مریم شنتیا – فارس آگاه
وقتی که کارخانه های شایعه سازی با سرعتی چشم گیر محتوای جعلی تولید و منتشر می کنند و مرز میان حقیقت و دروغ هر روز باریکتر میشود ، حقیقت بیش از هر زمان دیگری با موجی از شایعات اطلاعات نادرست و اخبار جعلی به چالش کشیده می شود . در این آشفته بازار خبری مسئولیت رسانههای حرفهای نیز سنگینتر از گذشته است ، آن هم زمانی که فیکنیوزها با تحریف واقعیت، اعتماد عمومی به اطلاعات را هدف میگیرند و باجنیوزها با تبدیل خبر به ابزاری برای کسب منفعت، اعتبار و مشروعیت حرفه روزنامهنگاری را خدشهدار میکنند. وجه مشترک هر دو پدیده، آسیب به سرمایه اجتماعی رسانهها و تضعیف حق مردم برای دسترسی به اطلاعات صحیح و قابل اعتماد است .

فارس آگاه برای بررسی ابعاد مختلف این دو پدیده به عنوان آفتی بر جان روزنامه نگاری حرفه ای ، دیدگاه سه تن از استادان و پیشکسوتان روزنامه نگاری فارس را جویا شد که در ادامه از نظرتان می گذرد .
فیک نیوزها و باج نیوزها ، آفت روزنامه نگاری پیشرفته
سیروس رومی ، پیشکسوت عرصه رسانه و مطبوعات در استان فارس با تاکید بر اینکه خبر دروغ و خطای حرفهای مرز مشترکی ندارد ، گفت : خطای حرفهای عمدی نیست و نتیجه دانش اندک روزنامه نگار و دقت نداشتن سردبیر می باشد اما خبر دروغ عمدی و بر اساس منافع روزنامه تشکل سیاسی اقتصادی اجتماعی و حتی ادبی برنامهریزی و تولید میشود.
وی الگوریتم «برنامهریزی» را شمشیری برنده ، تاثیرگذار و دارای کارکرد یکسان چه در موارد منفی و چه در موارد مثبت دانسته و بیان کرد : اندیشه پشت کاربرد برنامهریزی مهم است . مگر میشود حتی یک گزارش ساده را بدون چک لیست و بدون دقت انجام داد ؟ با چه نیتی اقدام به نوشتن گزارش میکنیم؟ تفکر جالب بر ذهنیت ما چیست ؟ میخواهیم ویرانگر باشیم یا سازنده ؟ این برنامهریزی نه تنها در کار روزنامه نگاری که در تمام گسترههای اجتماعی کارکرد دارد.
پژوهشگر مطبوعات استان فارس ، با اشاره به آسیب های شبکه های اجتماعی در عرصه خبررسانی تاکید کرد : شبکه های اجتماعی جنجال بازاری آشفته هستند . بازاری مکاره با جنسهای بنجل رنگ آمیزی شده ، فریب دهنده ، مخرب و متاسفانه با کارایی بسیار افزون .
وی با اشاره به کارکرد مخرب باج نیوزها گفت : باج نیوزها نشریاتی هستند که بر پایه گرفتن پول ، ملک ، جایگاه و همچنین مقامهای بالاتر اجتماعی قد علم کرده اند و تنها وجه تمایزشان با نشریات هم جرگه ی خود ، در مقدار باجی است که دریافت می کنند .
سیروس رومی ، با تاکید بر اینکه فیک نیوزها و باج نیوزها هر دو آفت یک روزنامه نگاری پیشرفته در مملکت تاریخی متمدن و فرهنگی ایران هستند ، بیان کرد : ریشه این دو اصطلاح رسانهای به کارکرد غلط و ناصواب میرسد . خبر دروغ بدتر از باج خواهی خبری است در حالی که باج نیوز خیلی رو و زود فهم است .
این پیشکسوت مطبوعات فارس ، روزنامه نگاری متعهد و افشاگرانه را نقطه مقابل کارکرد باج نیوزها دانست و گفت : نشریات افشاگرانه اغلب یا تعطیل می شوند یا تعطیل شان می کنند. در کشورهای پیشرفته و آزاد دولت زیاد به روزنامه کاری ندارد و این مردم هستند که با خریدن یا نخریدن یک نشریه ، آن را بالا برده یا تعطیل میکنند اما در کشورهای جهان سوم که نشریات با مجوز دولت چاپ میشود و متکی به کمکهای دولتی هستند ، قضیه متفاوت است .
سیروس رومی ، وجه تمایز شیوه نقد در رسانه های حرفه ای و باج نیوزها را در فرم نگارش علت و معلولها دانست و گفت : خواننده فهیم از تکرارها و تصویرها به این درک میرسد که روزنامه به کجا میرود . بسیاری مواقع تیتر یک مقاله نشان دهنده کیفیت و رویکرد مقاله است ، هرچند روزنامهها سعی دارند باج خواهی خود را پشت تصاویر و نثری متوسط و حتی صفحه آرایی پر کنند.
تهدید به انتشار اطلاعات ، ابزاری برای کسب منفعت شخصی باج نیوزها
مهدی بذر افکن نویسنده و مدرس رسانه و فرهنگ نیز مهمترین معیار تشخیص عملکرد فیک نیوزها با خطای یک رسانه حرفه ای را ، «قصد»، «فرآیند تولید خبر» و «واکنش پس از آشکار شدن خطا» دانست و گفت : خطای حرفهای زمانی رخ میدهد که خبرنگار یا رسانه، علیرغم رعایت اصول حرفهای مانند راستیآزمایی، استفاده از منابع معتبر و تلاش برای صحتسنجی، به دلیل محدودیت زمان، دسترسی ناقص به اطلاعات یا اشتباه انسانی، خبری نادرست منتشر کند. در چنین شرایطی، رسانه مسئولیتپذیر پس از اطلاع از اشتباه خبر را اصلاح می کند اما فیکنیوز تولید یا انتشار آگاهانه اطلاعات نادرست، تحریفشده یا گمراه کننده با هدف تأثیرگذاری بر افکار عمومی، تخریب اشخاص، کسب منافع سیاسی یا اقتصادی، یا ایجاد هیجان و افزایش بازدید است. بنابراین تفاوت اصلی در «عمد»، «سوءنیت» و «اصرار بر انتشار اطلاعات خلاف واقع» است، نه صرفاً نادرست بودن یک خبر.
وی یادآور شد در دنیای امروز که سرعت انتشار اطلاعات بسیار بالاست، نمی شود گفت رسانه ای حرفه ای است که هرگز اشتباه نکند اما می شود گفت رسانه ای حرفه ای است که سازوکار اصلاح خطا و پاسخگویی داشته باشد.
بذر افکن بیان کرد : الگوریتمهای شبکههای اجتماعی ذاتاً برای افزایش تعامل کاربران طراحی شدهاند نه برای تشخیص حقیقت. این الگوریتمها معمولاً محتوایی را بیشتر نمایش میدهند که واکنش احساسی بیشتری ایجاد کند؛ مانند خشم، ترس، هیجان یا تعجب. به همین دلیل اخبار جعلی که اغلب دارای تیترهای اغراقآمیز و احساسی هستند ، شانس بیشتری برای دیده شدن پیدا میکنند. همچنین پدیده «اتاق پژواک» و «حباب فیلتر» باعث میشود کاربران بیشتر در معرض اخباری قرار بگیرند که با باورهای قبلی آنان همسو است. این مسئله احتمال پذیرش و بازنشر اخبار جعلی را افزایش میدهد.
وی ادامه داد : دو واژه حباب فیلتر و اتاق پژواک مخصوص شبکه های اجتماعی است «حباب فیلتر» به وضعیتی از انزوای فکری اطلاق میشود که در پی شخصیسازی نتایج جستوجو در فضای وب پدید میآید. در این فرآیند الگوریتمهای پلتفرمها با پیشبینی علایق و انتظارات کاربر، نتایج را بهصورت گزینشی به او نمایش میدهند. در کنار این پدیده «اتاق پژواک» نیز فضایی است که در آن، فرد تنها در معرض اخبار و اطلاعاتی قرار میگیرد که با باورها و دیدگاههای او همسو است. این تکرار یکجانبه موجب تحریف درک واقعیت میشود. چراکه با حذف دیدگاههای مخالف و برجستهسازی بیشازحد یکسویه، گستره بینش فرد محدود شده و در نهایت، همان برداشت گزینشی به عنوان «واقعیتِ عینی» به او القا میشود.
این روزنامه نگار پیشکسوت خاطر نشان کرد : نباید تمام مسئولیت را متوجه الگوریتمها دانست. سواد رسانهای پایین، رقابت شدید برای جذب مخاطب و رفتار کاربران نیز در گسترش فیک نیوز نقش تعیینکنندهای دارند. بنابراین مقابله با این پدیده نیازمند مسئولیت مشترک پلتفرمها، رسانهها و مخاطبان است.
این مدرس دانشگاه ، روزنامهنگاری افشاگرانه را یکی از ارزشمندترین شیوه های روزنامهنگاری دانست و افزود : روزنامه نگاری افشاگرانه با تکیه بر اسناد، تحقیقات میدانی، منابع متعدد و رعایت اصول اخلاق حرفهای، فساد، سوءاستفاده از قدرت یا تخلفات را آشکار میکند و هدف آن تأمین منافع عمومی است. در مقابل، باجنیوز از اطلاعات یا تهدید به انتشار اطلاعات بهعنوان ابزاری برای کسب منفعت شخصی، اقتصادی یا سیاسی استفاده میکند. در اینجا هدف، اطلاعرسانی عمومی نیست، بلکه اعمال فشار بر فرد یا سازمان برای دریافت امتیاز یا جلوگیری از انتشار مطالب است. وی ادامه داد تفاوت اصلی در «هدف»، «روش» و «انگیزه» است. در روزنامهنگاری افشاگرانه، حقیقت برای منفعت عمومی منتشر میشود؛ اما در باجنیوز، حقیقت یا حتی گاهی اطلاعات نادرست، وسیلهای برای کسب منفعت شخصی است. از منظر اخلاق حرفهای، خبرنگاری افشاگرانه مصداق مسئولیت اجتماعی رسانه و باج نیوز مصداق سوءاستفاده از قدرت رسانهای است.
وی ادامه داد : رسانه حرفهای ممکن است نقد بسیار تند و حتی افشاگرانه داشته باشد، اما همواره به اصولی مانند انصاف، استناد، تفکیک خبر از نظر، رعایت حق پاسخ و پاسخگویی پایبند است. در مقابل، باجنیوز معمولاً فاقد شفافیت، فاقد روش حرفهای و دارای رفتارهای فرصتطلبانه است .
بذر افکن هر دو پدیده فیک نیوز و باج نیوز تهدید جدی برای اعتبار رسانه ها دانست و گفت : در عین حال اثرگذاری آنها متفاوت است. فیکنیوز بیش از هر چیز اعتماد عمومی به اطلاعات را تضعیف میکند و باعث سردرگمی جامعه میشود. وقتی مخاطب بارها با اخبار نادرست مواجه شود به مرور نسبت به همه رسانهها دچار تردید میشود. اما باجنیوز اعتماد به «نهاد رسانه» را هدف قرار میدهد. اگر جامعه احساس کند برخی رسانهها از قدرت اطلاعرسانی برای کسب منفعت شخصی یا اعمال فشار استفاده میکنند، سرمایه اجتماعی رسانهها به شدت آسیب میبیند. این آسیب حتی رسانههای حرفهای و مستقل را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
اگر مسئول یا شخص دارای نفوذ ریگی به کفش نداشته باشد نباید باج بدهد
غلامرضا مالک زاده خبرنگار بازنشسته و مدرس سابق دانشکده خبر شیراز نیز در گفتگو با فارس آگاه گفت : باج نیوز در بیشتر موارد در عرصه عمومی مجال انتشار نمی یابد اما دستاویزی برای برخی افراد و رسانه ها با هدف تامین منافع قبیله ای و خودخواهانه شده است ضمن اینکه شخص خطاکار را هم پاسخگو نمیکند بلکه مشوق او نیز هست. تفاوت میان این دو در کارکرد است که منجر به شناخت مردم از نقد و باج نیوز میشود.
وی با بیان این که عبارت «بوق تبلیغاتی» و «رسانه نما» برای آنها کاربرد دارد ، گفت : اعتبار رسانه در کوشش برای ایحاد اعتماد و اعتبار است. این اعتبار با دادن اخبار جعلی، مخدوش میشود. باج نیوز هم که عمدتا در عرصهی مخفی و پنهان کاری رواج دارد، اعتبار رسانه را خدشه دار می کند. با این حال به نظرم تبدیل رسانه به جایگاه تبلیغات بی پایه و اساس و همچنین هوچیگری و هیاهو ، اعتبار رسانه را بیشتر خدشه دار کرده و میکند.. اعتبار برخی رسانه های به اصطلاح رسمی اینک با جنجال و فریب و دروغ اگر نگوییم نابود شده است در حال نابودی است .
مالک زاده گفت : به نظر میرسد قوانین مشخص برای مقابله با اخبار فیک یا باج نیوز نداریم. استخراج روال قانونی و مقابله با این پدیده ها از قوانین کنونی فعلا چاره ساز خواهد بود. گویا سرعت تحولات از قانونگذاران بیشتر است!» در نهایت، آنچه از دیدگاه کارشناسان برمیآید این است که فیکنیوز و باجنیوز، اگرچه در شیوه عمل و انگیزه با یکدیگر تفاوت دارند، اما هر دو سرمایه اصلی رسانه یعنی «اعتماد عمومی» را هدف قرار میدهند. فیکنیوز با تحریف واقعیت، افکار عمومی را گمراه میکند و باجنیوز با سوءاستفاده از قدرت اطلاعرسانی، اخلاق و اعتبار حرفه روزنامهنگاری را زیر سؤال میبرد.
این پیشکسوت مطبوعات فارس ، با تاکید بر اینکه در نظام حقوقی ایران مقررات متعددی برای مقابله با انتشار اخبار خلاف واقع، افترا، نشر اکاذیب و سوءاستفاده از رسانه وجود دارد ، بیان کرد : از جمله این قوانین میتوان به قانون مطبوعات، قانون جرائم رایانهای، قانون مجازات اسلامی -به ویژه مقررات مربوط به نشر اکاذیب، افترا و تشویش اذهان عمومی- و همچنین دستورالعملها و مقررات مرتبط با رسانههای برخط اشاره کرد. این قوانین امکان برخورد با انتشار اخبار خلاف واقع، هتک حیثیت، افترا و برخی مصادیق اخاذی رسانهای را فراهم کردهاند.
وی یادآور شد : چند روز پیش رییس پلیس امنیت اقتصادی فراجا از اخاذی چند هزار میلیاردی شبکه باج نیوزها از برخی فعالان اقتصادی خبر داده بود . شبکه ای که با جمع آوری اطلاعات شخصی و خانوادگی افراد سرشناس و از جمله مدیران بلند پایه برخی صنایع بزرگ و مهم کشور در حوزه صنایع پتروشیمی، فولاد و … به دنبال اخاذی و سو استفاده بود. بر همین اساس به نظر میرسد این چارچوب حقوقی برای مواجهه با تحولات جدید رسانهای به ویژه در فضای شبکههای اجتماعی، رسانههای مبتنی بر هوش مصنوعی، پلتفرمهای فرامرزی و فناوریهای تولید محتوای جعلی مانند دیپ فیکها، نیازمند بازنگری و به روز رسانی است.
مالک زاده گفت : خطای حرفهای خبرنگار (رسانه)را میتوان ناخواسته و براساس بی اطلاعی یا کم دانشی فرد و رسانه و گاهی غفلت دربارهی موضوع و رویداد ارزیابی کرد. انتشار عمدی اخبار جعلی با هدف «دادن اطلاعات غلط»و «اطلاعات گمراه کننده» و «هدایت افراد برای اهداف خاص»که در قالب فیک نیوز شناخته میشود با خطای حرفهای تفاوت دارد. بر این اساس رسانه هایی که اقدام به انتشار فیک نیوز میکنند نمیتوانند ادعا کنند دچار خطای حرفهای شدهاند. البته به گمانم خطای حرفهای، ترکیبی نادرست است. عبارت «خطای ناخواسته در حرفه»، بهتر است. بنابراین مرز میان فیک نیوز و خطای ناخواسته در حرفه اطلاع رسانی، عمدی بودن فیک و ناخواسته بودن خطاست .
این پیشکسوت روزنامه نگاری ، یکی از نکات جالب در خبر رسانی را که با گسترش شبکههای اجتماعی، تشدید شده است، علاقه و تمایل بیشتر مردم به خبرهای جنجالی و احساسی و حتی غلط دانست و بیان کرد : برخی مردم چون انتظارات خود از اطلاعات و اخبار رسمی را ناکافی میدانند، در دام استقبال از فیک نیوز می افتند. الگوریتم شبکههای اجتماعی بر این پایه مدون شده که فراوانی علاقه مندی ها را مبنا قرار دهند و مدل سازی کنند. این چرخه به تداوم هرج و مرج در عرصهی اطلاع رسانی منجر شده و میشود.
مالک زاده ادامه داد : اصطلاح باج نیوز اگر معنا و مصداقی داشته باشد بیانگر نوعی «خود ویرانگری» است. یعنی خبرنگار یا رسانه با قصدی ناهنجار و ضد مقوله اطلاع رسانی، به این پدیده یعنی باجگ یری روی آورده است و خلاف اصول حرفهای عمل کرده است.باج گرفتن کار رسانه نیست. بر این اساس، باج نیوز مبنای عقلانی در عرصهی اطلاع رسانی ندارد.
وی خاطر نشان کرد از نظر حقوقی باج گرفتن ناپسند و قابل پیگیری است. اگر مسئول یا شخص دارای نفوذ ریگی به کفش نداشته باشد نباید باج بدهد.


