تمرین فرهنگ برای شکلگیری شخصیت شهروند
مسعود محجوبی– فارس آگاه
برخلاف تصور عموم مردم، فاصله چندانی میان یک شهروند عادی و یک شهروند فرهنگی نیست. تنها با انجام دادن یا انجام ندادن برخی امور ساده و به ظاهر کم اهمیت، میتوان برای فرهنگسازی، تمرین کرد.
چه بسا انجام ندادن یک سری عادات پیشپا افتاده در تحول شخصیت افراد، نقشی انکارناپذیر، ایفا کند.
برای مثال، شهروندی که زباله خود را در خیابان نمیریزد، به محیط زیست احترام گذاشته است. کسی که در فضای مجازی پیش از بازنشر یک خبر، از درستی آن مطمئن میشود، روحیه حقیقتطلبی خود را به منصه ظهور گذاشته و فردی که در ترافیک به حقوق دیگران احترام میگذارد، مدارای اجتماعی را تمرین کرده است.
فرهنگ شهروندی، مجموعهای از مفاهیم انتزاعی در فلان کتاب یا پژوهش دانشگاهی نیست؛ فرهنگ شهروندی را میتوان هر روز و ساعت و در جای جای شهر، حس کرد؛ در ازدحام مترو، هنگام رانندگی، صف نانوایی، مواجهه با سالمندان، در فضای مجازی، نگهداری از اموال عمومی، پاکیزگی محیط پیرامون و در نهایت نحوه مواجهه با قانون؛ جایی که یک شهروند، حقوق دیگران را محترم میشمارد، مسئولیت میپذیرد، نظم را رعایت میکند و از همه مهمتر، منافع جمعی را بر استفاده شخصی ترجیح میدهد.
در چنین جامعه ای به جرئت میتوان ادعا کرد که «فرهنگ شهروندی، جلوهای عینی یافته است.»
اصولا ارزشهای مورد قبول جوامع انسانی، از مؤلفههای مشترک در مطالعات فرهنگ شهروندی است؛ این ارزشها را میتوان در قالبهایی متفاوت تعریف کرد.
از تحمل و احترام به بیان دیدگاهی که شکافی عمیق با نظر و یا اعتقاد شخصی ما دارد تا ترجیح مصالحِ جمعی بر منافع فردی، معرفت، مهربانی، تمایل به بیان اندیشه، روحیه پرسشگری، بینش اجتماعی، مسئولیتپذیری، انگیزه و میل به پیشرفت، نظم و امید به فردایی بهتر، از جمله ارزشهایی هستند که شخصیت یک شهروند فعال و آگاه را شکل میدهند و اگر صفاتی چون، صداقت، آزادی و حق طلبی و روحیه صلح جویی و عدالت محوری به آن ویژگی ها افزون شود، تصویری کاملتر از شهروندی مطلوب ترسیم میکند.
دانستن حقوق شهروندی برای عینیت یافتن فرهنگ شهروندی، هرچند بسیار مهم است اما کافی نیست! شرط لازم همانا انجام تکالیف، پذیرش تفاوتها و حضور فعال در جامعه است.
اگر یک شهروند بتواند با وجود اختلاف نظر، عقیده و سبک زندگی، دیگری را تحمل کند، اگر نسبت به امور محله، شهر و کشورش بیتفاوت نباشد، اگر انجام رفتارهای مدنی مانند رعایت نوبت، پرهیز از آلودگی اعم از محیطی یا صوتی، کمک به نیازمند و احترام به قوانین را سرلوحه زندگی خود قرار دهد، خشت خشت یک بنای فرهنگی را چنان محکم کنار هم قرار داده است که یقیناً هیچ طوفانی را یارای در هم شکستن آن نیست.
رعایت نظم اجتماعی، امانتداری، پذیرش دیگران، حفظ محیط زیست، پایبندی به تعهدات، رقابت مسالمتآمیز و دوستیابی از هنجارهای مهم فرهنگ شهروندی هستند؛ این هنجارها در ظاهر ساده ولی به شدت مهم و تاثیرگذار هستند و اگر در چرخه تکرار قرار گیرند، تبدیل به هویت میشوند.
فضیلتهایی چون وفاداری، مسئولیتپذیری، آزادی، تساهل و تسامح، بردباری، انصاف و احترام به حقیقت، از دل همین رفتارهای روزمره بیرون میآیند.
آن هنگام که فرهنگ شهروندی نهادینه شود، نه تنها هزینههای زندگی جمعی کاهش مییابد، بلکه اعتمادها بیشتر میشود، همکاریها آسانتر شکل میگیرد، خشونت و قانونگریزی کم میشود و در نتیجه کیفیت زندگی افزایش پیدا می کند و در چنین فضایی، شهروند فقط مطالبهگر حقوق خود نیست بلکه نسبت به سرنوشت دیگران و محیط پیرامونش نیز احساس تعهد میکند.
بدیهی است که تحقق چنین فرهنگی یکشبه امکان پذیر نیست و نیازمند آموزش از کودکی، الگوسازی در خانواده و مدرسه، تقویت نهادهای مدنی، شفافیت قانون و فراهم شدن امکان مشارکت واقعی شهروندان است. فرهنگ شهروندی محصول رابطهای دوطرفه میان شهروند و جامعه است؛ جامعه باید زمینه احترام، آزادی، عدالت و امنیت را فراهم کند و شهروند نیز باید مسئولیت، نظم، صداقت و همدلی را در رفتار خود نشان دهد.
جلوههای عینی فرهنگ شهروندی را میتوان در کوچکترین رفتارهای روزانه دید.
شهروندی، پیش از آنکه یک عنوان باشد، یک تمرین روزانه است؛ تمرینی که از هر صف، هر گفتوگو و هر انتخاب کوچک آغاز میشود.



