×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true
true

خبر فوری

false
true
true
نقد ادبی و ادبیات به بستر اجتماعی خود وابسته اند

سید محی الدین حسینی ارسنجانی-فارس آگاه

استاد عبد العلی دست غیب نویسنده و مترجم نامی کشورمان در نخستین نشست اعضای انجمن ملی نقد ادبی در سخنانی از نقد و نقادی و شرایط و دشورای های موجود بر سر راه نقادان ادبی گفت.چهره ماندگار نقد ادبی معاصر اظهار داشت:نقدها وابستگی های غیر قابل انکاری به جامعه و تاریخ و فلسفه و هنر دارند و ریشه هر پدیده انسانی و نقد اجتماعی و ادبی را باید در خود جامعه پیدا کرد و دنبال نمود.از آنجا که انسان موجودی ابتدایی است زبان او هم پدیده ای اجتماعی است بنابر این ادبیات هم به عنوان چیزی که توسط این دو یعنی تاریخ و جامعه تولید میشود به بستر اجتماعی خود وابسته است.

وی گفت:تقسیم بندی منتقدان مربوط به زمانی است که ما وارد درباره ماهیت نقدادبی شویم.اگربخواهیم بدانیم نقد ادبی چیست و چه ماهیتی دارد و منشاء آن کجاست؟ آن وقت آن را تقسیم بندی میکنیم. مهمترین گونه نقد همانا نقد ادبی جامعه شناختی است و بعد از آن نقد های روانشناسی و متولوژیک اخلاقی و فرمالیستی میباشد.اما اگر بخواهیم در نقد وارد مسائل موضوعی شویم مساله فرق میکند و همانگونه که “نوت” منتقد کانادایی در کالبد شکافی نقد مطرح میکند با یک تقسیم بندی ارسطویی روبرو هستیم آنوقت است که یک دسته از نقدها آثار حماسی و برخی از نقدها آثار تغزّلی و دسته ای دیگر از نقدها آثار دراماتیک و تراژدی و کمدی را در بر میگیرد.

دست غیب افزود: افرادی در ایران به صورت جسته و گریخته درباره نقد و انواع و تقسیم بندیهای آن سخن گفته اند و نقدهای ” آخوند زاده ” در واقع اقتباسی از فلسفه و نقد ادبی به شیوه غربی بوده است.یک فلسفه ورزی انتقادی قوی از افلاطون تا پروفسور ریچارد در نزدیک به ۲۵۰۰ سال به همین دلیل نمیتوانیم از یک تقسیم بندی انتقادی شسته و رفته در ایران حرف بزنیم.کارهای فردی مثل محمد حقوقی جنبه فرمالیستی دارد اما از انجایی که تفکر نقد ادبی در ایران یافت نمیشود حساسیت هنری نیز پیدا نمیشود.

نویسنده هفتاد عنوان اثر تالیف و ترجمه در ادامه بیان کرد:تاثیر مسائل اجتماعی بیشتر در نقدهای سیاسی و اجتماعی دیده میشود.البته ممکن است برای منتقدی مثل زیگموند فروید ضمیر ناخودآگاه هنرمند جالب باشد چرا که او میخواهد بداند “ژنر” یعنی منشاء اثر هنری کجاست و چگونه یک انسان وادار می شود چیزی مثل دیوان حافظ و یا فاوست گوتر به وجود آورد.

استاد عبدالعلی دست غیب خالق کتاب ۵ جلدی “از دریچه نقد “خاطر نشان کرد:ما در ایران بستر مناسبی برای رشد نقد ادبی نداشته ایم و نقد ما برگرفته از نقد غرب است و شاید این مساله جنبه ای تاریخی دارد.ایران بعد از هجوم اردوی مغولان ستون فقرات اقتصادی خودرا از دست داد.بخش اعظمی از ایران ویران و دانشمندانش کشته شده و از بین میروند و به قول ابن اسیر از بدو تولد حضرت آدم تا بعد از این واقعه ممکن است نظیر چنین واقعه ای برای ایران رخ ندهد.تمام ایران آباد به جز فارس به سرزمینی سوخته تبدیل شد.پس از استیلای مغولان بر ایران تفکر و تازه جویی متوقف می شود و ما از ان زمان تا به امروز  تاکنون نتوانسته ایم آن شکست را جبران کنیم و در این اواخر در دوره قاجار کسانی مثل عباس میرزا و امیر کبیر تلاشهایی انجام دادند تا جامعه ایران را ازحالت ملوک الطوایفی و خان، خانی بیرون آورند تا حدودی شرایط رشد استبداد قاجاری بوجود آید.هر چند که زمینه آن هم فراهم نبود بنابراین افکار لیبرالیسم غربی به عنوان مشروطه وارد ایران شدند از این رو چیزی بنام دموکراسی ایرانی و آزادی ایران و تفکر ایرانی که مانند فردوسی و بیرونی و رازی اصیل باشند وجود ندارد.

گفتنی است انجمن ملی نقد ادبی با مدیریت و تاسیس محی الدین حسینی ارسنجانی فعال فرهنگ و ادب و هنر فارس در سال ۱۴۰۴ در شیراز ایجاد شد و متشکل از تنی چند از ادیبان و شاعران معاصر به صورت هفتگی فعال و در مباحث گوناگون نقد آثار و اشعار ،کتابها و داستانهای منتشر شده از افراد و  چهره های نامدار ادبی داخل و خارج از کشور به فعالیت میپردازد.

true
true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد