true
الگوی کشت از نظریه مثلث حکمرانی کشاورزی باید بر اساس نقشه راه زنجیرههای ارزش هوشمند مبتنی بر داده باشد.
به گزارش فارس آگاه به نقل از تسنیم، بابک کلانی کارشناس حوزه کشاورزی: الگوی کشت از نظریه مثلث حکمرانی کشاورزی باید مبتنی بر نقشه راه زنجیرههای ارزش هوشمند مبتنی بر داده باشد.
مسئله اصلی الگوی کشت در ایران، کمبود سیاست یا ضعف توان تولید نیست؛ بلکه ناهماهنگی در حکمرانی میان سه حوزه آب، بازار و تولید است. پرسش اساسی اکنون این است که این هماهنگی چگونه باید شکل بگیرد؟
پاسخ این پرسش را میتوان در چارچوبی با عنوان نظریه مثلث حکمرانی کشاورزی مبتنی بر داده جستوجو کرد؛ چارچوبی که الگوی کشت را نه محصول تصمیم یک دستگاه اجرایی، بلکه برآیند عملکرد هماهنگ سه رکن اصلی حکمرانی در تجمیع و طبقه بندی درست داده ها میداند. در این نگاه، زنجیرههای ارزش هوشمند محصولات کشاورزی و صنایع غذایی، ابزار اجرایی تحقق این نظریه و زمینهساز تبدیل سیاست به عمل هستند.
مثلث حکمرانی کشاورزی مبتنی بر داده
الگوی کشت پایدار، محصول عملکرد یک دستگاه نیست، بلکه خروجی تعامل سه متغیر بنیادین است:
آب به علاوه بازار به علاوه برنامهریزی تولید مساوی با الگوی کشت پایدار
در این چارچوب، سه وزارتخانه نقشهای مکمل و بههمپیوسته دارند:
وزارت نیرو؛ مسئول مدیریت و تخصیص پایدار منابع آب حجمی.
وزارت صنعت، معدن و تجارت؛ مسئول توسعه بازارهای داخلی و صادراتی، تنظیم تجارت و ایجاد ثبات بازار.
وزارت جهاد کشاورزی؛ مسئول سیاستگذاری تولید، ارتقای بهرهوری، امنیت غذایی و تدوین الگوی کشت.
از این منظر، موفقیت یا ناکامی الگوی کشت، نتیجه عملکرد مشترک این سه ضلع است و نسبت دادن آن به یک دستگاه، با واقعیت حکمرانی و تقسیم وظایف قانونی همخوانی ندارد.
تابآوری تولید؛ حلقهای که کمتر دیده شده است
یکی از معیارهای سنجش عملکرد بخشهای اقتصادی، روند ارزش افزوده در حسابهای ملی است. دادههای رسمی در سالهای مختلف نشان میدهد که بخش کشاورزی، در مقایسه با بخشهای دیگر اقتصاد، در اغلب دورههای مورد بررسی از ثبات بیشتری برخوردار بوده و حتی در شرایطی مانند تحریم، خشکسالی یا رکود، توانسته است عملکرد نسبتاً پایداری را حفظ کند.
این واقعیت نشان میدهد که ظرفیت تولید، اگرچه با محدودیتهایی روبهرو است، اما در بسیاری از دورهها از تابآوری قابل توجهی برخوردار بوده است. بنابراین، مسئله اصلی را نباید صرفاً در حلقه تولید جستوجو کرد، بلکه باید به اختلال در دو حلقه دیگر یعنی آب و بازار نیز توجه داشت.
از حکمرانی تا اجرا؛ زنجیره ارزش هوشمند مبتنی بر داده متمرکز
پذیرش نظریه مثلث حکمرانی، بهتنهایی مسئله را حل نمیکند. این نظریه نیازمند سازوکاری اجرایی است که بتواند سه ضلع آب، بازار و تولید را در عمل به یکدیگر متصل کند.
این سازوکار، شناخت، ایجاد، تثبیت و توسعه زنجیره ارزش هوشمند محصولات کشاورزی و صنایع غذایی است.
در این الگو، واحد تصمیمگیری دیگر مزرعه یا کارخانه نیست، بلکه زنجیره کامل ارزش هر محصول است؛ زنجیرهای که در آن برنامهریزی مبتنی بر داده، تجمیع اطلاعات پایه محصولی لحظه به لحظه و طبقه بندی آن ها انجام می شود و سپس؛ به نیاز سنجی قبل از تولید و نیاز سازی پس از تولید می پردازد و از تأمین نهاده آغاز میشود و با تولید، فرآوری، حملونقل، تأمین مالی، بازاریابی، صادرات و مصرف به صورت پایدار ادامه مییابد.
هوشمندی این زنجیره، تنها به استفاده از فناوری محدود نمیشود؛ بلکه به معنای تصمیمگیری مبتنی بر داده متمرکز، شفافیت اطلاعات، هماهنگی نهادی و همراستایی منافع همه ذینفعان است.
نقشه راه ایجاد زنجیرههای ارزش هوشمند مبتنی بر داده متمرکز، تحقق این رویکرد، مستلزم طی کردن چهار مرحله بههمپیوسته است.
مرحله نخست؛ شناخت
در گام نخست، باید اجزا موثر در فرآیند نیز ذی نفعان هرکدام از حلقه های زنجیره ارزش تک محصولی بهصورت دقیق شناسایی شوند. این شناخت صرفاً محدود به تولیدکنندگان نیست، بلکه همه ذینفعان موثر از تأمینکنندگان نهاده، کشاورزان، شرکتهای خدمات فنی، صنایع تبدیلی، شبکه حملونقل، شرکتهای بستهبندی، صادرکنندگان، نظام بانکی، بیمه، مراکز تحقیقاتی، شرکتهای دانشبنیان و مصرفکنندگان را دربر میگیرد.
خروجی این مرحله، تهیه نقشه راه تولید پایدار برای هر محصول است؛ نقشهای که روابط، نقشها و نقاط گلوگاهی فرآیند را در شرایط موجود زنجیره ارزش هوشمند مشخص میکند.
مرحله دوم؛ ایجاد
پس از شناسایی دقیق اجزا و ذی نفعان موثر در فرآیندزنجیره ارزش هوشمندمبتنی بر داده متمرکز، گام بعدی ایجاد ساختار حکمرانی(G2G) آن است. مناسبترین بستر برای این منظور، تشکیل شرکت های تعاونی سهامی عام زنجیره ارزش هوشمند است؛ نهادی که امکان مشارکت همزمان کشاورزان، تشکلهای تولیدی، صنایع تبدیلی، شرکتهای بازرگانی، سرمایهگذاران، شرکتهای دانشبنیان، نظام مالی و حتی مصرفکنندگان موثر در فرآیند تولید پایدار هر تک محصول کشاورزی و صنایع غذایی را فراهم میکند.
تعاونی سهامی عام، ضمن حفظ ماهیت مشارکتی، از ظرفیتهای بازار سرمایه و تأمین مالی جمعی هم بهره میگیرد و میتواند حلقههای پراکنده زنجیره را در قالب یک ساختار اقتصادی واحد سازماندهی کند. در این الگو، منافع اعضا به جای رقابتهای جزیرهای، در موفقیت کل زنجیره تعریف میشود.
مرحله سوم؛ تثبیت
پس از شکلگیری تعاونی سهامی عام، مهمترین وظیفه، تثبیت حکمرانی زنجیره ارزش هوشمند است. این مرحله با استقرار نظام مدیریت دادهها، قراردادهای بلندمدت میان زنجیره ارزش هوشمند و بازار های با ثبات بلند مدت، شفافیت اطلاعات، استانداردسازی تولید، توسعه نظامهای تضمین کیفیت، تأمین مالی پایدار، بیمه، مدیریت ریسک و ایجاد سازوکارهای پایش عملکرد محقق میشود.
در این مرحله، هر یک از سه ضلع مثلث حکمرانی کشاورزی نقش مشخص خود را ایفا میکنند؛ وزارت نیرو مدیریت پایدار منابع آب و ارائه الگوی آب حجمی (الگوی آب) را دنبال میکند، وزارت صنعت، معدن و تجارت ثبات بازار و توسعه تجارت و در نهایت الگوی بازار بلند مدت را فراهم میآورد و وزارت جهاد کشاورزی نیز برنامهریزی تولید، ارتقای بهرهوری و هدایت الگوی کشت را بر عهده دارد. تعاونی سهامی عام، بستر هماهنگی عملی این سه حوزه خواهد بود.
مرحله چهارم؛ توسعه
مرحله نهایی، توسعه زنجیره ارزش هوشمند مبتنی بر داده و افزایش مقیاس فعالیت آن است. در این مرحله، تعاونی سهامی عام از یک ساختار محلی فراتر رفته و به یک بازیگر ملی و بینالمللی تبدیل میشود. توسعه صادرات، برندسازی، جذب سرمایهگذاری، گسترش صنایع تبدیلی، استفاده از فناوریهای نوین، هوش مصنوعی، کشاورزی دقیق، سامانههای هوشمند مدیریت آب و بازار، حمل و نقل تخصصی و اتصال به زنجیرههای ارزش جهانی، مهمترین محورهای این مرحله برای رسیدن به شرایط مطلوب هستند.
در این رویکرد، هدف صرفاً افزایش تولید نیست، بلکه افزایش بدون نفت پایدار ارزش افزوده (GDP)، ارتقای بهرهوری منابع، ایجاد اشتغال پایدار، تقویت امنیت غذایی و افزایش تابآوری اقتصاد کشاورزی است. در نتیجه، تعاونی سهامی عام از یک بنگاه اقتصادی صرف، به نهاد حکمرانی زنجیره ارزش برای تولید پایدار محصولات کشاورزی و غذا تبدیل میشود؛ نهادی که میتواند پیوند میان سیاستگذاری، سرمایهگذاری، تولید و بازار را برقرار کرده و زمینه تحقق عملی نظریه مثلث حکمرانی کشاورزی را مبتنی بر داده های متمرکز آرایش شده فراهم آورد.
شرکت تعاونی سهامی عام زنجیره ارزش هوشمند داده محور؛ بازوی اجرایی نظریه مثلث حکمرانی کشاورزی است.
از نظریه تا سیاست
اگر بپذیریم که الگوی کشت، حاصل تعامل همزمان سه مؤلفه آب، بازار و برنامهریزی تولید است، آنگاه روشن میشود که اصلاح آن نیز با اقدامات بخشی و تصمیمات منفرد هیچ دستگاهی امکانپذیر نخواهد بود و در صورتی که حکمران در تمرکز دهی و طبقه بندی دادهها موفق عمل کند می تواند به این مهم دست یابد. الگوی کشت، پیش از آنکه یک مسئله فنی یا صرفاً کشاورزی باشد، مسئلهای در حوزه حکمرانی است و موفقیت آن در گرو هماهنگی نهادی میان ارکان اصلی تصمیمگیری کشور است.
نظریه مثلث حکمرانی کشاورزی مبتنی بر داده بر همین مبنا استوار است؛ نظریهای که بیان میکند پایداری تولید و امنیت غذایی زمانی تحقق مییابد که مدیریت منابع آب، سیاستهای بازار و تجارت، و برنامهریزی تولید، در یک چارچوب واحد و همافزا عمل کنند. هرگونه ضعف یا ناهماهنگی در هر یک از این اضلاع، کارآمدی کل نظام را تحت تأثیر قرار خواهد داد.
اما هیچ نظریهای بدون سازوکار اجرایی به نتیجه نمیرسد. از اینرو، زنجیرههای ارزش هوشمند محصولات کشاورزی و صنایع غذایی بهعنوان بازوی اجرایی این نظریه مطرح میشوند و تعاونیهای سهامی عام زنجیره ارزش هوشمند مبتنی بر داده های متمرکز میتوانند بستر نهادی اجرای آن باشند. این تعاونیها با گرد هم آوردن تولیدکنندگان، صنایع، فعالان بازار، سرمایهگذاران، شرکتهای دانشبنیان و سایر ذینفعان، امکان همراستاسازی منافع، تجمیع سرمایه، تصمیمگیری مبتنی بر داده و مدیریت یکپارچه زنجیره را فراهم میکنند.
در این چارچوب، دولت از نقش تصدیگری فاصله گرفته و بر سیاستگذاری، تنظیمگری، تسهیلگری و نظارت متمرکز میشود و اداره زنجیرههای ارزش هوشمند، با مشارکت سازمانیافته ذینفعان، در قالب تعاونیهای سهامی عام انجام میگیرد. نتیجه چنین رویکردی، افزایش بهرهوری آب، کاهش ریسک تولید، ثبات بازار، توسعه صادرات، افزایش ارزش افزوده، تقویت امنیت غذایی و ارتقای تابآوری اقتصاد کشاورزی و سهم بری عادلانه ذی نفعان فرآیند خواهد بود.
از این منظر، آینده کشاورزی ایران نه در مدیریت جداگانه آب، تولید یا بازار، بلکه در حکمرانی یکپارچه این سه حوزه و سازماندهی آنها در قالب زنجیرههای ارزش هوشمندمبتنی بر داده های متمرکز رقم خواهد خورد. اگر بخش نخست این یادداشت به تبیین مسئله پرداخت، این بخش کوشید چارچوب نظری و مسیر اجرایی حل آن را ارائه کند؛ چارچوبی که میتواند مبنایی برای گفتوگوی سیاستی (G2G)، اصلاحات نهادی و طراحی برنامههای عملیاتی در بخش کشاورزی کشور باشد.
true
true
https://farsagah.ir/?p=80084
true
true


