ایران سالانه ۱۰ تا ۱۲ میلیون تن گندم مصرف میکند ، اگر فقط ۱۰ درصد نان کشور هدر برود، یعنی میلیاردها لیتر آب و میلیاردها تومان یارانه از بین رفته است
زهرا وصالی – فارس آگاه
در روزهای داغ برداشت گندم، وقتی کمباینها موج طلایی دشتها را میبلعند و بوی خوشههای رسیده در هوا میپیچد، شاید وقت آن باشد که مکث کنیم و از خود بپرسیم: نان هر روز ما، چقدر آب میخورد؟
این پرسش ساده، در دل خود حقیقتی بزرگ پنهان دارد؛ حقیقتی که سالهاست در هیاهوی روزمرگی گم شده: آب مجازی—آبی که در ظاهر دیده نمیشود، اما در تمام مراحل تولید یک محصول حضور دارد.
و نان، یکی از محصولات غذایی ماست که انچنان که تصور می شود کم آب بر هم نیست.
بر اساس دادههای معتبر جهانی و میانگین اقلیم ایران، برای تولید یک کیلو گندم حدود ۱۳۰۰ تا ۱۸۰۰ لیتر آب مصرف میشود. این رقم برای یک کیلو آرد به ۱۵۰۰ تا ۲۰۰۰ لیتر میرسد.
در نهایت، یک قرص نان ۲۵۰ گرمی، ۳۰۰ تا ۴۵۰ لیتر آب در پشتصحنه خود دارد.
به زبان ساده: هر نانی که دور میریزیم، چند سطل بزرگ آب را دور ریختهایم.
اما ماجرا فقط این نیست. گندم در ایران، برخلاف بسیاری از کشورها، محصولی آنچنان «بارانمحور» نیست. میتوان گفت که تقریبا ۷۰ درصد گندم ایران با آبیاری تولید میشود. راندمان آبیاری در بسیاری از مزارع کمتر از ۴۰ درصد است. تبخیر در اقلیم ایران ۳ تا ۵ برابر اروپاست.
دشتهای گندمخیز کشور—از فارس تا کرمان و اصفهان—در وضعیت فرونشست شدید قرار دارند. ایران سالانه چند میلیارد مترمکعب کسری مخزن آب زیرزمینی را تجربه میکند.
یعنی هر دانه گندم، بخشی از آبهای زیرزمینی رو به زوال را با خود حمل میکند.
سفر نان از مزرعه تا تنور، سفری است که با آب آغاز میشود: بارش باران و بعد آبیاریها، تبخیر شدید، برداشت از سفرههای زیرزمینی، مصرف کود و سم، سوخت تراکتورها، انتقال به سیلوها، مصرف برق آسیابها، شستوشوی تجهیزات، انرژی تنور و ضایعات نان اینها بخشی از هزینههای پنهان تولید ناناند.
نان، محصول نهایی یک سرمایهگذاری بزرگ آبی و انرژی است؛ سرمایهای که اگر هدر برود، بازگشتپذیر نیست.
گفته می شود که ایران سالانه ۱۰ تا ۱۲ میلیون تن گندم مصرف میکند. اگر فقط ۱۰ درصد نان کشور هدر برود، یعنی میلیاردها لیتر آب و میلیاردها تومان یارانه از بین رفته است. هدررفت نان، فقط یک رفتار فردی نیست؛ یک خسارت ملی است که فشار بیشتری بر سفرههای زیرزمینی وارد میکند، نیاز به واردات گندم را افزایش میدهد و امنیت غذایی کشور را تهدید میکند.
اکنون که کشاورزان در گرمای تابستان خوشههای طلایی را درو میکنند، باید بدانیم هر خوشه گندم، نتیجه ماهها آبیاری و مراقبت است؛ هر دانه گندم، حاصل بارشهای اندک و سفرههای زیرزمینی خسته؛ و هر ذره آرد، بخشی از سرمایه آبی کشور.
در چنین شرایطی، دور ریختن نان، فقط اسراف نیست؛ بیتوجهی به آب، خاک، کشاورز و آینده است.
راهحلها پیچیده نیستند: خرید نان به اندازه نیاز، نگهداری صحیح نان، استفاده از نان خشک در غذاها، کاهش ضایعات در نانواییها، بهبود کیفیت پخت، توسعه کشت دیم، اصلاح الگوی آبیاری و آموزش عمومی درباره آب مجازی. هر رفتار کوچک، یک قدم بزرگ برای حفظ منابع آب است.
وقتی یک قرص نان را روی سفره میگذاریم، در واقع تاریخ یک سال بارندگی، زحمت کشاورز، آبهای زیرزمینی و آفتاب داغ را روی سفره گذاشتهایم.
نان، فقط نان نیست؛ داستان آب است، داستان خاک است، داستان آینده است.
اگر نان را سبک بگیریم، آب را سبک گرفتهایم. و اگر آب را سبک بگیریم، آینده را.


