رئیس سازمان نظام روانشناسی و مشاوره فارس :
برخی افراد با خواندن یک مقاله، مطالعه یک کتاب، گوش دادن به یک پادکست یا شرکت در یک دوره آموزشی، تصور میکنند توانایی تشخیص اختلالات روانی یا حتی توصیه دارویی را دارند زیرتیتر
این وضعیت، جامعه رواندرمانی را با همان چالشی مواجه میکند که جامعه پزشکی سالهاست با پدیده خوددرمانی با آن روبهرو است
در بسیاری از کلینیکها و مراکز مشاوره، روانشناسان از روپوش سفید استفاده نمیکنند تا احساس بیمار بودن به مراجع القا نشود و حتی از واژه “مطب” نیز استفاده نمیشود. وقتی خود جامعه روانشناسی تلاش میکند از کاربرد غیرضروری اصطلاحات تخصصی پرهیز کند، طبیعی است که به مردم نیز توصیه شود از این واژهها بدون شناخت علمی استفاده نکنند
مریم شنتیا – فارس آگاه
در سالهای اخیر، واژهها و اصطلاحات روانشناسی بهطور گسترده ای در گفتوگوهای روزمره مردم جاخوش کرده اند. اصطلاحاتی مانند «پنیک»، «دپرس»، «وسواس»، «سمی»، «تروما»، «بیشفعالی» و «خودشیفته» دیگر تنها در محیطهای علمی، دانشگاهی یا جلسات درمانی شنیده نمیشوند، بلکه به بخشی از بدنه مکالمات روزمره، شبکههای اجتماعی و حتی شوخیهای رایج تبدیل شدهاند.
امروزه کمتر جمعی را میتوان یافت که در آن دست کم یکی دو مورد از این واژهها به کار نرود؛ واژههایی که گاه برای توصیف تجربههای واقعی روانی استفاده میشوند و گاه، بدون توجه به معنای علمیشان، صرفاً در گفتوگوهای عادی به کار میروند.
برای نمونه، دختر نوجوانی را تصور کنید که برای ترمیم ناخن به سالن زیبایی مراجعه کرده است. با افتادن کاتالوگ رنگ از دستش و نگاه تند ناخنکار، ناگهان دستش را روی قلبش میگذارد و میگوید: «وای، پنیک شدم!»
این واکنش، هرچند در زبان روزمره قابل درک است، اما فاصله زیادی با تعریف علمی اختلال پانیک دارد؛ اختلالی که با حملات ناگهانی ترس شدید، تپش قلب، تنگی نفس و احساس از دست دادن کنترل همراه است.
در اینجا پرسشی مهم مطرح میشود: رواج گسترده واژههای روانشناسی در گفتوگوهای روزمره، نشانه افزایش آگاهی عمومی درباره سلامت روان است یا بیانگر سادهسازی و استفاده نادرست از مفاهیم تخصصی؟
بررسی این پدیده نشان میدهد که با افزایش محتوای روانشناسی در رسانهها، شبکههای اجتماعی و هوش مصنوعی، مردم بیش از گذشته با مفاهیم سلامت روان آشنا شدهاند؛ اما همزمان، استفاده غیردقیق از این واژهها نیز افزایش یافته است؛ موضوعی که میتواند به سوءبرداشت، برچسبزنی و حتی کمرنگ شدن معنای واقعی اختلالات روانی منجر شود.
رواج واژههای روانشناسی؛ آگاهی یا برچسبزنی؟
دکتر علیرضا فیلی، رئیس سازمان نظام روانشناسی و مشاوره فارس، در گفتوگو با خبرنگار فارس آگاه ، اظهار کرد: «افزایش سطح سواد جامعه، گسترش شبکههای اجتماعی و توسعه هوش مصنوعی باعث شده برخی اصطلاحات روانشناسی و پزشکی بیش از گذشته در میان مردم رواج پیدا کند. این موضوع تا زمانی که موجب افزایش آگاهی شود، میتواند مفید باشد؛ اما زمانی که به برچسبزنی افراد منجر شود، آسیبهای جدی به دنبال خواهد داشت.»
وی افزود: «بهکارگیری این واژهها از سوی افراد غیرمتخصص نوعی تشخیصگذاری غیرعلمی است؛ در حالی که حتی به روانشناسان نیز توصیه میشود در تشخیص اختلالات عجله نکنند. گاهی حتی پس از تشخیص نیز بیان آن برای مراجع، در صورت نبود ضرورت، میتواند موجب تشدید احساسات و حالات خلقی منفی شود.»
دکتر فیلی ادامه داد: «این واژهها اصطلاحات تخصصی هستند و هر کدام معیارهای تشخیصی مشخصی دارند؛ بنابراین نباید برای توصیف احساسات طبیعی مانند غم، شادی یا سایر هیجانهای روزمره از آنها استفاده کرد.»
تأثیر برچسبزنی بر روند درمان
رئیس سازمان نظام روانشناسی و مشاوره فارس با تأکید بر اینکه بسیاری از نظریههای روانشناسی با برچسب زدن به افراد مخالف هستند، گفت: «به همین دلیل، در بسیاری از کلینیکها و مراکز مشاوره، روانشناسان از روپوش سفید استفاده نمیکنند تا احساس بیمار بودن به مراجع القا نشود و حتی از واژه “مطب” نیز استفاده نمیشود. وقتی خود جامعه روانشناسی تلاش میکند از کاربرد غیرضروری اصطلاحات تخصصی پرهیز کند، طبیعی است که به مردم نیز توصیه شود از این واژهها بدون شناخت علمی استفاده نکنند.»
توهم دانایی؛ پیامد آشنایی سطحی با مفاهیم روانشناسی
دکتر فیلی با اشاره به ابعاد اجتماعی این موضوع اظهار کرد: «روانشناسی علمی است که بر بررسی دقیق ویژگیهای هر فرد تأکید دارد و نمیتوان صرفاً بر اساس چند رفتار یا یک تجربه، درباره افراد قضاوت کرد. زمانی که برچسب زدن به دیگران به یک هنجار اجتماعی تبدیل شود، با پدیدهای روبهرو هستیم که از آن با عنوان “توهم دانایی” یاد میشود.»
وی افزود: «برخی افراد با خواندن یک مقاله، مطالعه یک کتاب، گوش دادن به یک پادکست یا شرکت در یک دوره آموزشی، تصور میکنند توانایی تشخیص اختلالات روانی یا حتی توصیه دارویی را دارند. این وضعیت، جامعه رواندرمانی را با همان چالشی مواجه میکند که جامعه پزشکی سالهاست با پدیده خوددرمانی با آن روبهرو است.»
رئیس سازمان نظام روانشناسی و مشاوره فارس در پایان گفت: «البته در بسیاری از موارد، این توصیهها از سر دلسوزی و با نیت کمک به دیگران مطرح میشود، اما تشخیص و درمان مسائل روانشناختی باید تنها توسط افراد متخصص انجام شود تا از آسیبهای ناشی از برچسبزنی و قضاوتهای نادرست جلوگیری شود.»
به گزارش فارس آگاه افزایش آگاهی عمومی درباره سلامت روان اگر چه رویکردی ارزشمند است، اما این آگاهی زمانی سودمند خواهد بود که با شناخت درست از مفاهیم علمی همراه باشد. استفاده نادرست از اصطلاحات تخصصی نهتنها به درک عمومی از اختلالات روانی آسیب میزند، بلکه میتواند موجب برچسبزنی و قضاوتهای نادرست درباره افراد شود. ناگفته پیداست که احترام به مرز میان دانش تخصصی و گفتوگوهای روزمره، گامی مهم در ارتقای فرهنگ سلامت روان در جامعه است.
