گرگ بودن بهتر از گوسفند بودن نیست؟
به راستی در فوتبال پرحاشیه ایران که با قوانینی شبیه به قانون جنگل اداره میشود، بهتر است گرگ بود و درید یا گوسفند بود و دریده شد؟
مسعود محجوبی – فارس آگاه
مسابقه جمعه شب فجرسپاسی شیراز مقابل استقلال تهران، برای همیشه در تقویم تاریخ رقابتهای لیگ برتر فوتبال ایران، بایگانی شد. امتیازات از دست رفته این مسابقه نیز، هرگز بازنخواهد گشت، اما آیا نمیتوان جلوی شکستهای بعدی که جایی خارج از مستطیل سبز رقم میخورد را گرفت؟
یک بام و دو هوا
موضوع استفاده سلیقهای از فناوری VAR به یک ناهنجاری ساختاری در فوتبال ما تبدیل شده که ریشههای عمیقی دارد و پیامدهای آن، دامنگیر کل اعتبار این ورزش شده است.
چرا داد و بیداد کارساز است؟
در فوتبال ایران، متأسفانه یک باور غلط و رایج میان برخی مربیان و مدیران وجود دارد که داد و بیداد و تحت فشار قرار دادن داور، یک تاکتیک هوشمندانه برای کسب امتیاز است. دلایل متعددی برای چنین پدیدهای میتوان برشمرد:
۱. فقدان سیستمهای نظارتی کارآمد
تا پیش از ورود تدریجی VAR، داوران در یک انزوای کامل قضاوت میکردند و کوچکترین اشتباه آنها میتوانست سرنوشت یک تیم را تغییر دهد؛ نبود نظارت دقیق و برخورد قاطع با اشتباهات، بستر را برای اعمال نفوذ فراهم میکرد.
۲. ترس از قدرت
داوران، ناخودآگاه از تیمهای بزرگ و پرهوادار و مربیان جنجالی واهمه دارند. یک اشتباه به ضرر این تیمها میتواند به قیمت پایان دادن به قضاوتهای مهم و حتی تهدیدهای فیزیکی و روانی برای داور تمام شود، به همین دلیل، ضمیر ناخودآگاه داور در صحنههای ۵۰-۵۰ به سود تیم قدرتمند سوت میزند تا به قول معروف، دفع خطر کند.
۳. تبانی و فساد سیستماتیک
متأسفانه، موضوع از فشارهای روانی، فراتر رفته و به فساد ساختاری رسیده است. پروندههای متعدد فساد در فوتبال ایران، از جمله رسوایی بزرگ پرونده مس کرمان، که منجر به دستگیری خداداد افشاریان (رئیس پیشین کمیته داوران)، سهیل مهدی و چندین داور و مدیر دیگر شد، نشان داد که برخی نتایج، نه در زمین، که در اتاقهای بسته با تبادل رشوه (اعم از دلار، سکه و حواله خودرو) رقم میخورند . این فساد، زنجیرهای از مدیران، داوران و حتی چهرههای رسانهای را در بر میگرفت .
مصادیق عینی
تاریخ فوتبال ایران پر است از نمونههایی که فشار روانی یا مسائل دیگر، در نتیجه مسابقه، تأثیرگذار بوده است. (البته به سود تیمهای پرنفوذ)
نیازی نیست به راه دوری برویم؛ با کمی فشار به قوه حافظه، بهراحتی به یاد میآوریم که در سالهای اخیر، اشتباهات داوری پرشماری به سود تیمهای پرهواداری چون استقلال، پرسپولیس، سپاهان و تراکتور رقم خورده است؛ به عنوان مثال: در جریان فینال جام حذفی سال گذشته میان استقلال و ملوان، کارشناسان داوری اتفاق نظر به اشتباهات متعدد داور به زیان تیم مظلوم (ملوان) داشتند اما داور مسابقه(موعود بنیادیفر) ترجیح داد، جانب تیم ذی نفوذ را بگیرد؛ این در حالی بود که همین داور در فهرست متهمان پروندههای فساد مالی قرار داشت. یا گل قهرمانی پرسپولیس در سال پیش از آن، که در شرایط آفساید به ثمر رسید؛ البته در آن سال، هنوز ورزشگاههای ایران، مجهز به سیستم VAR نشده بودند.
تاوانِ سکوت
در نقطه مقابل، تیمهایی که رویکرد حرفهای و اخلاقمدارانه دارند و به جای جنجال، بر عملکرد فنی خود تکیه میکنند، بیشترین آسیب را میبینند. تیمی که مربیاش سعی در حفظ اخلاق ورزشی دارد، هیچ هزینهای برای داور ندارد. داور میداند که اگر اشتباهی به ضرر این تیم کند، با یک بیانیه معمولی روبرو خواهد شد، نه با یک مصاحبه آتشین و کمپین رسانهای چند روزه؛ این تیمها به راحتی قربانی میشوند تا آرامش داور حفظ شود.
فرشاد پیوس، اسطوره و پیشکسوت خوشنام فوتبال ایران، در جریان پرونده فساد مس کرمان، به نکته بسیار مهمی اشاره کرد: «ما داوران شریفی داریم که زیر فشار قضاوت میکنند، اما تعدادی داور مشکل دار، داوران پاک را هم از بین میبرند؛ خیلی از مربیان قبلاً این کارها را میکردند، همه نیز از این موضوعات اطلاع دارند، اما کسی جرئت بیانش را ندارد.»
مدیریت ریسک معکوس
چرا داوران به سود مظلوم سوت نمیزنند؟
روانشناسی قضاوت در فوتبال ایران نشان میدهد، سوت زدن به سود تیم مظلوم (که اعتراضی نمیکند) ریسک بسیار پایینی دارد، زیرا بازخورد منفی چندانی را به دنبال نخواهد داشت، اما سوت زدن به ضرر تیم قدرتمند، یک ریسک مرگبار به حساب می آید؛ بنابراین، او ناخودآگاه گزینه امن را انتخاب میکند که همان همراهی با قدرت است.
عدم امنیت شغلی
تا زمانی که کمیته داوران و فدراسیون فوتبال، حامی واقعی داوران در برابر این فشارها نباشند و اجازه دهند یک مربی یا تیم هر طور که میخواهد به داور توهین، یا او را تهدید کند، این روند ادامه خواهد یافت. یک تحقیق دانشگاهی نشان داده است که عوامل داوری، مهمترین نقش را در کنترل پرخاشگری در فوتبال ایران دارند و بهبود عملکرد داوران نیازمند حمایت و استفاده از تکنولوژی است.
نتیجهگیری
در فوتبال ایران، فریاد، به یک سرمایه تبدیل شده و سکوت، بهایی دارد که همانا شکست است.
تیمهای بزرگ، با استفاده از قدرت هواداری، رسانهای و گاه با ابزارهای ناصواب، توانستهاند تعادل قضاوت را به هم بزنند، در مقابل، تیمهای اخلاقمدار و مظلوم، قربانی این سیستم بیمار میشوند.
راهِ چاره
راهحل این معضل، نه در ساکت کردن اعتراضها، بلکه در ایجاد یک سیستم قدرتمند و مستقل داوری است؛ سیستمی که بتواند با استفاده از تکنولوژی روز دنیا یعنی VAR:
- 1. اشتباهات را به حداقل رسانده و با برخورد قاطع و یکسان، با هر متخلفی، خواه، مربی تیم بزرگ یا کوچک، فضا را برای همه یکسان کند.
۲. با حمایت همهجانبه از داوران در مقابل فشارها، امنیت روانی آنها را تأمین کند.
۳. با شفافسازی کامل و برخورد قضایی با فساد، اعتماد از دست رفته را بازگرداند.
«تا زمانی که سود داد و بیداد، از هزینه آن بیشتر باشد، این چرخه معیوب ادامه خواهد یافت.»
