قلعهنویی روی تمام مربیان سفارشپذیر را سفید کرد
امیر قلعهنویی، سرمربی تیم ملی فوتبال ایران، که مدت زمانی طولانی فریاد جوانگرایی و تغییر نسل سر داده بود، سر بزنگاه خلف وعده کرد و هرچه جوان بود را سرخورده به کشور بازگرداند.
مسعود محجوبی – فارس آگاه
لیست تیم ملی فوتبال ایران برای حضور در جامجهانی ۲۰۲۶، در حالی اعلام شد که پیش از این، غیبت بازیکنانی مثل سردار آزمون، دانیال اسماعیلیفر، شهریار مغانلو و… توجهات زیادی را به خود معطوف کرده بود.
این کینه، شتری است
احمد نوراللهی، که دو سالونیم پیش به شکل ناگهانی از برنامههای سرمربی تیم ملی کنار گذاشته شد، را نیز میتوان در زمره جاماندگان تیم ملی به شمار آورد. آن زمان به نظر میرسید که داستان برخورد با این بازیکن محجوب، با پادرمیانی بزرگان فوتبال حلوفصل خواهد شد، اما این اتفاق هرگز رخ نداد؛ در این میان، قلعهنویی چند باری گفته بود که اگر او عذرخواهی کند، میتواند برگردد، اما احمد لام تا کام حرف نزد، حتی در حد یک استوری عادی یا کنایی.
البته قلعهنویی با دانیال اسماعیلیفر هم رفتار مشابهی داشت؛ دانیال یک سال پیش در مصاحبهای تلویزیونی به انتقاد از امیر پرداخت و پس از آن، در یکی، دو اردو دعوت شد، اما درست در موقعیت کلیدی، از فهرست نهایی ژنرال خط خورد تا روشن شود که قلعهنویی به این راحتی خردهحسابهای کهنه را از یاد نمیبرد.
چرا ما پله و مارادونا نداریم؟
مارادونا زمانی که هنوز به ۲۰ سالگی نرسیده بود، نخستین قدمهایش را روی چمن ورزشگاههای اسپانیا، به عنوان میزبان جام جهانی ۱۹۸۲، برداشت و از همان جام، نوید ظهور ستارهای درخشان را داد؛ سالها پیش از آن نیز مروارید سیاه فوتبال، یعنی «ادسون آرانتس دوناسیمنتو» ملقب به پله، در سن ۱۷ سالگی فاتح جام جهانی شد.
رونالدوی برزیلی و پرتغالی، مسی، پلاتینی، کرویف، بکنبائر و بسیاری از دیگر فوقستارههای فوتبال، از سنین پایین حضور در رقابتهای جام جهانی را تجربه کردند؛ اینجا اما بهراحتی بر روی نام امیرحسین محمودی، پدیده بیچونوچرای فوتبال ایران، قلم قرمز میکشند یا گلرهای پرمدعای زرد و سرخ و آبی را بهراحتی آب خوردن به محمد خلیفه جوان ترجیح میدهند.
با این جمع سالخورده میخواهیم چه کنیم؟
نامهای زیادی هستند که قواره تیم ملی به تنشان زار میزند؛ شجاع خلیلزاده، روزبه چشمی، علی نعمتی و … همگی مدتهاست که از مرز ۳۰ سالگی عبور کردهاند و تنها به لطف مربیهای ترسوی وطنی مجال حضور در بزرگترین رویداد فوتبالی جهان را پیدا کردهاند، اما مورد جهانبخش سوای سایرین است.
همانطور که پیشتر نیز بدان اشاره کرده بودیم، اگر قرار بود یک بازیکن از روی عمد کاری انجام بدهد که به تیم ملی دعوت نشود، باز هم بعید بود بتواند به اندازه علیرضا جهانبخش موفق باشد! او با همه وجود، تیشه به ریشه فوتبال خودش زد.
نفس انتخاب تیمی در قعر جدول لیگ بلژیک، بهوضوح چنین پیغامی را صادر میکرد، دیگر چه رسد به اینکه در آن تیم به نیمکت ذخیرهها زنجیر شود و تمام طول فصل، کنار سرمربی تیم بنشیند؛ جهانبخش اما همه این شاهکارها را رقم زد و باز، پیشاپیش سایر بازیکنان به جامجهانی راه یافت.


