقوقی و کیفری سنگینی متوجه مدیران شهری خواهد بود.
شهرداری وجود سد حوضیان را دلیل حذف خطر سیلاب میداند، اما مهندسی آب چنین برداشتی را تأیید نمیکند. سدها تنها بخشی از سیستم کنترل سیلاباند و نقش آنها وابسته به شرایط بهرهبرداری، ظرفیت مخزن، وضعیت رسوبگذاری و بارشهای شدید محلی است. در بسیاری از سیلابهای جهانی، آبراهههای فرعی سدها را دور زده و مسیر رودخانههای خشک را دوباره فعال کردهاند. هیچ سدی بهتنهایی تضمین ایمنی کامل نیست.
پوشاندن بستر رودخانه با مصالح نفوذناپذیر مانند آسفالت، از دید مهندسی هیدرولیک، یک خطای شناختهشده است. این کار باعث افزایش ناگهانی سرعت جریان سیلاب، افزایش انرژی تخریب، اختلال در رسوبگذاری طبیعی، قطع تغذیه آب زیرزمینی و تبدیل رودخانه به یک کانال شتابدار میشود. رودخانهها دروازه اصلی تغذیه آبخوانها هستند؛ در فصلهای پرآب، آب از بستر شنی و ماسهای رودخانه نفوذ کرده و ذخیره زیرزمینی را پر میکند، و گاهی در فصلهای خشک، همین آبخوانها جریان پایه رودخانه را تأمین میکنند. آسفالت این چرخه حیاتی را قطع میکند: آبخوانها دیگر تغذیه نمیشوند، جریان پایه رودخانه از بین میرود و آلودگی سطحی بدون پالایش طبیعی وارد پاییندست میشود.
از منظر محیطزیستی، حتی رودخانههای خشک زیستگاه گونههای گیاهی و جانوری فصلیاند. آسفالت یعنی حذف کامل این زیستگاه. از منظر سلامت عمومی نیز، ترکیبات نفتی آسفالت در تماس با بارش و نور خورشید، مواد سرطانزا و فلزات سنگین و هیدروکربوری نفتی آزاد میکنند که وارد آبخوانها شده و کیفیت آب شرب را تهدید میکنند. از منظر شهرسازی، رودخانهها عنصر هویتساز شهرند. شهرهای مدرن رودخانهها را احیا میکنند، نه دفن. نمونههای موفق جهانی مانند احیای رودخانه مرکزی سئول، ساماندهی مانزانارس در مادرید، بازآفرینی رون در لیون و ساماندهی رودخانه در استانبول نشان میدهند که راهحل درست، بازآفرینی و احیای رودخانه است. در مقابل، تجربههای شکستخورده در مراکش، امارات، پاکستان و آریزونا نشان دادهاند که دفن رودخانه خطر سیلاب را چند برابر میکند. از منظر اقتصادی نیز، خسارتهای ناشی از سیلاب، نشست زمین و آلودگی آب، هزینههایی چند برابر ساماندهی اصولی بر شهر تحمیل میکنند.
الیگودرز تنها نمونه نیست. بسیاری از شهرهای ایران رودخانههای درونشهری دارند که در معرض همین خطرند: رودخانه خشک شیراز که بیشتر سال بیآب است اما در بارشهای شدید فعال میشود و بارها سیلابهای ناگهانی ایجاد کرده؛ رودخانه دز در دزفول که پرآب و حیاتی است اما فشار توسعه شهری و برداشتهای بیرویه تهدیدی جدی برای کیفیت و کمیت آب آن محسوب میشود؛ زایندهرود اصفهان که حتی در دورههای خشکی، بسترش بخش مهمی از منظر شهری و حیات اجتماعی است و تغییر کاربری آن هویت شهر را تهدید میکند؛ و کارون اهواز که بزرگترین رود ایران است و هم فرصت و هم چالش، اما آلودگی و مدیریت نادرست بارها بحرانساز شدهاند. اینها نشان میدهد که مسئله الیگودرز یک موضوع محلی نیست؛ یک مسئله ملی است که اگر اصلاح نشود، در دهها شهر دیگر تکرار خواهد شد.
راهکارها روشناند: توقف فوری پروژه و جمعآوری بخشهای اجراشده؛ بازگرداندن بستر رودخانه به حالت نفوذپذیر با مصالح طبیعی؛ طراحی فضای سبز حاشیهای و مسیرهای تهویه طبیعی؛ تدوین طرحهای جامع ملی برای ساماندهی رودخانههای شهری با محوریت وزارت نیرو و سازمان محیطزیست؛ پایش دائمی کیفیت آب، رسوب، نفوذ و رفتار رودخانه با مشارکت دانشگاهها و متخصصان مستقل؛ و مشارکت اجتماعی و آموزش عمومی برای حفاظت از رودخانهها. شهردار الیگودرز نیز میتوانست با همین مسیر علمی و قانونی، مشکل بهداشتی شهر را حل کند، بدون آنکه خانه رود را ویران سازد.
رودخانه باید زیرساخت طبیعی شهر شناخته شود، نه زمین خالی برای توسعه. رودخانه تنها یک مسیر آب نیست؛ رود هم زنده است و خانه دارد. خانه رود همان بستر نرم و نفوذپذیرش، همان رسوبهایی که حافظه هزاران سالهٔ زمیناند، همان پیچوخمهایی که راه تنفس آباند، همان زیستگاههایی که هر بهار دوباره جان میگیرند. ویرانی خانه رود، یعنی ویرانی خانه شهر. وقتی بستر رودخانه را با آسفالت میپوشانیم، در حقیقت خانه رود را میکشیم؛ رود را از نفس میاندازیم، سیلابش را خشمگینتر میکنیم، راه تغذیه آبخوانها را میبندیم و هویت طبیعی شهر را از میان میبریم.
در فرهنگ ایرانی، رودخانه فقط آب نیست؛ روح است، برکت است، زندگی است.
آب در اسطورههای ما مقدس است؛ آناهیتا نگهبان آبهای پاک است و رودخانهها در نگاه ایرانیان همیشه جاندار بودهاند: میدوند، میخروشند. کنار رود جشن میگرفتیم، حقآبه برایش قائل بودیم، آب را شفابخش میدانستیم. نیاکان ما به زلالی آب سوگند میخوردند. شهرهای ما در کنار رودها زاده شدهاند و از آنها آب، کشاورزی، خنکای هوا، منظر و هویت گرفتهاند. احترام به رودخانه بخشی از فرهنگ ما بوده؛ بخشی از حافظه جمعیمان. رودخانه خشک شیراز، زایندهرود اصفهان، کارون اهواز، دز دزفول و دهها رود دیگر در شهرهای ایران، همه خانههایی زندهاند که باید پاس داشته شوند. امروز انتخاب ما روشن است: یا خانه رود را حفظ کنیم و شهر را زنده نگه داریم، یا با ویرانی خانه رود، آینده شهر را به خطر بیندازیم.
شهر زنده است اگر رود زنده باشد، و رود زنده است اگر خانهاش ویران نشود.اگر رودخانه خشک شد، حقش آسفالت نیست.خشکی رودخانه یعنی یک دوره سخت، یک فصل، یک وضعیت موقت؛ نه پایان زندگی، نه پایان حق، نه پایان نیاز.رودخانه مثل یک انسان است: گاهی پرآب است، گاهی کمآب، گاهی خسته، گاهی خاموش. اما «خشک شدن» دلیل نمیشود خانهاش را از او بگیریم.خشکی رودخانه یا نشان از این است که آبخوانها تشنهاند یا بارشها کم بوده و یا چرخه طبیعی آسیب دیده یا مدیریت آب درست نبوده اما هیچکدام از اینها به ما اجازه نمیدهد بگوییم: «پس این بستر خالی است، پس میشود رویش آسفالت کشید.»
رودخانه حتی وقتی خشک است، کار میکند:
– هوا را تهویه میکند
– مسیر سیلاب را مدیریت میکند
– آب را در دل زمین نفوذ میدهد
– زیستگاه فصلی میسازد
– حافظهٔ شهر را نگه میدارد
– و در اولین بارش، دوباره زنده میشود
خشکی رودخانه مثل خواب است، نه مرگ.
و هیچکس حق ندارد خانه کسی را وقتی خواب است، خراب کند.



